تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
16 / 77 و خداى را است علم پنهان آسمانها و زمين و نيست كار قيامت يعنى نزديك قدرت او مگر مانند چشم زدن بلكه نزديك‌تر است هر آئينه خدا بر همه چيز تواناست ( 77 ) 16 / 78 و خدا بيرون آورد شما را از شكم مادران شما و نمىدانستيد چيزى را و پيدا ساخت براى شما شنوائى و چشمها و دلها تا بود كه شكر كنيد ( 78 ) 16 / 79 آيا نديدند بسوى مرغان رام‌شده در هوائى آسمان نگاه نمىدارد ايشان را مگر خدا هر آئينه درين نشانها است گروهى را كه ايمان مىآرند ( 79 )
شرح
وَ لِلَّهِو مر خداى راستغَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِدانستن نهانى آسمانى و زمين يعنى او داند و بس آنچه پوشيده است از ان و شما را محسوس نمىشود يا مراد مطر و نبات استوَ ما أَمْرُ السَّاعَةِو نيست كار قيامت يعنى قيام آن روز يا احياى موتى در سرعت و سهولتإِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِمگر مانند نگريستن چشم يعنى گشتن او از اعلاى حدقه باسفل آن و باصطلاح آن را چشم زدن گويند يعنى آوردن خداى مر قيامت را يا زنده ساختن اموات را در ان روز آسان‌تر است از آنكه شما ديده بر هم زنيدأَوْ هُوَبلكه آنأَقْرَبُنزديك‌تر است چه لمح بصر دو فعل است 1 وضع جفن و 2 رفع آن و ايقاع قيامت يا احياى موتى يك فعل است پس ممكن است وقوع آن در نصف زمان اين حركتإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىعَلى كُلِّ شَيْءٍبر همه چيز از بعث و حشرقَدِيرٌتوانا است يعنى تواند احياى خلايق دفعة چنانچه قادر است بر احياى ايشان بر سبيل تدريج پس از ابتداى ظهور ايشان خبر داد تا از مبدأ بر معاد استدلال كنند و فرمود كهوَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْو خداى بيرون آورد شما رامِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْاز شكمهاى مادران شمالا تَعْلَمُونَ شَيْئاًنمىدانستيد هيچ چيز را از جذب منافع به خود و دفع مكاره از خودوَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَو داد مر شما را گوشوَ الْأَبْصارَو چشمهاوَ الْأَفْئِدَةَو دلها يعنى ادوات دانش بشما داد تا جزئيات اشيا بمشاعر دريابيد و بدلها مشاركاتى و مبايناتى كه ميان ايشان باشد بسبب تكرار احساس تعقل كنيد تا علوم بديهى شما را حاصل آيد و به نظر در ان اكتساب علوم نظرى دست دهد پس ادوات استفاده و استفاضه از كلام و كتاب كه تعلق آن باسماع و ابصار است بشما ارزانى داشت و سلاطين قلوب را كه مميّز از مستفادات شمااند بر مسند تعقل متمكن ساختلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَشايد كه شما شكر گوئيد بدين نعمتهاأَ لَمْ يَرَوْاآيا نمىنگرند آدميان براى استدلال بر قدرت الهىإِلَى الطَّيْرِبسوى مرغان تا به بينند ايشان رامُسَخَّراتٍرام‌شدگان براى پريدنفِي جَوِّ السَّماءِدر هوا ميان ارض و سماما يُمْسِكُهُنَّنگاه نمىدارد ايشان را در ان هواإِلَّا اللَّهُمگر خداى و اگر نه ثقل جسد ايشان مقتضى سقوط استإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در تسخير طير براى طيرانلَآياتٍهرآئينه نشانها استلِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَبراى گروهى كه بگروند يعنى مؤمنان متقن‌اند بدانچه تفكر مىكنند در آنكه حق سبحانه مرغان را بر وضعى آفريد كه طيران مىتوانند نمود و هوا را بر نمطى مخلوق ساخته كه پريدن ايشان در آن ممكن است و ايشان را نگاه مىدارد در هوا بر خلاف طبع ايشان پس ببال اين تفكّرات در هواى معرفت پرواز نموده خود را به آشيان كرامت نشان تفكر ساعة خير من عبادة ستين سنة مىرسانند بيتفكر ازين خانه فرازت كشد * سوى سراپردهء رازت كشد .