16 / 24
و چون گفته شود ايشان را چيست آنچه فروفرستاده است پروردگار شما گويند افسانههاى پيشينيان است ( 24 )
16 / 25
مآل اين گفتار آنكه بردارند بار گناه خويش به تمام روز قيامت و بردارند نيز بعض بارهاى آنان كه گمراه مىسازند ايشان را به غير دانش آگاه شو بد است آنچه برمىدارند ( 25 )
16 / 26
هر آئينه بدانديشى كردند آنان كه پيش از ايشان بودند پس بيامد خدا يعنى فرمان خدا بسوى عمارت ايشان از جانب بنيادها پس افتاد بر ايشان سقف از بالاى ايشان و آمد بديشان عذاب از ان جهت كه نمىدانستند ( 26 )
شرح
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْو چون گويند متكبران را يعنى اتباع و سفله پرسند از رؤساء و شرفاء كهما ذا أَنْزَلَچه چيز فرستادرَبُّكُمْپروردگار شما بر محمد ص اين سخن بر سبيل استهزاء و تهكّمست چه ايشان به نزول قرآن مقر نبودند اما چون كسى به استهزا پرسيدى كه خداى چه فرستاده استقالُواگويندأَساطِيرُ الْأَوَّلِينَآن فرستاده شده سرگذشتهاى پيشينيان است يعنى هيچ نفرستاد و آنچه او مىخواند اساطيرالاولينست كفار بدين سخن قومى را گمراه ساختند و حق تعالى فرمود كه اين عمل كردندلِيَحْمِلُواتا بردارندأَوْزارَهُمْبار گناهان خود راكامِلَةًبه تماميَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزوَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَو بردارند بعضى از گناهان آنان كهيُضِلُّونَهُمْگمراه ساختند ايشان رابِغَيْرِ عِلْمٍبه بىدانشى ، به آن مقدار كه حصّه اضلال باشد يعنى هم عقوبت كفر خود خواهند كشيد به تمام و هم حصّه از عقوبت قومى كه بجهل و نادانى ايشان را گمراه كردهاندأَلا ساءَبدانيد كه بد بارى استما يَزِرُونَآن بارى كه ايشان مىكشندقَدْ مَكَرَ الَّذِينَبه درستى كه مكر كردهاند آنان كه بودهاندمِنْ قَبْلِهِمْپيش از اهل مكّه به قصد و تكذيب انبياء عليهم السلامفَأَتَى اللَّهُپس بيامد فرمان خداىبُنْيانَهُمْبه آن بناها كه برافراشته بودند يعنى امر خداى تعالى به خرابى ابنيهء ايشان صادر شدمِنَ الْقَواعِدِاز جهت اساس يا عمدى كه بناها بر آن موضع بودفَخَرَّپس بيفتادعَلَيْهِمُ السَّقْفُبر ايشان سقف خانهمِنْ فَوْقِهِمْاز زبر ايشان يعنى اوّل بام بر ايشان فرود آمد پس ديوارها و اين اشارت بانهدام كلى و هلاك ايشان در آن بعضى برآنند كه مراد ازين بنا صرح نمرود است كه ببابل ساخته بود ارتفاع آن پنج هزار گز بود و گويند دو فرسخ طول و عرض داشت كه ترصّد امور آسمانى كند و بر خداى ابراهيم عليه السلام مطلع شده با وى مقابله نمايد بعد اتمام صرح بادى از مهبّ هيبت الهى بوزيد و آن بنا را از بيخ و بنياد بركند در تفسير ثعلبى آمده كه سر آن بنا در دريا افگند و باقى بر خانهء نمروديان افتاد و آواز مهيب از ان پديد آمد كه زبان قوم متبلبل شد يعنى بهم برآمد و سخن ايشان مختلف گشت و وجه تسميهء آن شهر كه كوثا نام داشته ببابل اين است محمد بن جرير طبرى آورده كه زبان همه مردم در زمان نمرود سريانى بود و چون سقوط صرح واقع شد زبانها را اختلاف پديد آمد و هر قومى به زبانى سخن گفتن آغاز كرد و هيچ يك زبان آن ديگرى ندانست و هفتاد و دو زبان مختلف در عالم پديد آمد پس حق سبحانه خبر مىدهد كه آن قوم پيش ازين مكر كردند يعنى نمرود و اتباع او ما به خرابى بناهاى ايشان حكم كرديموَ أَتاهُمُ الْعَذابُو بيامد بديشان عذابمِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَاز آنجا كه ندانستند كه خداى تعالى نمرود را مبتلا گردانيد يعنى وقتى كه طمع نداشتند و يا از عمرى كه متوقع نبود دمياطى آورده كه مراد ازين عذاب بعوضه است كه بر لشكر نمرود مسلّط شد و در لباب فرمود كه خداى نمرود را مبتلا گردانيد به پشّهاى كه در بينى او رفته در امّ الدماغ جاى گرفت و بزرگ شد و چهارصد سال در آنجا بماند و درين مدّت پيوسته مطرقه بر سر وى مىزدند تا فىالجمله آرامى مىيافت شيخ فريد الدين عطار رح در توحيد منطق الطير آورده - نظمنيمپشه بر سر دشمن گماشت * در سرا و چارصد سالش بداشتچون دهد حكمش ضعيفى را مدد * سبلت خصم قوى را بركند .