16 / 6
و شما را در آنها آبروست چون وقت شام از صحرا بازمىآييد و چون بسوى صحرا سر مىدهيد ( 6 )
16 / 7
و برمىدارند بار شما را بسوى شهرى كه هرگز نمىرسيديد به آن مگر به مشقت جانها هر آئينه پروردگار شما بخشاينده مهربانست ( 7 )
16 / 8
و آفريدم اسپان را و استران را و خران را تا سوار شويد بر آن و براى آرايش و مىآفريند آنچه نمىدانيد ( 8 )
16 / 9
و بر خدا مىرسد راه ميانه و بعض راههاى كج است و اگر خواستى راه نمودى شما را همه يك جا ( 9 )
16 / 10
اوست آنكه فرودآورد از آسمان آب را براى شما از آب آشاميدنى است و ازان آب بيشه درختان است كه دران مىچرانيد ( 10 )
شرح
وَ لَكُمْ فِيهاو شما راست در ان چهارپايانجَمالٌزينتى و آرايشى يعنى درهاى خانهء شما در وقت ايستادن بدين انعام زينت مىيابدحِينَ تُرِيحُونَهنگامى كه بازمىآيند از چراگاه به آرامگاه خويش يعنى آخر روزوَ حِينَ تَسْرَحُونَو وقتى كه بيرون مىروند به مراعى خود يعنى بامدادوَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْو برمىدارند بارهاى گران يا ابدان شما راإِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوابه شهرى كه نباشيد شمابالِغِيهِرسندان بدان به بارهاى گران پا پيادهإِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِمگر برنج و سختى كه به بدنهاى شما رسد اهل مكه را مىگوئيد كه با متعه تجارت خود به هيچ شهرى از شام و يمن نتوانيد رفت مگر به مشقت تمام پس حق سبحانه شما را نعمت انعام انعام فرمودهإِنَّ رَبَّكُمْبتحقيق كه آفريدگار شمالَرَؤُفٌهرآئينه مهربان است نعمت داد بىسابقه خدمترَحِيمٌبخشاينده است كه بآفريدن چهارپايان كار بر شما آسان كردوَ الْخَيْلَو بيافريد اسپان راوَ الْبِغالَو استران راوَ الْحَمِيرَو خران رالِتَرْكَبُوهاتا برنشينيد آنان راوَ زِينَةًو تا آرايش كنيد روزگار خود را بدان آرايشكردنىوَ يَخْلُقُو بيافريند چنانچه اينان را آفريدهما لا تَعْلَمُونَآن چيزى را كه شما نمىدانيد از حشرات و هوام و طيور و جانوران آبى و گفتهاند مراد نعيم بهشتى است يا ملائكه حافات و صافات يا مخلوقات ماوراى كوه قاف در لباب آورده كه سكوت از تفسير آنچه از حق سبحانه تعالى مىفرمايد كه ما لا تعلمون ، اولى استوَ عَلَى اللَّهِو بر خداى است يعنى او راستقَصْدُ السَّبِيلِبيان راه ميانه يعنى راه راست كه موصل است به حق يا بروست اقامت طريق مستقيم و تعديل آن نه بر سبيل وجوب بلكه از روى فضل و رحمت يا مر او راست راه حق يعنى دين اسلاموَ مِنْهاو هست بعضى از ان راه كه خلقان روندجائِرٌكج و منحرف از مقصد يعنى ملل كفر و شرك و اهواء و بدعوَ لَوْ شاءَو اگر خواستى خداى كه راه نمايدلَهَداكُمْ أَجْمَعِينَهرآئينه راه نمودى همه شما را و توفيق رفيق ساختى تا همه سائران به قصد السبيل رسيدندىهُوَ الَّذِي أَنْزَلَاوست آنكه فروفرستادمِنَ السَّماءِ ماءًاز آسمان يا از سحاب يا از آسمان بر سحاب و از سحاب بر زمين آبىلَكُمْ مِنْهُ شَرابٌشما را از ان آشاميدنىوَ مِنْهُ شَجَرٌو ازين باران باشد درخت مراد گياهى است كه از زمين برويد نه نباتى كه آن را ساق باشدفِيهِدر ان نبات رستهتُسِيمُونَمىچرانيد چهارپايان خود را .