تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
15 / 57 گفت پس چيست خبر شما را اى فرستادگان ( 57 ) 15 / 58 گفتند هر آئينه ما فرستاده شديم بسوى گروهى گناهكاران ( 58 ) 15 / 59 بجز كسان لوط هر آئينه ما البته نجات خواهيم داد ايشان را همه يك جا ( 59 ) 15 / 60 غير زنش كه مقرر كرده‌ايم كه هر آئينه وى از بازماندگان است ( 60 ) 15 / 61 پس وقتى كه آمد به كسان لوط فرستادگان ( 61 ) 15 / 62 گفت هر آئينه شما گروهى ناآشناايد ( 62 ) 15 / 63 گفتند بلكه آورده‌ايم پيش تو آنچه دران شبه مىكردند يعنى عقوبت ( 63 ) 15 / 64 و آورده‌ايم پيش تو وعده راست را و هر آئينه البته راست گوئيم ( 64 ) 15 / 65 پس ببر كسان خود را به پاره از شب و تو از پى ايشان رو و بايد كه ننگرد از شما هيچ‌كس و برويد آنجا كه فرموده شويد ( و آن زمين شام بود ) ( 65 ) 15 / 66 و وحى فرستاديم بسوى لوط اين سخن كه بيخ ايشان بريده شود چون بوقت صبح درآيند ( 66 )
شرح
قالَ فَما خَطْبُكُمْگفت پس چيست كار شماأَيُّهَا الْمُرْسَلُونَاى فرستادگان و كجا مىرويدقالُوا إِنَّا أُرْسِلْناگفتند به درستى كه ما را فرستاده‌اندإِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَبسوى گروه كافران يعنى قوم لوط عليه السلام تا ايشان را هلاك كنيمإِلَّا آلَ لُوطٍآل لوط ع يعنى خاندان اوإِنَّا لَمُنَجُّوهُمْبه درستى كه ما نجات‌دهندگانيم ايشان راأَجْمَعِينَهمهإِلَّا امْرَأَتَهُمگر زن او راقَدَّرْنا إِنَّهاقضا كرده‌ايم ما آن را كه آن زنلَمِنَ الْغابِرِينَاز بازپس‌ماندگان باشد در شهرستانها براى عذاب ، اسناد ملائكه تقدير را به خود با آنكه فعل اللّه است از جهت قرب و اختصاص تواند بودفَلَمَّا جاءَپس آن هنگام كه آمدندآلَ لُوطٍبه خانواده لوط عليه السلامالْمُرْسَلُونَفرشتگان فرستاده شدهقالَگفت لوط عإِنَّكُمْبه درستى كه شماقَوْمٌ مُنْكَرُونَگروهى بيگانگانيد يعنى نمىشناسم شما راقالُوا بَلْ جِئْناكَگفتند ما بيگانه نه‌ايم بلكه آمده‌ايم به توبِما كانُوابه آن چيزى كه بودند قوم تو كه از روى جهل و عنادفِيهِ يَمْتَرُونَدر ان چيز شك مىكردند يعنى آمده‌ايم بعذابى كه ايشان را وعده داده بودى و ايشان در ان شك داشتندوَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّو آورده‌ايم به تو راستى را يعنى عذاب ايشان كه حق استوَ إِنَّا لَصادِقُونَو به درستى كه ما راست‌گويانيم درين خبرفَأَسْرِ بِأَهْلِكَپس بيرون بر ازين شهر اهل خود رابِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِدر پاره از شب كه بگذردوَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْو تو نيز برو از پس ايشان تا شتاب كنى ايشان را در رفتنوَ لا يَلْتَفِتْو بايد كه باز پس ننگردمِنْكُمْاز شماأَحَدٌيكى تا هول عذاب را نه‌بينيدوَ امْضُواو برويدحَيْثُ تُؤْمَرُونَآنجا كه فرموده شده‌ايد يعنى بشام يا مصر يا صعوه كه شهرستان پنجم است و اهل آن هلاك نخواهند شدوَ قَضَيْناو حكم كرديم ما يا وحى فرستاديمإِلَيْهِبسوى اوذلِكَ الْأَمْرَآن كار را كه تفسيرش اينستأَنَّ دابِرَ هؤُلاءِبه درستى كه بنياد اين گروهمَقْطُوعٌبريده و بركنده خواهد شدمُصْبِحِينَدر حالتى كه بصبح درآيند يعنى قوم تو در سحر مستاصل خواهند شد كه يكى از ايشان باقى نماند و در خبر است كه چون زن لوط ع مهمانان نيكوروى را ديد خبر بقوم فرستاد .