تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
15 / 40 مگر بندگان خالص كردهء تو از ايشان ( 40 ) 15 / 41 گفت خدا اين اخلاص راهى است راست كه بر من مىرسد ( 41 ) 15 / 42 هر آئينه بندگان من نيست ترا بر ايشان غلبه ليكن غلبهء تو بر كسى باشد كه پيروى تو كرد از گمراهان ( 42 ) 15 / 43 و هر آئينه دوزخ وعده‌گاه ايشانست همه يك جا ( 43 ) 15 / 44 او را هفت درست هر درى را از گمراهان حصّه است جدا كرده شده ( 44 ) 15 / 45 هر آئينه پرهيزگاران در بوستانها و چشمها باشند ( 45 ) 15 / 46 ايشان را گفته شود درآييد اينجا به‌سلامتى ايمن شده ( 46 ) 15 / 47 و بيرون كشيم آنچه در سينهاى ايشان بود از كينه برادر يكديگر شده بر تختهاى روبه‌روى يكديگر كرده ( 47 )
شرح
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُمگر بندگان تو از ايشانالْمُخْلَصِينَخالص‌شدگان از شوائب شرك جلى و خفى كه مكر و فريب را در ايشان اثر نباشدقالَگفت خداىهذااين اخلاص در ايمانصِراطٌراهى است كه حق استعَلَيَّبر من رعايت آنمُسْتَقِيمٌراست است يعنى كجى ندارد و زود به منزل مىرساند و گويند على بمعنى الى است يعنى اخلاص راهى است راست بسوى منإِنَّ عِبادِيبه درستى كه بندگان من يعنى مخلصانلَيْسَ لَكَنيست تراعَلَيْهِمْ سُلْطانٌبر ايشان تسلطى و قوتى در اغوا و اضلالإِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَمگر آن‌كس كه متابعت تو كندمِنَ الْغاوِينَاز گمراهان كه تو برو مسلّط توانى شدوَ إِنَّ جَهَنَّمَو به درستى كه دوزخلَمَوْعِدُهُمْوعده‌گاه ايشان است يعنى متابعان توأَجْمَعِينَهمه ايشانلَهامر دوزخ راسَبْعَةُ أَبْوابٍهفت درستلِكُلِّ بابٍمر هر درى رامِنْهُمْاز گمراهانجُزْءٌ مَقْسُومٌبهره هست قسمت كرده شده و مراد از ابواب طبقات است و براى هر طبقى قومى مقرر و معين شده جهنّم جاى گنهكاران است از اهل توحيد لظى مقام ترسايانست حطمه مأواى جهودان است سعير از ان صابيان است سقر مقر گبرانست جحيم محل مشركان است هاويه كه درك اسفل گويند نامزد منافقان است امام ابو منصور ماتريدى رح در تاويلات فرمود كه مراد از ابواب طبقات است و چون مؤمنان در دوزخ جاويد نيستند ايشان را طبقه مقرر نباشد پس طبقه اولى نامزد دهريه است دوم از ان ثنويّه و مشركان عرب است سوّم از ان براهمه كه مطلق منكر رسالت‌اند چهارم از آن يهود پنجم از آن نصارى ششم از ان مجوس هفتم از آن منافقان در بحر الحقائق آورده كه دوزخ بعد حرمان را هفت درست حرص و شره و حقد و حسد و غضب و شهوت و كبر و در ترجمه رشف مذكورست كه دوزخ را هفت در از آن است كه اعضاى هفتگانه ، آدمى كه چشم و گوش و زبان و بطن و فرج و دست و پاست ، هفت در بدان گشوده مىشود به گناهى كه لائق آن موضع است و هر عضوى را از بابى مورد طريق گردانيده‌اند نظمهفت در دوزخ‌اند در تن تو * ساخته نفسشان درو دربندهمين كه در دست تست قفل امروز * در هر هفت محكم اندر بندإِنَّ الْمُتَّقِينَبه درستى كه پرهيزكنندگان از پيروى ابليسفِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍدر بوستانها و چشمهااند يعنى در باغها كه در ان چشمها روان بود و از شير و خمر و غير آنادْخُلُوهاگويند فرشتگان متقيان را كه درآييد بدين بوستانهابِسَلامٍ آمِنِينَمقرون به سلامت از همه آفتها يا به سلامى از خدا در حالتى كه ايمن باشند از زوال نعمتوَ نَزَعْناو بيرون كنيمما فِي صُدُورِهِمْآنچه در سينهاى بهشتيان باشدمِنْ غِلٍّاز كينه كه در دنيا با هم داشته باشند از حضرت مرتضى على رض منقول است كه گفت اميد مىدارم كه من و طلحه رض و زبير رض از ايشان باشيم و گويند صفت حسد را از ايشان نزع كنند تا بدرجات و مراتب يكديگر رشك نبرندإِخْواناًدرآيند در بهشت در حالتى كه همچو ما برادران باشند مر يكديگر را در مهربانى و دوستدارىعَلى سُرُرٍنشسته بر تختها از زر مكلّل بجواهرمُتَقابِلِينَرويها بر يكديگر آورده‌اند كه بهشتيان قفاى يكديگر را نه بينند چه هرجا كه مىروند و روى بدان جانب مىكنند تختهاى ايشان نيز مىرود و مىگردد پس در جميع احوال روى يكديگر مىبينند .