15 / 19
و زمين گسترانيديمش و انداختيم در آنجا كوهها و رويانيديم در آنجا از جنس هر چيز سنجيده ( 19 )
15 / 20
و ساختيم براى شما در آنجا اسباب معيشت و ساختيم براى شما آنكه نيستيد او را روزىدهنده ( 20 )
15 / 21
و نيست هيچچيز مگر نزديك ما خزانهاى اوست و فرونمىآريم آن را مگر به اندازهء مقرّر ( 21 )
15 / 22
و فرستاديم بادها بارداركنندهء ابر پس فرودآورديم از آسمان آبى پس نوشانيديم شما را آن آب و نيستيد شما آن را جمعكننده ( 22 )
15 / 23
و هر آئينه ما زنده مىسازيم و مىميرانيم و مائيم وارث ( 23 )
شرح
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناهاو زمين را بازكشيديم به روى آب از زير خانه كعبه يعنى از بلندى كه در ان مكان بناى خانه كعبه بودوَ أَلْقَيْناو درافگنديم و پيدا كرديمفِيها رَواسِيَدر زمين كوههاى سر افراخته پاى بر جاوَ أَنْبَتْنا فِيهاو برويانيديم در زمينمِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍاز هر چيزى سنجيده به ميزان حكمت يعنى مقدّر به مقدار معين بر وجهى كه مقتضاى مشيّت بىعلّت است يا آنچه وزن كنند و بپيمايند يا موزون بمعنى مستحسن باشد يعنى برويانيديم از زمين چيزهاى نيكو مشتمل بر منافع كليه از اشجار و مزروعاتوَ جَعَلْنا لَكُمْو بساختيم براى شمافِيهادر زمينمَعايِشَاسباب معيشت يعنى آنچه قوام عيش شما بوى است از مطاعم و ملابسوَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُو هم براى شما ساختيم آن را كه نيستيد شما مر او رابِرازِقِينَروزىدهندگان يعنى خدام و مماليك و گفتهاند انعام و مراكبوَ إِنْ مِنْ شَيْءٍو نيست هيچ چيز كه آدمى بوى محتاج باشدإِلَّا عِنْدَنامگر نزديك ماست يعنى در تحت فرمان ماخَزائِنُهُخزينهاى او يعنى ما قادريم بر ايجاد و تكوين آن اين ضرب المثل است براى اقتدار و اختيار چه تشبيه كرده است مقدورات خود را به اشياى مخزونه كه در اخراج آن احتياج به كلفت و زحمت نيستوَ ما نُنَزِّلُهُو فرونمىفرستيم آن راإِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍمگر به اندازه دانسته شده كه نه كم از ان شايد و نه زيادت بر آن بايدوَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَو فرستاديم بادها رالَواقِحَآبستان بابر يعنى بردارندگان ابر را يا آبستنكنندگان درختها را به ميوهفَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِپس فروفرستاديم از آسمانماءًآبى كه آن باران استفَأَسْقَيْناكُمُوهُپس بخورانيديم شما را از ان آب و تصرف داديم در آنوَ ما أَنْتُمْ لَهُو نيستيد شما مر آن آب فروفرستاده رابِخازِنِينَنگاهدارندگان در چاه و غدير و چشمه بلكه ما حافظ آنيم امام ماتريدى رحمه الله در تاويلات فرموده كه نيستيد شما مر خداى را خزينهداران يعنى خزاين او بر دست شما نيست و آنچه شما در خزينه نهيد هم از ان اوستوَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِيو به درستى كه ما زنده مىگردانيم اجسام فانيه را بايجاد حيات در انوَ نُمِيتُو ميرانيم اجسام حيه را به ازاله حيات از ان در لطائف قشيرى رح مذكور است كه زندگى مىدهيم دلها را بانوار مشاهده و ميرانيم نفوس را در نار مجاهده يا زنده مىسازيم به موافقت طاعات و مرده مىگردانيم بمتابعت شهوات صاحب بحر الحقائق رح فرموده كه احياى قلوب اولياء مىكنيم بانوار لمعات جمال و اماتت نفوس ايشان مىنمائيم بسطوات نظرات جلال يا موت و حيات مىدهيم بخلع و لبسوَ نَحْنُ الْوارِثُونَو ما وارثانيم يعنى باقى بعد از فناى خلايق چه ميراث چيزى را گويند كه بعد از مردمان يكى به ديگرى رسد پس همه در معرض فنااند و حق سبحانه موصوف است به صفت بقاء -