تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
11 / 106 اما آنان كه بدبخت شدند پس در آتش باشند ايشان را آنجا مانند زير و بم خر باشد ( 106 ) 11 / 107 جاويدان آنجا مدت بقاى آسمانها و زمين غير وقتى كه خواسته است پروردگار تو هر آئينه پروردگار تو مىكند آنچه مىخواهد ( 107 ) 11 / 108 و اما آنان كه نيك بخت كرده شدند پس در بهشت باشند جاويدان آنجا تا مدت بقاى آسمانها و زمين غير وقتى كه خواسته است پروردگار تو بخششى غير منقطع ( 108 ) 11 / 109 پس مباش در شبههء از آنچه مىپرستند اين گروه نمىپرستند مگر چنانچه مىپرستيدند پدران ايشان پيش ازين و ما البته تمام رساننده‌ايم حصه ايشان را ناكاهيده ( يعنى حصهء ايشان از عذاب ) ( 109 )
شرح
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوافاما آنان كه بدبخت شدندفَفِي النَّارِپس در آتش دوزخ‌اندلَهُمْ فِيهامر ايشان را در آتشزَفِيرٌفريادى سختوَ شَهِيقٌو ناله زار و زفير صوت شديد را گويند و استعمال او در مبدأ صوت حمار است و شهيق صوت ضعيف بود و در آخر نهيق مستعمل مىباشد تشبيه مىكند فرياد اشقيا را به انكر اصوات كه صوت حمير است و اين بدبختان با اين ناله و فغانخالِدِينَ فِيهاجاويدان باشند در ان آتشما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُهميشه تا آنكه آسمانها و زمينها برجاست اين كلمات در عرف عرب عبارت از تابيد ابد و تخليد خلود است پس دوام اهل النار بدوام آسمان و زمين باز بسته نباشد چه نصوص و إله برتابيد دوام اهل النار و انقطاع دوام ارض و سما دارد است پس اعتقاد بايد كرد كه كفار كه اشقيا عبارت از ايشان است جاويد در دوزخ خواهند بودإِلَّا ما شاءَ رَبُّكَمگر آنچه خواهد پروردگار تو ايشان را از عذاب نار به عذاب زمهرير معذب سازد يا عذابى ديگر غير از عذاب آتش چه در دوزخ انواع عذاب و عقوبت است يكى از آنها آنست كه به آتش عذاب كنند پس استثنا از خلود باشد در عذاب نار نه از خلود در دوزخإِنَّ رَبَّكَبه درستى كه آفريدگار توفَعَّالٌ لِما يُرِيدُكننده است هر چيزى را كه خواهد از انواع تعذيبوَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواو اما آنان كه نيك‌بخت شدندفَفِي الْجَنَّةِپس ايشان در بهشت‌اندخالِدِينَ فِيهاجاويدان در آنما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُمادامىكه باشد آسمان آخرت و زمين آنچه به حكم يوم تبدل الارض غير الارض و السموات زمين و آسمان بدل اين آسمان و زمين خواهد بود حضرت شيخ قدس سره در فتوحات آورده كه دوام آسمان و زمين از حيثيت جواهر ايشان مراد است نه از حيثيت صورت ايشان و گفته‌اند مراد فوق و تحت است چه عرب هر چه بالاى سر باشد آن را آسمان گويند و آنچه زير قدم بود آن را ارض خوانند پس مادامىكه تحت و فوق باشند سعداء در بهشت باشندإِلَّا ما شاءَ رَبُّكَمگر آنچه خواهد پروردگار تو كه آنها را از نعيم جنان به دولتى رساند زيادت از ان كه آن رتبه رويت است و رضوان يا به نعمتى كه كنه وى را كس نداند مگر حضرت وى كه عالم است بجميع معلومات و نكته فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين مؤيد اين قول است و شمه ازين قول در باب در سوره توبه در تفسير آيت و رضوان من اللّه اكبر سمت ذكر يافته و ببايد دانست كه علماى تفسير درين استثناى سخن بسيار گفته‌اند و زاد المسير آورده كه استثناء لا يفعله و در معالم فرموده كه خداى تعالى درين استثناء داناتر است و اگر اقوال همه آورده شوند شرط ايجاز كه در اوّل مقرر شده باقى نماند و اللّه الباقى و له الحكم و اليه ترجعونعَطاءًعطاء داد ايشان را عطا داد لىغَيْرَ مَجْذُوذٍنامنقطع يعنى ممتد الى غير النهايةفَلا تَكُپس مباشفِي مِرْيَةٍدر گمان مخاطب حضرت رسالت‌پناه‌ست ص و حقيقت خطاب راجع به امت است مىفرمايد كه به شك مباشيدمِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِاز آنچه مىپرستند اين مشركان در آنكه ضلالت است مؤدى بهلاك يعنى شك مكنيد در آنكه آن عبادت گمراهى است كه آخر بهلاك ايشان كشد چنانچه كفر امم ماضيه سبب هلاك و عذاب ايشان شدما يَعْبُدُونَنمىپرستند اهل شرك بتان راإِلَّا كَما يَعْبُدُمگر بر وجهى كه مىپرستيدندآباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُپدران ايشان پيش ازين يعنى بباطلوَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْبه درستى كه ما تمام رساننده‌ايم بديشاننَصِيبَهُمْبهره ايشان را از عذابغَيْرَ مَنْقُوصٍدر حالتى كه آن نصيب ناكاسته نباشد .