تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
11 / 63 گفت اى قوم من آيا ديديد اگر باشم بر حجتى از پروردگار خود و عطا كرده باشد به من از جانب خود بخشايشى پس كه نصرت دهد مرا از عقوبت خدا اگر نافرمانى او كنم پس زياده نمىكنيد در حق من مگر زيانكارى را ( 63 ) 11 / 64 و اى قوم من اينست ماده‌شترى كه خدا فرستاده است براى شما نشانهء پس بگذاريدش تا بخورد در زمين خدا و مرسانيد بوى هيچ ضررى را كه آنگاه بگيرد شما را عقوبتى نزديك ( 64 ) 11 / 65 پس پى زدند آن را پس گفت صالح بهره‌مند باشيد در سراى خود سه روز اين وعده است غير دروغ ( 65 ) 11 / 66 پس وقتى كه آمد فرمان ما خلاص ساختيم صالح را و آنان را كه ايمان آوردند همراه وى به بخشايشى از جانب خود و رهانيديم از رسوائى آن روز هر آئينه پروردگار تو همونست توانا غالب ( 66 )
شرح
قالَ يا قَوْمِگفت صالح ع كه اى گروه منأَ رَأَيْتُمْخبر دهيد مرا و فرض كنيد كه منإِنْ كُنْتُاگر باشمعَلى بَيِّنَةٍبر حجتى روشنمِنْ رَبِّياز پروردگار خودوَ آتانِي مِنْهُو داده باشد امر از نزديك خودرَحْمَةًپيغمبرىفَمَنْ يَنْصُرُنِيپس كيست كه يارى كند و بازدارد مرامِنَ اللَّهِاز عذاب خداإِنْ عَصَيْتُهُاگر نافرمانى كنم او را در تبليغ رسالت پس من شما را به خدا مىخوانم و شما مرا بدين خود دعوت مىكنيد و با من مجادله مىنمائيدفَما تَزِيدُونَنِيپس شما نمىافزائيد مراغَيْرَ تَخْسِيرٍجز به زيانكارى نسبت دادن يعنى نسبت كردن شما مرا بزيان يا نسبت كردن من شما را بدان آورده‌اند كه قوم ثمود بعد از جدال بسيار طلب معجزه نمودند چنانچه در سوره اعراف سمت تحرير يافت و به دعاى وى ناقه از سنگ بيرون آمد بامر خداى تعالى صالح ع حجت گرفت و در باب ناقه وصيت آغاز كرد و گفتوَ يا قَوْمِو اى گروه منهذِهِ ناقَةُ اللَّهِاين ناقه است كه خداى خلق كردهلَكُمْبراى شماآيَةًدر حالتى كه نشانه است بر قدرت اوفَذَرُوهاپس بگذاريد او راتَأْكُلْتا بخورد و بچردفِي أَرْضِ اللَّهِدر زمين خداى يعنى روزى او بر شما نيست و نفع او مر شما راستوَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍو مرسانيد بوى بدى و آزارى كه اگر به بدى قصد وى كنيدفَيَأْخُذَكُمْپس بگيرد شما راعَذابٌ قَرِيبٌعذابى نزديك يعنى متعاقب به آزار او معذب گرديد و مهلت نيابيدفَعَقَرُوهاپس پى كردند آن ناقه را و تفسير آن در سوره قمر بيايد ان‌شاءالله تعالى و بعد از عقر ناقه بچه او به بالاى كوه برآمده سه بانگ كرد صالح ع در ان وقت در ميان قوم نبود چون بيامد و حال با او تقرير كردندفَقالَ تَمَتَّعُواپس گفت شما بزئيد و برخوريد از حيات خودفِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍدر سراهاى خود سه روز كه چهارشنبه و پنجشنبه و آدينه است و در روز شنبه عذاب بر شما فرود آيدذلِكَ وَعْدٌاين وعده استغَيْرُ مَكْذُوبٍنه دروغ آورده‌اند كه روز چهارشنبه وى ايشان زرد شد و پنجشنبه سرخ گشت و آدينه سياه و شنبه عذاب نازل شدفَلَمَّا جاءَپس آن هنگام كه آمدأَمْرُنافرمان ما به عذاب ايشاننَجَّيْنا صالِحاًنجات داديم صالح راوَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُو آنان را كه با او بودند از مؤمنانبِرَحْمَةٍ مِنَّابفضل و بخشايشى از نزديك ما نه به عمل ايشان يعنى بمحض فضل و رحمت صالح و مؤمنان را از ان بلا برهانيديموَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍو از رسوائى آن روز مىشايد مراد روز قيامت باشدإِنَّ رَبَّكَبتحقيق كه پروردگار توهُوَ الْقَوِيُّاوست توانا بر نجات مؤمنانالْعَزِيزُغالب بر دشمنان بهلاك ايشان .