11 / 52
و اى قوم من آمرزش طلبيد از پروردگار خود باز رجوع كنيد بسوى او تا بفرستد ابر را بر شما ريزان گشته و بيفزايد شما را قوّتى همراه قوّت شما و روگردان مشويد گناهكار شده ( 52 )
11 / 53
گفتند اى هود نياوردى بما دليلى و نيستيم ما ترككننده معبودان خود را به گفتهء تو و نيستيم ما ترا باوردارنده ( 53 )
11 / 54
نمىگوئيم الا آنكه رسانيدهاند به تو بعض معبودان ما ضررى گفت هر آئينه من گواه مىسازم خدا را و شما گواه باشيد كه من بىتعلقم از آنچه شما شريك مىگيريد ( 54 )
11 / 55
بجز وى پس بدسگالى كنيد در حق من همه يك جا باز مهلت مدهيد مرا ( 55 )
شرح
وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواو اى گروه من استغفار كنيد و آمرزش طلبيدرَبَّكُمْاز پروردگار خود بايمانثُمَّ تُوبُواپس بازگرديدإِلَيْهِبه دو از عبادت غير اويُرْسِلِ السَّماءَتا بفرستد از آسمانعَلَيْكُمْبر مزروعات شمامِدْراراًبارانى پيوستهوَ يَزِدْكُمْو بيفزايد شما را و يارى كندقُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْقوت با قوتى يعنى فرزندان دهد شما را تا بمدد ايشان بر دفع اعادى قادر شويد پس سخن من بشنويدوَ لا تَتَوَلَّوْاو برمگرديد از من و اعراض منمائيد از پيغام الهىمُجْرِمِينَدر حالتى كه مصر باشيد بر گناهانقالُواگفتند يهودما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍاى هود نياوردى بما حجتى كه دلالت كند بر صحت دعوى تو حال آنكه هود عليه السلام معجزات بديشان نموده بود ايشان آن را در حساب نياوردند و انكار نموده گفتندوَ ما نَحْنُو نيستيم مابِتارِكِي آلِهَتِناترككنندگان عبادت خدايان خود راعَنْ قَوْلِكَاز سخن تو كه گوئى يك خداى را پرستيدوَ ما نَحْنُ لَكَو نيستيم ما ترابِمُؤْمِنِينَاز گرويدگانإِنْ نَقُولُما نمىگوئيم در شان توإِلَّا اعْتَراكَمگر آنكه رسانيدهاند به توبَعْضُ آلِهَتِنابرخى از خدايان مابِسُوءٍرنجى و گزندى و علتى و گويند مراد جنون است عاديان گفتند كه تو چون دشنام مىدهى خدايان ما را از آن ايشان ترا ديوانه ساختهاند تا سخنانى كه نه بر طبق عقل است از تو شنيده مىشودقالَگفت هود عليه السّلامإِنِّيبه درستى كه منأُشْهِدُ اللَّهَگواه مىسازم خداى راوَ اشْهَدُواو شما نيز گواه باشيد بهآنكه منأَنِّي بَرِيءٌبهآنكه من بيزارممِمَّا تُشْرِكُونَاز آنچه شما انباز مىگيريدمِنْ دُونِهِبدون خداى يعنى در عبادت او ديگران را شريك مىسازيدفَكِيدُونِيپس اجتماع كنيد بر كيد نسبت منجَمِيعاًهمه شما يعنى شما و خدايان شما در اهلاك من اتفاق نمائيدثُمَّ لا تُنْظِرُونِپس مرا مهلت مدهيد و هر چه خواهيد در قصد من بكنيد كه من باك ندارم و به حمايت عصمت الهى از مضرت و معرت شما نهانديشم و اين از جمله معجزات هود عليه السلام بوده كه تن تنها در مواجهه جمعى كثير از جباران و اهل بطش و سطوت و ارباب شوكت و قوّت كه به خون او تشنه بودند اين همه مبالغه نموده كه جمع شويد و اتفاق نموده بىمهلت در اهلاك من سعى نمائيد و ايشان با وجود شدت و قهر و اقتدار و اختيار از رسانيدن اندك ضررى به دو عاجز شدند و نعم ما قيل بيتتو خدا را شود گر جمله عالم درياست * به خدا گر سر موئى قدمت تر گرددچون هود عليه السلام بكرم الهى وثوق تمام داشت گفت .