11 / 56
هر آئينه من توكّل كردم بر خدا پروردگار من و پروردگار شما نيست هيچ جنبنده مگر خدا بدست گرفته است موى پيشانى او را هر آئينه پروردگار من بر راه راست است ( 56 )
11 / 57
پس اگر روگردان شويد ( ضررى به من عائد نيست ) هر آئينه رسانيدم بشما پيغامى را كه فرستاده شدم همراه آن بسوى شما و جانشين سازد پروردگار من قومى را بجز شما و هيچ زيان نتوانيد رسانيدن خداى را هر آئينه پروردگار من بر همه چيز نگاهبان است ( 57 )
11 / 58
و چون آمد عذاب ما خلاص ساختيم هود را و آنان را كه كه ايمان آوردند با وى برحمتى از جانب خود و برهانيديم ايشان را از عقوبت سخت ( 58 )
11 / 59
و اينست سرگذشت عاد ، انكار كردند آيات پروردگار خود را و نافرمانى نمودند پيغامبران او را و پيروى كردند فرمان هر سركش ستيزنده را ( 59 )
شرح
إِنِّي تَوَكَّلْتُبه درستى كه من توكّل كردمعَلَى اللَّهِبر خداىرَبِّي وَ رَبِّكُمْكه پروردگار من و پروردگار شما است و مهم خود را بوى بازگذاشتمما مِنْ دَابَّةٍهيچ جنبنده نيستإِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِهامگر كه خدا فراگيرنده است موى پيشانى او را يعنى مالك او است و قادر و غالب بر او اخذ نواصى تمثيل مالكيت و قدرت و تصرف استإِنَّ رَبِّيبه درستى كه آفريدگار منعَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبر طريق حق و عدل است هر كس كه برو توكل كند او را راه راست نمايد و ضائع نگذارد و در بحر الحقائق فرموده كه صراط مستقيم آنست كه منتهى به حق باشد نه به غير او كما قال جل جلاله و ان الى ربك المنتهى و در نقد النصوص جامعه مذكور است در باب احديت افعال و بيان تاثيرات و مؤثرات كه آن ذات متعاليه كه فى الحقيقة مصدر افعال و مؤثر در تمام منفعلات است به حكم ترتيب هر يكى را بحسب قابليات بسوى حضرت خود مىكشاند اين است سر آخذ بناصيتها و ان ربى على صراط مستقيم بيتكس كشاند مىكشد كانا اليه راجعون * چون روى جاى دگر فكر غلط باشد جنونو ازين مقولهها است قول قائل مثنوىچون همه راه اوست از چپ و راست * تو بهر ره كه مىروى او راستچون ازو بود ابتداى همه * هم به دو باشد انتهاى همهفَإِنْ تَوَلَّوْاپس اگر برگرديد از من و اعراض كنيد يعنى هميشه بر اعراض ثابت باشيدفَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْپس به درستى كه من رسانيدهام بشماما أُرْسِلْتُ بِهِآن چيز را كه فروفرستادهشدهام به آنإِلَيْكُمْبسوى شما يعنى وحى الهى بشما رسانيدم و بر شما حجت گرفتم چون قبول حق نكنيد حق تعالى شما را هلاك كندوَ يَسْتَخْلِفُو جانشين شما گرداندرَبِّيآفريدگار منقَوْماً غَيْرَكُمْگروهى را غير شماوَ لا تَضُرُّونَهُ شَيْئاًو زيان نتوانيد رسانيدن حق را چيزى باعراض از من و ابا از قبول دعوت حقإِنَّ رَبِّيبه درستى كه پروردگار منعَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌبر همه چيزها نگاهبان است يعنى افعال و اقوال و احوال همه را نگاه مىدارد و مجازات آنها ازو فائت نمىشود و چون كفّار قوم هود عليه السلام بدين سخن متعظ نشدند حكم ربانى به عذاب ايشان نافذ گشتوَ لَمَّا جاءَ أَمْرُناو آن هنگام كه بيامد فرمان ما به عذاب ايشاننَجَّيْنا هُوداًنجات داديم هود راوَ الَّذِينَ آمَنُواو آنكسانى را كه گرويده بودندمَعَهُبا او و ايشان چهار هزار بودند كه همه را با هود عليه السلام برهانيديم از عذاببِرَحْمَةٍ مِنَّابه بخشش و بخشايشى از ما يعنى نجات بفضل ما بود نه به عمل ايشانوَ نَجَّيْناهُمْو برهانيديم ايشان رامِنْ عَذابٍ غَلِيظٍاز عذاب درشت و آن سموم دوزخ بود كه به مناخر ايشان درآمده و از ادبار بيرون مىشد و اعضاى ايشان را پاره پاره مىساختوَ تِلْكَ عادٌو آن عاد است يعنى اثرها كه در ديار احقاف مىبينيد آثار قبيله عاد است كهجَحَدُواانكار كردند و كافر شدندبِآياتِ رَبِّهِمْبه آيت پروردگار خودوَ عَصَوْا رُسُلَهُو عاصى شدند در فرستادگان او و عصيان يك پيغمبر مستلزم عصيان همه پيغمبران ع استوَ اتَّبَعُواو پيروى كردندأَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍفرمان هر سركشىعَنِيدٍستيزهكار را يعنى عاصى شدند در كسى كه ايشان را به حق دعوت مىكرد و مطيع گشتند آن را كه ايشان را بكفر و ضلالت مىخواند .