تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
11 / 44 و گفته شد اى زمين فروبر آب خود را و اى آسمان با زمان و كم كرده شد آب و سر انجام نموده شد كار و قرار گرفت كشتى بر كوه جودى و گفته شد هلاك باد قوم ستمكاران را ( 44 ) 11 / 45 و آواز داد نوح پروردگار خود را پس گفت اى پروردگار من هر آئينه پسر من از اهل من است و هر آئينه وعدهء تو راست است و تو بهترين حكم‌كنندگانى ( 45 ) 11 / 46 گفت اى نوح هر آئينه وى نيست از كسان تو هر آئينه وى ( خداوند ) كار ناشايسته است پس سؤال مكن تو مرا از چيزى كه نيست ترا دانش آن هر آئينه من پند مىدهم ترا ( براى احتراز ) از آنكه باشى از جاهلان ( 46 ) 11 / 47 گفت اى پروردگار من هر آئينه من پناه خواهم به تو از آنكه بپرسم از تو آنچه نيست مرا دانش آن و اگر نيامرزى مرا و رحمت نكنى بر من باشم از زيانكاران ( 47 )
شرح
وَ قِيلَو گفته شد يعنى حق سبحانه و تعالى گفتيا أَرْضُ ابْلَعِياى زمين فروبرماءَكِآب خود را كه بيرون آوردهوَ يا سَماءُ أَقْلِعِيو اى آسمان بازگير آبى را كه فروگذاشتهوَ غِيضَ الْماءُو كم كرده شد آب بر روى زمينوَ قُضِيَ الْأَمْرُو گذارده شد كارى كه حكم حق تعالى به دو متعلق بود از هلاك اشرار و نجات ابراروَ اسْتَوَتْو قرار گرفت كشتىعَلَى الْجُودِيِّبر كوه جودى از موصل يا شام روز عاشورا دهم محرم و مدت طوفان شش ماه تمام بودوَ قِيلَو گفتندبُعْداًدورى و هلاكت بادلِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَمر گروه ستمكاران را يعنى كافران را و چون نوح ع با قوم از كشتى بيرون آمدند آن روز را به جهت شكرانه روزه داشت و صوم عاشورا سنت شد اين آيت در غايت فصاحت و بلاغت است در مفتاح و كشاف و دلائل الاعجاز و اسرار البلاغة و غير آن در وجوه فصاحت و بلاغت آن سخن گفته‌اند و در بيان نظم غريب و اسلوب عجيب و نكتها در ايراد هر كلمه و حسن مواقع آن در سلك تحرير كشيده و چون درين ترجمه ساحت ميدان سخنورى سعت ايراد آن ندارد حواله وقوف در دقايق اين حال به مطالعه اين محل در جواهر التفسير مىرود و من اللّه التوفيق مصرعيغوص البحر من طلب اللآلى * گوهر طلبى روى بسوى دريا كنوَ نادى نُوحٌو بخواند نوحرَبَّهُپروردگار خود رافَقالَپس گفترَبِّاى آفريدگار منإِنَّ ابْنِيبه درستى كه پسر من كنعانمِنْ أَهْلِياز اهل من بوده و تو فرموده بودى كه اهل ترا نجات دهم و او هلاك شدوَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّو به درستى كه وعده تو راست استوَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَو تو حاكم‌ترين حكم‌كنندگانى حكمت درين چيست امام ماتريدى در تاويلات آورده كه نوح ع از كفر پسر خبر نداشت چه اگر خبر داشتى اين سؤال نكردى زيرا كه حق سبحانه تعالى فرموده بود و لا تخاطبنى فى الّذين ظلموا و چون اين سؤال فرمود جواب او رسيدقالَگفت خدايا نُوحُ إِنَّهُاى نوح ع به درستى كه پسر تولَيْسَ مِنْ أَهْلِكَنيست از اهل دين توإِنَّهُ عَمَلٌبه درستى كه او خداوند عملى استغَيْرُ صالِحٍنه نيك و شايستهفَلا تَسْئَلْنِپس مپرس از منما لَيْسَ لَكَآنچه نيست ترابِهِ عِلْمٌبدان چيز دانشى يعنى چيزى كه چون پرسيدن آن را ندانى مپرس يا چيزى كه ترا به آن علم نيست چون كفر پسر تو از من سؤال كنإِنِّي أَعِظُكَبه درستى كه من پند مىدهم ترا و منع مىكنمأَنْ تَكُونَاز آنكه باشىمِنَ الْجاهِلِينَاز نادانان بسؤال غير جائزقالَ رَبِّگفت نوح ع اى پروردگار منإِنِّي أَعُوذُ بِكَبه درستى كه من پناه مىگيرم به تو بعد ازينأَنْ أَسْئَلَكَاز ان كه بپرسم از توما لَيْسَ لِيآنچه نه‌باشد مرابِهِ عِلْمٌبه آن چيز دانشى يعنى بجواز سؤال از انوَ إِلَّا تَغْفِرْ لِيو اگر نيامرزى مراوَ تَرْحَمْنِيو نه بخشائى بر منأَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَباشم از زيانكاران .