11 / 48
گفته شد اى نوح فرودآئى همراه سلامتى از جانب ما و همراه بركتها فرودآمده بر تو و بر امتهائى كه پيدا شوند از همراهان تو و امتهاى ديگراند كه بهرهمند كنيم ايشان را در دنيا باز برسد به ايشان از جانب ما عذاب درددهنده ( 48 )
11 / 49
اين قصه از اخبار غيبست وحى مىفرستيم آن را بسوى تو نمىدانستى آن را تو و نه قوم تو پيش ازين پس صبر كن هر آئينه عاقبت متقيان راست ( 49 )
11 / 50
و فرستاديم بسوى عاد برادر ايشان هود را گفت اى قوم من عبادت كنيد خدا را نيست شما را هيچ معبودى بجز وى نيستيد شما مگر افتراكننده ( 50 )
11 / 51
اى قوم من نمىطلبم از شما بر اين پيغام مزدى را نيست مزد من مگر بر كسى كه آفريده است مرا آيا در نمىيابيد ( 51 )
شرح
قِيلَ يا نُوحُگفته شد كه اى نوح عاهْبِطْفروآى از كشتىبِسَلامٍ مِنَّابه سلامتى حاصل از حضرت ما يا بسلام و تحيتى از ما بر تووَ بَرَكاتٍو بركتها و زيادتىهاعَلَيْكَبر تو يعنى در نسل تو تا آدم ثانى باشى در انتساب آدميان به تو و قولى آنست كه از اهل كشتى غير نوح ع و سه پسر او را عقب نماند و تمام نسب اهل عالم بدين سه كس منتهى مىشود سام پدر عرب و فرس است و يافث پدر ترك و حام پدر هندوَ عَلى أُمَمٍو سلام و بركت بر گروهى چندمِمَّنْ مَعَكَاز آنها كه با تواند يعنى آنها كه ناشى مىشوند از جمعى كه با تواند يعنى مؤمنانوَ أُمَمٌو از آنها كه با تواند امتى چنداند يعنى ناشى خواهند شدسَنُمَتِّعُهُمْزود باشد كه برخوردارى دهيم ايشان را در دنيا به فراخى عيش و وسعت رزقثُمَّ يَمَسُّهُمْپس برسد ايشان رامِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌاز نزد ما عذابى دردناك در آخرت مراد كفاراند در وسيط از قرطبى رحمه اللّه نقل مىكند كه هيچ مؤمن و مؤمنه نباشد از ان روز تا روز قيامت الا كه داخل است درين سلام و بركت و هيچ كافر و كافره نبود الا كه دخل دارد درين تمتع و عذابتِلْكَاين قصّه كه مذكور شدمِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِاز خبرهاى غيب است كه ما بهواسطه جبرئيلنُوحِيها إِلَيْكَوحى كرديم آن را بسوى توما كُنْتَ تَعْلَمُهانبودى كه بدانى آن راأَنْتَ وَ لا قَوْمُكَنه تو و نه قوم تو كه قريشاندمِنْ قَبْلِ هذاپيش ازين وقتفَاصْبِرْپس شكيبائى كن بر ايذاى قوم و مشقت به تبليغ رسالت همچنانكه نوح عليه السلام صبر كردإِنَّ الْعاقِبَةَبه درستى كه عاقبت نيكولِلْمُتَّقِينَمر پرهيزگاران را است در دنيا بظفر بر اعدا و در آخرت بدرجات عليا پير طريقت قدس سره فرمود كه صبر كليد بستگيها است و شكيبائى علاج خستگيها است نتيجه شكيبائى ظفر است و كار بىصبران هر روز بتر است نظمصبر است كليد گنج مقصود * بىصبر در مراد نكشودگر صبر كنى مراد يا بى * وز پاى درافتى ار شتابىگر صبر كنى بصبر بىشك * دولت به تو آيد اندك اندكوَ إِلى عادٍو فرستاديم بقوم عادأَخاهُمْ هُوداًبرادر ايشان هود را ذكر اخوت به جهت نسب است چنانچه در سوره اعراف گذشتقالَگفت هود عيا قَوْمِاى گروه مناعْبُدُوا اللَّهَبپرستيد خداى را به يگانگىما لَكُمْ مِنْ إِلهٍنيست شما را معبودىغَيْرُهُبجز وى و شما او را شريك اثبات مىكنيدإِنْ أَنْتُمْنيستيد شماإِلَّا مُفْتَرُونَمگر افتراكنندگان بر خداى باتخاذ شركاءيا قَوْمِاى گروه منلا أَسْئَلُكُمْنه مىخواهم شما راعَلَيْهِ أَجْراًبر تبليغ رسالت مزدى مقرر است كه مجموع رسل قوم خود را از بىطمعى خود خبر دادهاند جهت ازالت تهمت و خلوص نصيحت از اغراض دنيوى چه دعوت وقتى نتيجه دهد و موعظت آن زمان فائده رساند كه بطمع فاسد آلوده نباشد بيتطمع بند و دفتر از حكمت بشوى * طمع بگسل و ز هرچه خواهى بگوئىلا جرم پيغمبران مزد دعوت از قوم نخواستند چنانچه هود عليه السّلام فرمودإِنْ أَجْرِيَنيست مزد منإِلَّا عَلَى الَّذِيمگر بر آن كسى كه به محض قدرتفَطَرَنِيبيافريد مراأَ فَلا تَعْقِلُونَآيا فهم نمىكنيد و عقل خود را كار نمىفرمائيد تا محق را از مبطل و حق را از باطل تميز كنيد و بدانيد كه هر كه مالى نجويد دروغ براى چه گويد آوردهاند كه عاديان دعوت هود عليه السلام قبول نهكردند و حق سبحانه و تعالى بر شامت آن سه سال باران از ايشان باز گرفت و مردان و زنان ايشان را عاقر و عقيم ساخت و چون ايشان اصحاب زراعت بودند و دشمنان نيز داشتند براى زراعت .
بباران و براى دفع اعادى به اولاد محتاج شدند هود عليه السلام فرمود .