11 / 28
گفت اى قوم من آيا خبر دهيد بدانكه اگر باشم بر حجتى از پروردگار خود و داده باشد به من بخشايشى از نزديك خود پس پوشانيده شد حقيقت آن بر شما آيا جبر كنيم شما را بر آن و شما ناخواهان باشيد ( 28 )
11 / 29
و اى قوم من طلب نه مىكنم از شما برين پيغام رسانيدن مال را نيست مزد من مگر بر خدا و نيستم من يكسوكنندهء مسلمانان ( يعنى از صحبت خود ) هر آئينه ايشان ملاقاتكنندگانند با پروردگار خويش و ليكن من بينم شما را قومى كه جهالت مىكنيد ( 29 )
11 / 30
و اى قوم من كه نصرت دهد مرا از عقوبت خدا اگر برانم ايشان را آيا پند نمىگيريد ( 30 )
11 / 31
و نمىگويم بشما كه نزديك من خزينهائى خدا است و نه آنكه مىدانم غيب را و نمىگويم كه فرشتهام و نمىگويم
شرح
قالَگفت نوح عيا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْاى گروه من خبر دهيد مراإِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍاگر من باشم بر حجتى هويدامِنْ رَبِّياز پروردگار من كه بر صحت دعوى من گواهى دهدوَ آتانِيو بدهد خداى مرارَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِبخشايش از نزد خود كه نبوت استفَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْپس پوشيده بماند بر شما و حفص بضم عين و تشديد ميم خواند يعنى پوشيده گرداند آن حجت را بر شما بسبب معرفت آن و منع علم شما از انأَ نُلْزِمُكُمُوهاآيا بر شما بنديم آن را يا الزام كنيم شما را بقبول و گفتهاند استفهام بمعنى نفى است يعنى الزام نكنيم شما را بر اهتدا بر آنوَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَو حال آنكه شما مر آن حجت را كارهان و ناخواهندگانيد و قتاده رح فرمود كه اگر نوح ع توانستى الزام كردى اما زمام اختيار در قبضه مشيت پروردگار است تا حاجب عدل او كرا راند و نائب فضل او كرا خواند نظميكى را بخوانى كه مقبول ماست * يكى را برانى كه مخذول ماستبد و نيك امر ترا بندهاند * به تسليم حكمت سر افكندهاندوَ يا قَوْمِو اى گروه منلا أَسْئَلُكُمْنمىخواهم از شماعَلَيْهِبر تبليغ رسالت ضمير عليه كنايه غير مذكور استمالًامالى و خواسته را كه مزد كار من باشد تا بر شما گران آيد اگر ادا كنيد يا مرا سخت آيد اگر ابا كنيدإِنْ أَجرِيَنيست مزد منإِلَّا عَلَى اللَّهِمگر بر خداى آوردهاند كه اشراف قوم نوح ع مىگفتند اى نوح ع اراذل و ادانى را از مجلس خود دو ركن تا ما با تو مجالست كنيم نوح ع در جواب ايشان مىفرمودوَ ما أَنَاو نيستم منبِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُواراننده آنها كه گرويدهاندإِنَّهُمْبه درستى كه ايشانمُلاقُوا رَبِّهِمْملاقاتكنندگانند جزاى پروردگار خود را و بقرب او فائز خواهند بود پس چگونه برانم ايشان راوَ لكِنِّي أَراكُمْو ليكن مىبينم شما راقَوْماً تَجْهَلُونَگروهى نادان كه نمىدانيد قدر اينان راوَ يا قَوْمِو اى گروه منمَنْ يَنْصُرُنِيكيست كه مرا يارى دهد و منع كندمِنَ اللَّهِاز عذاب خداىإِنْ طَرَدْتُهُمْاگر برانم ايشان راأَ فَلا تَذَكَّرُونَآيا در نمىيابيد كه التماس طرد ايشان مىنمائيد گفتند تو اين همه صفت ايشان مىكنى و حال آنكه ايشان به ظاهر با تو موافقت دارند و به باطن مخالف تواند نوح عليه السلام فرمودوَ لا أَقُولُ لَكُمْو نمىگويم شما را كه البتهعِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِنزديك من خزانههاى علم خداوند استوَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَو نمىدانم غيب را تا از بواطن مردمان خبر دهموَ لا أَقُولُو نمىگويمإِنِّي مَلَكٌبه درستى كه من فرشتهام تا شما گوئيد كه ما انت الا بشر مثلناوَ لا أَقُولُو نمىگويم .