9 / 115
و هرگز نيست خدا كه گمراه كند قومى را بعد از آنكه راه نموده باشد ايشان را تا آنكه واضح سازد بر ايشان آنچه از وى پرهيز كنند هر آئينه خدا بهر چيز داناست ( 115 )
9 / 116
هر آئينه خدا ويراست پادشاهى آسمانها و زمين زنده مىكند و مىميراند و نيست شما را بجز وى هيچ كارسازى و يارىكننده ( 116 )
9 / 117
هر آئينه برحمت متوجه شد خدا بر پيغامبر و آن مهاجران و انصار كه پيروى وى كردند در وقت تنگدستى بعد از آنكه نزديك بود كه از جائى برود دل گروهى از ايشان باز برحمت متوجه شد بر ايشان هر آئينه وى بر ايشان بخشاينده مهربانست ( 117 )
شرح
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماًو نيست خداى كه قومى را ضايع و تباه گرداند يا ايشان را بگيرد چنانچه اهل ضلالت رابَعْدَ إِذْ هَداهُمْپس از آنكه راه نمود ايشان را با سلامحَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْتا وقتى كه روشن گرداند بر ايشانما يَتَّقُونَآنچه واجب است كه از ان پرهيز كنند و گفتهاند اين آيت در شان جمعى است كه قبل از تحويل قبله درگذشتند يا پيش از تحريم خمر ساغر اجل نوشيدند مىفرمايد كه بر ايشان از كارها كه كردهاند گرفت نيستإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىبِكُلِّ شَيْءٍبه همه چيزها از احوال اوّل و آخر ايشانعَلِيمٌداناستإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىلَهُمر او راستمُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِپادشاهى آسمانها و زمينها پس هرچه خواهد كند بىمانعى و منازعىيُحْيِيزنده گرداند مردگان راوَ يُمِيتُو بميراند زندگان راوَ ما لَكُمْو نيست مر شما را اى مؤمنانمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىمِنْ وَلِيٍّكارسازىوَ لا نَصِيرٍو نه يارى و مددگارى و مىشايد كه خطاب با كفار باشد مىفرمايد كه خداى را پرستش كنيد كه شما را به غير وى متولى امرى نيست كه حكم عقاب از شما دفع كند و جز او يارى نى كه عذاب از شما بازداردلَقَدْ تابَ اللَّهُبه درستى كه توبه پذيرفت خداى و بقبول توبه بازگشتعَلَى النَّبِيِّبر پيغمبر خود به جهت اذن او مر منافقان را در تخلف يا بيان تبرئه ذمه حضرت پيغمبر ص مىكند از تعلق بذنوب كما قال ليغفر لك اللّه ما تقدم من ذنبك و ما تاخر تا آخر يا بعث است بر توبه يعنى هيچكس نيست كه محتاج به توبه و استغفار نباشد حتّى پيغمبر ص و اصحاب او چه هر كس را مقاميست كه مادون آن به نسبت وى منقص خواهد بود پس توجه بما دون گناهى هست كه از ان هم توبه لازم باشد و پيش بعضى و انى لأستغفر اللّه كل يوم سبعين مرة اشارت به اينست و نزد محققان اين معنى مناسب مرتبه حضرت رسالت منقبت ع نيست چه توجه آن حضرت ص به غير حق متصور نبوده پس سلمى رح مىگويد ذكر توبه نبى براى آن است كه مقدمه توبه امت باشد و توبه تابع به مقدمه تصحيح پذيرد و بر هر تقدير درپذيرفت خداى توبه را از پيغامبروَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِو از مهاجران و از انصار رض يعنى جمعى از ايشان كه كاره بودند مر غزوه تبوك را بطبع نه بعنادالَّذِينَ اتَّبَعُوهُآنان كه پيروى كردند مر پيغمبر ص رافِي ساعَةِ الْعُسْرَةِدر زمان عسرة و تنگى لشكر تبوك را جيش العسرة مىگفتند به جهت آنكه عسرت عظيم بود هم در مركب كه هر ده تن يك شتر داشتند و هم در توشه كه هر دو كس روزى به يك خرما بسر مىبردند و هم در آب كه با وجود قلت مراكب شتر را مىكشتند و بر طوبات اجواف و امعاى آن دهن خويش را تر مىساختند و هوا بهغايت گرم مىگذشت پس حق سبحانه صفت ايشان مىكند كه درين زمان تنگى متابعت پيغمبر ص مىكردندمِنْ بَعْدِ ما كادَاز پس آنكه نزديك بود كه از غايت عسرتيَزِيغُميل كند و از جاى برودقُلُوبُ فَرِيقٍدلهاى گروهىمِنْهُمْاز ايشان يعنى كار بدان رسيده بود كه جمعى از جهاد بازگردند يا از متابعت رسول ص دست بازدارند بهواسطه شدّت و مشقتثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْپس خداى درگذاشت از آنكه قلوب ايشان از ثبات بر ايمان ميل كرده بودندإِنَّهُ بِهِمْبه درستى كه خداى بر ايشانرَؤُفٌبسيار رافت است چون توبه كردندرَحِيمٌمهربانست بتفضل بر ايشان .