تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
9 / 91 نيست بر ناتوانان و نه بر بيماران و نه بر آنان كه نمىيابند آنچه خرج كنند هيچ گناهى چون نيك خواهى كنند با خدا و رسول او نيست بر نيكوكاران هيچ راه عتاب و خدا آمرزنده مهربانست ( 91 ) 9 / 92 و نه بر آنان كه چون بيايند پيش تو تا سوارى دهى ايشان را گوئى نمىيابم آنچه سوار كنم شما را بر آن بازگردند و چشم ايشان روان باشد به اشك به جهت اندوه كه نمىيابند آنچه خرج كنند ( 92 ) 9 / 93 جز اين نيست كه راه عتاب بر آنان است كه دستورى مىطلبند از تو و ايشان توانگرانند راضى شدند به آنكه باشند با زنان پس مانده و مهر نهاد خدا بر دل ايشان پس ايشان نمىفهمند ( 93 )
شرح
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِنيست بر ناتوانان و عاجزانوَ لا عَلَى الْمَرْضىو نه بر بيماران و معلولانوَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَو نه بر آنان كه نمىيابندما يُنْفِقُونَچيزى را كه نفقه كنند بر خود و اسباب راه سازند چون قوم جهينه بنو عذره و مزينه يعنى برين سه طائفه نيستحَرَجٌگناهى اگر بازايستند از غزوهإِذا نَصَحُواچون نيك‌خواهى نمايند و فرمان برندلِلَّهِ وَ رَسُولِهِمر خداى و رسول او را و نصح اصلاح فعلست با اخلاص نيتما عَلَى الْمُحْسِنِينَنيست بر نيكوكاران كه ناصح‌اندمِنْ سَبِيلٍهيچ عتابى و ملامتىوَ اللَّهُ غَفُورٌو خداى آمرزنده است آنان را كه بعذر از غزوه بازماندندرَحِيمٌمهربان است كه معذوران را رخصت قعود دهدوَ لا عَلَى الَّذِينَو هيچ معاتبتى نيست بر آنها كه از درماندگىإِذا ما أَتَوْكَچون بيامدند بسوى تو و درخواست كردند .لِتَحْمِلَهُمْتا ايشان را مركبى دهى و با خود بحرب برىقُلْتَگفتى تو كه درين وقتلا أَجِدُنمىيابمما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِچيزى كه شما را سوار كنم بر آنتَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْبرگشتند از پيش تو و چشمهاى ايشانتَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِروان مىشد از اشك يعنى اشك حسرت از ديده‌هاى ايشان مىريختحَزَناًاز روى اندوهأَلَّا يَجِدُوابه جهت آنكه نمىيافتندما يُنْفِقُونَآنچه نفقه كنند در ان سفر و اين قوم را بكائين گويند و ايشان هفت تن بودند كه بدرگاه نبوت‌پناه ص آمده گفتند يا رسول اللّه ما را داعيه جهاد است و پياده مانده‌ايم مركبان عنايت فرماى تا بران سوار شده به غزوه آئيم حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه آنچه مىجوئيد نمىيابم ايشان گريه‌كنان از پيش سيد انس و جان بيرون آمدند و ابن عمر و عباس و عثمان رض ايشان را زاد و توشه و مركب داده همراه بردند پس حق تعالى مىفرمايد كه بدين نوع مردم اگر تخلف كنند حرجى و عتابى نيستإِنَّمَا السَّبِيلُجز اين نيست كه معاتبت و ملامتعَلَى الَّذِينَبر آنان است كه ايشانيَسْتَأْذِنُونَكَاز تو دستورى مىجويند در بازايستادنوَ هُمْ أَغْنِياءُو حال آنكه ايشان توانگرانند و زاد و مركب ايشان آماده استرَضُوا بِأَنْ يَكُونُواراضى شدند به‌آنكه باشندمَعَ الْخَوالِفِبا زنان و كودكانوَ طَبَعَ اللَّهُو مهر نهاده است خداىعَلى قُلُوبِهِمْبر دلهاى ايشانفَهُمْ لا يَعْلَمُونَپس ايشان نمىدانند خاتمه عاقبت خود را و عقوبتى كه بدين نافرمانى مترتب است .