تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
9 / 83 پس اگر بازآرد ترا خداى تعالى بسوى گروهى از ايشان پس دستورى طلبند از تو براى بيرون آمدن بگو بيرون نخواهيد آمد با من هرگز و جنگ نخواهيد كرد همراه من با هيچ دشمنى هر آئينه شما رضامند شديد به نشستن اول بار پس بنشينيد با پس‌ماندگان ( 83 ) 9 / 84 و يا محمد نماز مگذار بر هيچ‌يكى از ايشان كه بميرد هرگز و مايست بر گور وى هر آئينه ايشان كافر شدند به خدا و رسول او و مردند و ايشان فاسق بودند ( 84 ) 9 / 85 و بشگفت نيارد ترا اموال ايشان و نه فرزندان ايشان جز اين نيست كه مىخواهد خدا كه عقوبت كند ايشان را به آن در دنيا و بيرون شود روح ايشان و ايشان كافر باشند ( 85 )
شرح
فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُپس اگر بازآورد ترا خداى به مدينهإِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْبسوى گروهى از منافقان متخلّففَاسْتَأْذَنُوكَپس دستورى طلبند از تولِلْخُرُوجِبراى بيرون آمدن به غزوه ديگر بعد از تبوكفَقُلْ لَنْ تَخْرُجُواپس بگو بيرون هرگز نمىآئيد خبرست بمعنى نهى يعنى بيرون مىآئيدمَعِيَبا منأَبَداًهرگزوَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَو كارزار مكنيد در مصاحبت منعَدُوًّادشمنى راإِنَّكُمْبه درستى كه شمارَضِيتُمْخرسند شديدبِالْقُعُودِبه نشستن و تخلف كردنأَوَّلَ مَرَّةٍاوّل بار يعنى در غزوه تبوكفَاقْعُدُواپس بنشينيد ديگربارهمَعَ الْخالِفِينَبا بازپس‌ماندگان كه قابليت كارزار ندارند چون زنان و كودكان چه جهاد كار مردان مرد و مبارزان ميدان نبردست از هر تردامنى اين كار نيايد و نامرد بىدرد مبارزت معركه مجاهدت را نشايد بيتيا برو همچون زنان رنگى و بويى پيشه گير * يا چو مردان اندر آئى و گوئى در ميدان فگنآورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه ص در مرض ابن ابى به عيادت وى رفت و او از ان حضرت ص التماس كرد كه پيراهن خود عطا فرماى تا كفن من سازند و بدفن من حاضر شده بر من نمازگزار و مرا آمرزش طلب كن حضرت ص دو پيراهن پوشيده بود پيراهن بالينه مبارك خود بوى داده و به جنازه وى حاضر شده خواست كه نماز گذارد فاروق رض در ان باب اضطراب بسيار نمود و مساوى او با ياد حضرت مىداد و منع بسيار مىكرد آخر آن حضرت ص از كمال لطفى كه داشت عازم شد بر آنكه نماز برو بگذارد آيت آمد و گويند بعد از آنكه نماز گذارده بود نازل شدوَ لا تُصَلِّو نماز مگذارعَلى أَحَدٍبر هيچ يكمِنْهُمْ ماتَاز منافقان كه بميردأَبَداًهرگز ابدا ظرف لا تصل باشد و گفته‌اند ظرف ماتست يعنى چون كسى بر كفر بميرد احياى او براى تعذيب است نه براى تمتع پس كانه كه همان مرده است و ابدا بر همان حال خواهد بودوَ لا تَقُمْو ماليستعَلى قَبْرِهِبر سر گور وى براى دفن يا زيارت يا دعا و استغفارإِنَّهُمْبه درستى كه منافقانكَفَرُوا بِاللَّهِكافر شدند به خداى كه شرك آوردندوَ رَسُولِهِو بفرستاده وى كه فرمانبردارى نه كردندوَ ماتُواو بمردندوَ هُمْ فاسِقُونَو حال آنكه ايشان بيرون‌رفتگانند از طريق ايمانوَ لا تُعْجِبْكَو بايد كه ترا متعجب نسازد مراد امت‌اند و خطاب به آن حضرتست ص يعنى در عجب نيندازد شما راأَمْوالُهُمْمالهاى منافقان اگرچه بسيارستوَ أَوْلادُهُمْو فرزندان ايشان اگرچه قوى و با اقتداراندإِنَّما يُرِيدُ اللَّهُجز اين نيست كه مىخواهد خداىأَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِهاآنكه عذاب كند ايشان را بدانفِي الدُّنْيادر دنيا كه بسبب جمع مال و محافظت آن پيوسته در رنج و تعب باشند براى رونق احوال اولاد و در تهيّه اسباب معاش ايشان همواره محنت و مشقت مىكشندوَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْو بيرون رود روحهاى ايشان به حسرت تماموَ هُمْ كافِرُونَو ايشان كافران باشند يعنى بر كفر ازين جهان بروند درويشى مىگفت اغنيا اشقىالاشقياءاند مال دنيا جمع مىكنند بانواع پريشانى و زحمت و نگاه مىدارند باصناف بليت و مشقت و به آخرت مىروند و مىگذارند به صدهزار حسرت و ندامت قطعهدر اوّل چو خواهى كنى مال جمع * بسى رنج بر خويش بايد گماشتپس از بهر آن تا بماند بجاى * شب و روز بايدت پاس داشتدرين جمله آن حال مشكل‌تر است * كه آخر به حسرت ببايد گذاشت .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 425 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )