تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
9 / 80 آمرزش طلب كن براى ايشان يا آمرزش طلب مكن براى ايشان اگر آمرزش خواهى براى ايشان هفتاد بار هرگز نيامرزد ايشان را خدا اين بسبب آنست كه ايشان كافر شدند به خدا و رسول او و خدا راه نمىنمايد گروه فاسقان را ( 80 ) 9 / 81 شادمان شدند واپس واپس‌گذاشتگان به نشستن خويش بر خلاف پيغمبر خدا و ناپسند كردند كه جهاد كنند باموال خويش و بجان خويش در راه خدا و گفتند با يكديگر بيرون مرويد در گرمى بگو آتش دوزخ سخت‌تر است در گرمى اگر در مىيافتندى چنين نمىكردند ( 81 ) 9 / 82 پس بايد كه بخندند اندكى و بگريند بسيار سزاى آنچه مىكردند ( 82 )
شرح
اسْتَغْفِرْ لَهُمْاستغفار بكن براى ايشان كه منافقانندأَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْيا آمرزش مخواه براى ايشان مراد آنست كه هر دو امر در عدم افاده مساوىاندإِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْاگر آمرزش طلبى براى ايشانسَبْعِينَ مَرَّةًهفتاد بارفَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْپس نمىآمرزد خداى ايشان را آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه بر هفتاد بيفزايم آيت آمد كهسَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْسيد عالم ص بعد از نزول اين آيت ديگر به جهت منافقان استغفار نكرد و ازينجا معلوم مىشود كه مراد از عدد سبعين تكثيرست نه تحديدذلِكَآن عدم قبول استغفار در حق ايشانبِأَنَّهُمْبه سبب آنست كه ايشانكَفَرُوا بِاللَّهِكافر شدند به خداىوَ رَسُولِهِو برسول اووَ اللَّهُو خداىلا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَراه ننمايد گروه فاسقان را يعنى متمردان را در كفر خويشفَرِحَ الْمُخَلَّفُونَشاد گشتند بازپس‌ماندگان از غزوهبِمَقْعَدِهِمْبه نشستن خويشخِلافَ رَسُولِ اللَّهِبر خلاف رسول خداوَ كَرِهُواو كراهت داشتند به كراهيت عقيدهأَنْ يُجاهِدُواآن را كه جهاد كنندبِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْبه مالهاى و نفسهاى خودفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه خدا بلكه فراغت و تن آسانى طلبيدندوَ قالُواو گفتند مر مؤمنان رالا تَنْفِرُوابيرون مرويد درين غزوهفِي الْحَرِّدر گرما خود نرفتند و خواستند كه مؤمنان را نيز تنفير كنندقُلْ نارُ جَهَنَّمَبگو ايشان را كه آتش دوزخأَشَدُّ حَرًّاسخت‌تر است از جهت حرارت نسبت به اين گرما و ايشان به مخالفت مستحق سوختن شدند در ان حرارتلَوْ كانُوا يَفْقَهُونَاگر باشند كه بدانند كه مآل ايشان در آن جهان آتشستفَلْيَضْحَكُواپس بايد كه بخندندقَلِيلًااندكىوَ لْيَبْكُوا كَثِيراًو بايد كه بگريند بسيارى خبر است به صيغه امر وارد شده تا دلالت كند بر آنكه لازمست كه در قيامت خنده ايشان اندك و گريه ايشان بسيار باشد و مىشايد كه خنده و گريه كنايت از فرح و غم باشد و قلت را حمل بر عدم كنند يعنى فردا ايشان را غمى باشد بىفرح و اندوهى بود بىسرورجَزاءًپاداش دهد ايشان را خدا پاداش دادنىبِما كانُوا يَكْسِبُونَبه‌آنچه بودند كه كسب مىكردند از نفاق و مساوى اخلاق .