تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
9 / 52 بگو انتظار نمىبريد در حق ما الا يكى از دو خصلت نيك را و ما انتظار مىكشيم در حق شما كه برساند خدا بشما عذاب را از نزديك خود يا بدست ما پس انتظار كشيد هر آئينه ما با شما منتظرانيم ( 52 ) 9 / 53 بگو اى منافقان خرج كنيد به خوشى يا ناخوشى هرگز قبول كرده نخواهد شد از شما هر آئينه شما هستيد قوم فاسقان ( 53 ) 9 / 54 و بازنداشت ايشان را از آنكه قبول كرده شود از ايشان خرج ايشان الا آنكه ايشان كافر شدند به خدا و رسول او و نمىآيند به نماز مگر كاهلى كنان و خرج نمىكنند مگر ناخواهان ( 54 )
شرح
قُلْبگو اى محمد مر ايشان راهَلْ تَرَبَّصُونَ بِناآيا چشم مىداريد بما يعنى انتظار نمىبريد كه بما رسدإِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِمگر يكى از دو چيز نيكو كه نصرت است اگر بكشيم و شهادت است اگر كشته شويموَ نَحْنُو مانَتَرَبَّصُ بِكُمْچشم مىداريم بشما يكى از دو چيزأَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُآنكه برساند بشما خداىبِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِعذابى از نزديك خود چون صيحه و رجف و خسف تا هلاك شويدأَوْ بِأَيْدِينايا برساند بشما عذابى به دستهاى ما كه شما را بسبب كفر بقتل رسانيمفَتَرَبَّصُواپس انتظار بريد آن را كه بما مىخواهيدإِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَبه درستى كه ما بشما منتظرانيم آن را كه با شما مىخواهيم آورده‌اند كه جند بن قيس با حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام گفت من اجازت تخلف مىطلبم چه آمدن من بحرب بنى الاصفر متعذرست اما لشكرى ترا بمال خود مددگارى مىنمايم آيت آمد كهقُلْبگو اى محمد ص در جواب اوأَنْفِقُوانفقه كنيد امرست بمعنى خبر يعنى چون نفقه كنيدطَوْعاًخواه بطوع و رغبتأَوْ كَرْهاًو خواه به كره و نفرت به‌هيچ‌وجهلَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْقبول كرده نخواهد شد از شماإِنَّكُمْ كُنْتُمْهر آئينه شما به درستى كه شما هستيدقَوْماً فاسِقِينَگروهى بيرون رفتگان از دائره اسلام و نفقه كافران قبول نيستوَ ما مَنَعَهُمْو بازنداشت ايشان راأَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْاز آنكه قبول كرده شود از ايشاننَفَقاتُهُمْنفقهاى ايشانإِلَّا أَنَّهُمْمگر آنكه ايشانكَفَرُوا بِاللَّهِكافر شدند به خداوَ بِرَسُولِهِو بفرستاده وىوَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَو نمىآيند به نماز و جماعت پيغمبر صإِلَّا وَ هُمْ كُسالىمگر كه ايشان كاهلانند يعنى به نماز مىآيند به كسالت و كراهت نه بصدق و ارادتوَ لا يُنْفِقُونَو نفقه نمىكنند در راه خداىإِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَمگر كه ايشان ناخواهانند يعنى به كراهت نفقه مىكنند زيرا كه به اداى آن اميد ثواب ندارند و به ترك آن از عقاب و عتاب نمىترسند .