9 / 48
هر آئينه طلب كرده بودند فتنه را پيش ازين و بگردانيدند براى تو مصلحتها تا آنكه بيامد نصرت حق و غالب شد كار خدا و ايشان ناخواهان بودند ( 48 )
9 / 49
و از ايشان كسى هست كه مىگويد دستورى ده مرا و در فتنه مينداز مرا آگاه شو كه در فتنه افتادهاند و هر آئينه دوزخ درگيرنده است كافران را ( 49 )
9 / 50
اگر برسد به تو نعمتى ناخوش كند ايشان را و اگر برسد به تو مصيبتى گويند بدست آورديم مصلحت خود پيش ازين و برگردند شادمان شده ( 50 )
9 / 51
بگو هرگز نرسد به ما الا آنچه نوشته است خدا براى ما اوست كارساز ما و بر خدا بايد كه توكّل كنند مسلمانان ( 51 )
شرح
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَهر آئينه مىطلبيدندى فتنه را يعنى تفريق اصحاب و پريشانى امر ترامِنْ قَبْلُپيش ازين در غزوه احد كه از تو بازگشتند و در حرب خندق كه گفتند يا اهل يثرب لا مقام لكموَ قَلَّبُواو بگردانيدندلَكَ الْأُمُورَبراى تو كارهاى را يعنى مكائد و حيل در ابطال امور تو انگيختندحَتَّى جاءَ الْحَقُّتا بيامد نصرت الهىوَ ظَهَرَو غالب شدأَمْرُ اللَّهِكار خداى بر كار ايشان يا دين تو بلندى يافتوَ هُمْ كارِهُونَو ايشان ناخواهندگانند نصرت و دولت ترا اما چون خداى مىخواهد كراهت ايشان را اثرى نيست شعرچون ترا اندر حريم قرب خود ره داده شاه * از نفير پردهدار و طعن دربان غم مخورآوردهاند كه حضرت رسالتپناه عليه افضل الصلاة جند بن قيس را گفت هل لك فى جهاد بنى الاصفر تتخذ منهم سرارى و وصفاء هيچ شايد بقتال اهل روم ميل كنى و از ايشان سريّههاى خوب و كنيزان نيكو بگيرى جند بن قيس گفت انصار مىدانند كه من مشغوفم بنساء مىترسم كه چون زنان بنى الاصفر را بينم از ايشان صبر نتوانم كرد و در فتنه افتم آيت آمد كهوَ مِنْهُمْو از ايشانمَنْ يَقُولُكسى باشد كه گويدائْذَنْ لِيدستورى ده مرا در تخلف ازين غزوهوَ لا تَفْتِنِّيو مرا در فتنه ميندازأَلا فِي الْفِتْنَةِبدانكه ايشان در فتنهسَقَطُواافتادهاند كه ظهور نفاق ايشانستوَ إِنَّ جَهَنَّمَو به درستى كه اسباب دخول دوزخلَمُحِيطَةٌفراگيرنده است و احاطهكنندهبِالْكافِرِينَبه ناگرويدگانإِنْ تُصِبْكَاگر برسد به تو اى محمد ص در بعضى از غزوههاحَسَنَةٌنيكوئى از ظفر و غنيمت چنانچه در بدر بودتَسُؤْهُمْاندوهگين كند ايشان را از فرط حسدى كه دارندوَ إِنْ تُصِبْكَو اگر برسد به تو در برخى از جنگهامُصِيبَةٌجراحتى و شدتى چنانچه در حرب احد واقع شديَقُولُواگويند از روى خودپرستىقَدْ أَخَذْنابه درستى كه بگرفتيم ماأَمْرَنااحتياط كار خود رامِنْ قَبْلُپيش ازين يعنى دورانديشى كرديم و بدين حرب نهرفتيموَ يَتَوَلَّوْاو برگردند از مجلسهاى خودوَ هُمْ فَرِحُونَو ايشان شادمان باشند به شماتت يا معجب بفعل خودقُلْبگو اى پيغمبرلَنْ يُصِيبَناهر آئينه نرسد ما راإِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنامگر آنچه نوشته است خدا براى ما در لوح محفوظ از غنيمت و هزيمت و سرّاء و ضرّاء و دولت و نكبتهُوَ مَوْلانااوست يار ما و سازنده كار ماوَ عَلَى اللَّهِو بر خداى نه بر غير اوفَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَبايد كه توكّل كنند مؤمنان كه نتيجه توكل بر خداى حصول مرادات است و كفايت مهمات و ايمنى از آفات .