تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
9 / 55 پس بشگفت نيارد ترا مال ايشان و نه فرزندان ايشان جز اين نيست كه مىخواهد خدا كه عذاب كند ايشان را به آنها در زندگانى دنيا و برآيد جان ايشان و ايشان كافر باشند ( 55 ) 9 / 56 و سوگند مىخورند به خدا كه ايشان از جرگه شمااند و نيستند ايشان از شما و ليكن ايشان جماعهء هستند كه مىترسند ( 56 ) 9 / 57 اگر بيابند پناهى را يا غارها را يا جاى در آمدن را متوجه شوند به آن شتاب كنان ( 57 ) 9 / 58 و از ايشان كسى هست كه عيب مىكند ترا در قسمت صدقات پس اگر داده شود ايشان را ازان خوشنود شوند و اگر داده نه نشوند ازان ناگهان ايشان خشم مىگيرند ( 58 )
شرح
فَلا تُعْجِبْكَپس بايد كه ترا در شگفت نيارد خطاب به آن حضرت ص است و مراد امتند مؤمنان را مىفرمايد كه متعجب نگرداند شما راأَمْوالُهُمْمالهاى منافقانوَ لا أَوْلادُهُمْو نه فرزندان ايشان چه كثرت اموال و اولاد و بال است مر ايشان راإِنَّما يُرِيدُ اللَّهُجز اين نيست كه مىخواهد خدالِيُعَذِّبَهُمْ بِهاتا عذاب كند ايشان را بدانهافِي الْحَياةِ الدُّنْيادر زندگانى دنيا بسبب تعب و مشقت در جمع مال و حفظ آن و آنچه بديشان مىرسد از مصائب فرزندانوَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْو بيرون رود روحهاى ايشان از ابدان به صعوبت بسياروَ هُمْ كافِرُونَو ايشان كافران باشند يعنى بر كفر بميرند نه مال ايشان را دست گيرد و نه فرزندان به فرياد ايشان رسند رباعىچون مرگ كشد گردن گردان دربند * نتوان بستيزه جست از ان خم كمندو آن لحظه كه اجل از پاى فگند * نى مال به فرياد رسد نى فرزندوَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِو سوگند مىخورند به خداإِنَّهُمْ لَمِنْكُمْكه ايشان از جمله شمااند يعنى از اهل اسلام‌اندوَ ما هُمْ مِنْكُمْو نيستند ايشان از شما به جهت ابطان كفروَ لكِنَّهُمْو ليكن ايشانقَوْمٌ يَفْرَقُونَگروهىاند كه مىترسند از شما كه با ايشان از قتل و اسر آن نكنيد كه با مشركان مىكنيد پس به تقيه اظهار اسلام مىكنندلَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأًاگر يابند جاى پناهى كه بدان التجا توانند كرد از قلعه يا سر كوهى يا جزيرهأَوْ مَغاراتٍيا غارها در كوهها يا سردابهاأَوْ مُدَّخَلًايا سوراخى كه در آنجا توانند خزيدلَوَلَّوْا إِلَيْهِهر آئينه روى مىگردانند بدان از ترس شماوَ هُمْ يَجْمَحُونَو ايشان مىشتابند شتافتنى كه بمنع كسى بازنگردند چون اسپ سركش آورده‌اند كه چون حضرت رسالت‌پناه ص قسمت غنيمت مىفرمود ابو الجواز منافق گفت صاحب خود را مىبينيد كه صدقات شما را بر اعيان غنم مىدهد و گمان مىبرد كه عدل مىكند آيت آمد كهوَ مِنْهُمْو از منافقانمَنْ يَلْمِزُكَكسى هست كه عيب مىكند ترافِي الصَّدَقاتِدر قسمت صدقها و گفته‌اند اين آيت در شان ابن ذو الخويصره يعنى حرقوص بن زهير كه سر خوارج بود فرود آمده كه بوقت قسمت غنايم حنين كه حضرت ص به جهت تاليف قلوب نومسلمانان حظى وافر از غنايم بديشان داد و او بران طعن كرد يا طلاى غير خالص كه مرتضى على كرم اللّه وجه از يمن فرستاده بود و حضرت تمام آن را به چهار كس از اشراف عرب عطا فرمود جرأت نموده با حضرت رسالت پناه ص گفت كه اعدل يا رسول اللّه و حضرت در جواب او گفت ويلك ان لم اعدل فمن يعدل و آن حضرت ع او را و قوم او را مارقين لقب نهاد و در ينابيع مذكور است كه مرتضى على كرم اللّه وجهه را فرمود كه تو به آن قوم قتال كنى و امام ثعلبى رح در تفسير خود از ابو سعيد خدرى رض نقل مىكند كه من در نهروان حاضر بودم كه مرتضى على با ايشان قتال كرد و تفصيل اين حكايت در جواهر التفسير توان يافت و گفته‌اند عيب‌كننده قسمت معتب بن قشير بوده كه در قسمت غنايم طعن مىكرد غرضش جر نفع خود بوده چنانچه مىفرمايدفَإِنْ أُعْطُواپس اگر داده شوندمِنْهااز صدقات چندان چه دل خواه ايشان باشدرَضُوابپسندند آن قسمت راوَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهاو اگر داده نه‌شوند از ان بموجب اراده ايشانإِذا هُمْ يَسْخَطُونَناگاه ايشان خشم گيرند و ناخوشنود باشند .