تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
9 / 24 بگو اگر هستند پدران شما و پسران شما و برادران شما و زنان شما و خويشاوندان شما و آن مالها كه كسب كرده‌ايد آن را و تجارتى كه مىترسيد از بىرواجى آن و منزلها كه پسند مىكنيد آنها را دوست‌تر نزديك شما از خدا و رسول او و از جهاد در راه او پس منتظر باشيد تا آنكه بيارد خدا عقوبت خود را و خدا راه نمىنمايد گروه فاسقان را ( 24 ) 9 / 25 هر آئينه فتح داد شما را خدا در جاهاى بسيار و روز حنين نيز چون بشگفت آورد شما را بسيارى شما پس دفع نكرد آن بسيارى از شما
شرح
قُلْبگو اى محمد ص مر تاركان هجرت را كهإِنْ كانَاگر هستآباؤُكُمْپدران شماوَ أَبْناؤُكُمْو فرزندان شماوَ إِخْوانُكُمْو برادران شماوَ أَزْواجُكُمْو زنان شماوَ عَشِيرَتُكُمْو خويشان شماوَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوهاو مالهاى كه آن را كسب كرده‌ايدوَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَو بازرگانى كه مىترسيدكَسادَهااز ناروائى آنوَ مَساكِنُو مسكنها كه از نزاهتتَرْضَوْنَهامىپسنديد آن راأَحَبَّ إِلَيْكُمْدوست‌تر است بسوى شما يعنى اگر اين‌ها را كه مذكور شد به دوستى اختيارى نه طبعى دوست‌تر مىداريدمِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِاز خداى و رسول اووَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِو از جهاد كردن در راه اوفَتَرَبَّصُواپس انتظار بريد و چشم داريدحَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُتا بيارد خداىبِأَمْرِهِعقوبت خود را عاجلا و آجلاوَ اللَّهُو خداىلا يَهْدِيتوفيق هدايت ندهدالْقَوْمَ الْفاسِقِينَگروهى بيرون رفتگان را از حد فرمان درين آيت تهديدى عظيم و توبيخى بزرگ است و قول بيشتر ائمهء تفسير راجع است به‌آنكه ازين آيت رائحهء نااميدى استشمام مىتواند كرد چه اغلب مردم الا ما شاء اللّه در آن مقام‌اند كه دين خود را از اموال و ازواج و عشاير و مساكن دوست‌تر نمىدارند و حظوظ دنيوى را بر آن اختيار مىكنند اى عزيز مرد بايد كه ابراهيم ع و از روى از كون بگرداند فانهم عدولى الارب العالمين مال را بذل مهمانان و فرزند را قصد قربان و خود را فداى آتش سوزان كند تا در دعواى دوستى صادق باشد رباعىآن‌كس كه ترا شناخت جان را چه كند * فرزند و عيال و خانمان را چه كندديوانه كنى هر دو جهانش بخشى * ديوانهء تو هر دو جهان را چه كندحضرت رسالت‌پناه ع فرموده است لا يؤمن احدكم حتّى اكون احب اليه من والده و ولده و الناس اجمعين از حضرت شيخ الاسلام قدس سره منقولست كه احمد بن يحيى و مشقى قدس سره روزى پيش مادر و پدر نشسته قصّه قربان كردن حضرت اسماعيل ع از قرآن بر ايشان مىخواند گفتند اى احمد از پيش ما برخيز و برو كه ما ترا در كار خدا فدا كرديم احمد برخاست و گفت الهى اكنون جز تو كسى ندارم روى به كعبه نهاد و بعد از ان كه بيست و چهار موقف ايستاده بود قصد زيارت والدين كرد چون بدمشق آمد و بدر سراى خود رسيد حلقهء در بجنبانيد مادرش گفت من بالباب گفت انا احمد ابنك مادرش گفت پيش ازين مرا فرزندى بود او را در كار خدا فدا كرديم احمد و محمود را با ما چه كار رباعىما هر چه داشتيم فداى تو كرده‌ايم * جان را اسير بند هواى تو كرده‌ايمما كرده‌ايم ترك خود و هر دو كون نيز * دينها كه كرده‌ايم براى تو كرده‌ايملَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُبه درستى كه يارى كرد خداى شما را اى مؤمنانفِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍدر موطنهاى بسيار يعنى مواقع حرب و معارك كارزار چون روز بدر و حرب بنى نضير و جنگ بنى قريظه و روز احزاب و صلح حديبيه و حرب خيبر و فتح مكه و جز آنوَ يَوْمَ حُنَيْنٍو در موطن روز حنين و آن وادى است ميان مكه و طائف كه حضرت رسالت‌پناه ص در آن موضع با لشكر هوازن و ثقيف محاربه فرمود و آن چنان بود كه بعد از فتح مكه اين دو قبيله متفق شده قصد مسلمانان نمودند خبر به حضرت رسالت‌پناه ص رسيد با دوازده يا شانزده هزار مرد متوجه ايشان شد و ايشان چهارده هزار مرد بودند يكى از اصحاب گفت لن نغلب اليوم من قلة امروز از قلت لشكر مغلوب نخواهيم شد به كثرت سپاه اعجاب نمود و اين سخن به حضرت حق سبحانه رسيده نه‌پسنديد و بسبب اين عجب در اول حال شكست بر لشكر اسلام آمد پس حق سبحانه تعالى قصّه را با ياد مؤمنان مىدهد كه خداى شما را يارى داد در روز حنينإِذْ أَعْجَبَتْكُمْچون بشگفت آورد شما راكَثْرَتُكُمْبسيارى لشكر شمافَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْپس دفع نكرد از شما آن كثرت شما .