تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
9 / 17 روا نباشد مشركان را كه آباد سازند مسجدهاى خدا را اعتراف كرده بر خود بكفر آن جماعه باطل شد عملهائى ايشان و در آتش ايشان هميشه‌باشندگانند ( 17 ) 9 / 18 جزين نيست كه عمارت مىكند مسجدهاى خدا را كسى كه ايمان آورد به خدا و بروز آخر و برپا داشته نماز را و داده است زكات را و نترسيده است مگر از خدا پس توقع است كه اين جماعت از راه‌يافتگان باشند ( 18 ) 9 / 19 آيا كرديد آب نوشانيدن حاجيان را و آباد ساختن مسجد حرام را مانند كسى كه ايمان آورده است به خدا و روز آخر و جهاد كرده است در راه خدا برابر نيستند نزديك خدا و خدا راه نمىنمايد گروه ستمكاران را ( 19 )
شرح
ما كانَنسزد و روا نباشدلِلْمُشْرِكِينَمر مشركان راأَنْ يَعْمُرُواآنكه عمارت كنندمَساجِدَ اللَّهِمسجدهاى خدا را و گفته‌اند مسجد حرام را بلفظ جمع ياد كرد زيرا كه قبله مساجد است پس كانه كه عامر او عامر جميع مساجد باشد و مشركان را عمارت مسجد روا نيستشاهِدِينَدر حالتى كه گواهان باشندعَلى أَنْفُسِهِمْبر نفسهاى خويشبِالْكُفْرِبكفر كه آن سجود اصنام است يا تكذيب سيد انام ع يعنى نشايد جمع كردن ميان دو امر مخالف كه عمارت بيت حق است و عبادت غير اوأُولئِكَآن گروه مشركانحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْتباه و باطل شده است بواسطهء شرك عملهاى ايشان كه بدان مفتخراند از عمارت مسجد و سقايت حاجوَ فِي النَّارِو در آتش دوزخهُمْ خالِدُونَايشان جاويدانند بسبب كفرإِنَّما يَعْمُرُجز اين نيست كه عمارت كندمَساجِدَ اللَّهِمسجدهاى خداى رامَنْ آمَنَ بِاللَّهِآن كس كه بگرويده باشد به خداى و ايمان به خدا تمام نيست الّا با ايمان برسول وىوَ الْيَوْمِ الْآخِرِو بروز بازپسينوَ أَقامَ الصَّلاةَو به‌پاى داشته باشد نماز راوَ آتَى الزَّكاةَو داده باشد زكات راوَ لَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَو نترسيده باشد در امور دين مگر از خدافَعَسى أُولئِكَپس آن گروه شايدأَنْ يَكُونُواآنكه باشندمِنَ الْمُهْتَدِينَاز راه‌يافتگان بطريق نجات ايراد اين كلمه به صيغه توقع جهت قطع طمع مشركان است يعنى اهتداى آن گروه كه جامع‌اند مر كمالات علميه و عمليه را دائر است ميان لعل و عسى پس حال آنها كه من كل الوجوه ناقصند پيدا است كه چگونه خواهد بود بيتجاى كه شير مردان در معرض عتاب‌اند * روباه‌سيرتان را آنجا چه تاب باشدو ديگر منع مؤمنان است از اغترار باعمال خويش و بر آن اعتماد نمودن كه هر كه به عمل مغرور است از فيض ازل مهجورست فردمباش غرّه بعلم و عمل كه شد ابليس * بدين سبب ز در بارگاه عزّت دورآورده‌اند كه بعضى از اهل حرم در جاهليّت زمرهء حجاج را نبيذ زبيب با عسل و سويق مىدادند و در زمان حضرت رسالت‌پناه ص آن منصب بعباس رض تعلق داشت و متصدى عمارت مسجد الحرام شيبه بن طلحه جمحى بود روزى اين هر دو با مرتضى على كرم اللّه وجهه بمقام مفاخرت درآمدند عباس رض به سقايه و شيبه به عمارت مباهات مىنمودند و على رض باسلام و شمشير و جهاد مفتخر بود حق سبحانه تصديق على رض را آيت فرستادأَ جَعَلْتُمْآيا مىداريدسِقايَةَ الْحاجِّاهل سقايه حاجيان راوَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِو ارباب عمارت مسجد حرام راكَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِهمچون آن‌كس كه ايمان آورده است به خداىوَ الْيَوْمِ الْآخِرِو بروز آخروَ جاهَدَو جهاد كرده استفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه خداىلا يَسْتَوُونَبرابر نيستند اين دو قومعِنْدَ اللَّهِنزديك خداوَ اللَّهُو خداىلا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَراه نه‌نمايد به مقصود گروه مشركان را كه بشرك بر خود ستم كنند .