تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
9 / 20 آنان كه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد نمودند در راه خدا باموال خويش و جان‌هاى خويش بزرگ‌ترند در مرتبه نزديك خدا و اين جماعت ايشانند مطلب‌يابان ( 20 ) 9 / 21 مژده مىدهد ايشان را پروردگار ايشان برحمت از نزديك خود و به خوشنودى و به بوستان‌ها كه ايشان را در آنجا نعمت دايم بود ( 21 ) 9 / 22 باشندگان آنجا هميشه هر آئينه خدا نزديك او است مزد بزرگ ( 22 ) 9 / 23 اى مسلمانان مگيريد پدران خود را و برادران خود را دوست اگر اختيار كنند كفر را بر ايمان و هر كه از شما دوستى دارد با ايشان پس آن جماعه ايشانند ستمكاران ( 23 )
شرح
الَّذِينَ آمَنُواآنان كه بگرويدند به خداى و به‌آنچه آمده است از نزديك خداىوَ هاجَرُواو هجرت كردند از ديار خودوَ جاهَدُواو جهاد كردند با مشركانفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه خداىبِأَمْوالِهِمْببذل كردن مالهاى خود بر مجاهدان و تهيّه اسباب قتال ايشانوَ أَنْفُسِهِمْو در باختن نفسهاى خود در معارك حربأَعْظَمُ دَرَجَةًبزرگ‌ترند از روى درجه يعنى بلندمرتبه‌تراندعِنْدَ اللَّهِنزديك خداى از آنها كه سقايهء حاج و عمارت مسجد حرام مىكنند و جامع اين صفات نباشندوَ أُولئِكَو آن گروه كه مستجمع اين كمالات‌اندهُمُ الْفائِزُونَايشانند ظفريافتگان به امانىّ دو جهانىيُبَشِّرُهُمْمژده مىدهد ايشان رارَبُّهُمْپروردگار ايشانبِرَحْمَةٍ مِنْهُبرحمتى فائضه ازو بديشانوَ رِضْوانٍو خوشنودى كامل از ايشانوَ جَنَّاتٍو بوستانهائى كهلَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌمر ايشان را باشد در آن بوستانها نعمتى داديم بىانقطاع و در تنكير مبشّر به ايمائى است به‌آنكه زبان تعريف با اداى توصيف آن وافى نيستخالِدِينَ فِيهادر حالتى كه اين گروه جاويد باشند در ان بوستانهاأَبَداًهميشه تاكيد خلود است تا حمل بر مكث طويل نفرمايندإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداعِنْدَهُنزديك او استأَجْرٌ عَظِيمٌمزدى بزرگ كه نعيم دنيا در جنب او حقير باشد و چه نعمت بهتر از رحمت و رضوان و نعيم جنان خواهد بود و در كشف الاسرار آورده كه رحمت براى عاصيانست و رضوان براى مطيعان و جنت براى كافهء مؤمنان رحمت را تقديم كرد تا اهل عصيان رقم نااميدى بر صفحات احوال خود نكشند هر چند گناه عظيم بود رحمت از ان عظيم‌تر است قطعهگنه ما فزون بود ز شمار * عفوت افزون‌تر از گناه همهقطره ز ابر رحمت تو بس است * شستن نامهء سياه همهآورده‌اند كه چون حضرت رسالت‌پناه ص را به هجرت اجازت شد بعضى از صحابه رض به نشاط تمام به طرف مدينه مسارعت نمودند و ترك خانمان را بر محبّت زن و فرزند و مصاحبت خويش و پيوند ترجيح مىفرمودند و جمعى ديگر را آباء و اقرباء و عيال و اطفال سوگند داده به زارى تمام سكون و آرام در منزل و مقام التماس مىكردند و ايشان را رقت جنسيت پيوند و شفقت بر زن و فرزند مانع هجرت مىشد اين آيت نازل گشتيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى كسانى كه ايمان آورده‌ايدلا تَتَّخِذُوافرامگيريدآباءَكُمْپدران خود راوَ إِخْوانَكُمْو برادران خود راأَوْلِياءَدوستان يعنى اين گروه را به دوستى مگيريدإِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَاگر برگزينند ايشان كفر راعَلَى الْإِيمانِبر ايمان و شما را از هجرت بازدارندوَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْو هر كه از شما ايشان را دوست دارد يعنى اين عمل از ايشان پسنددفَأُولئِكَپس آن گروه دوستدارندگانهُمُ الظَّالِمُونَايشانند ستمكاران كه دوستى را در غير محلش وضع كرده‌اند چه دوستى با مؤمنان بايد و با مشركان نشايد چون اين آيت فرود آمد متخلفان از هجرت گفتند كه حالا ما در ميان قبايل و عشائر خوديم و بمعاملات و تجارات اشتغال نموده اوقات مىگذرانيم چون عزيمت هجرت كنيم به ضرورت قطع پدر و فرزند بايد كرد و تجارت از دست برود و ما بىكس و بىمال بمانيم آيتى ديگر آمد .