تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
9 / 13 آيا جنگ نمىكنيد با گروهى كه شكستند سوگندان خويش را و قصد كردند جلا وطن ساختن پيغمبر را و ايشان ابتدا كردند در نقض عهد با شما اوّل مرتبه آيا مىترسيد از ايشان پس خدا سزاوارتر است به آنكه بترسيد از وى اگر مسلمانيد ( 13 ) 9 / 14 جنگ كنيد با ايشان تا عذاب كند ايشان را خدا بدست شما و رسوا سازد ايشان را و فتح دهد شما را بر ايشان و شفا بخشد سينهاى گروه مسلمانان را ( 14 ) 9 / 15 و دور كند اندوه دل ايشان را و برحمت بازگردد خدا بر هر كه خواهد و خدا دانا استوار كارست ( 15 ) 9 / 16 آيا گمان كرديد كه گذاشته شويد و هنوز متميز نساخته است خدا آنان را كه جهاد كرده‌اند از شما و نه گرفته‌اند بجز خدا و بجز پيغمبر او و بجز مؤمنان هيچ دوست پنهانى و خدا داناست به آنچه مىكنيد ( 16 )
شرح
أَ لا تُقاتِلُونَآيا كارزار نمىكنيدقَوْماً نَكَثُوابا گروهى كه بشكستندأَيْمانَهُمْپيمانهائى كه با شما بسته بودند در حديبيه و يكى از عهدها ميان پيغامبر ص و قريش آن بود كه حلفاى يكديگر را نرنجانند و بر قتال ايشان با يكديگر مظاهره نكنند قريش بنى بكر را كه حلفاى ايشان بودند بسلاح و مردم مدد دادند تا با بنى خزاعه كه حلفاى رسول بودند جنگ كردند يا مراد از ناكثين عهود يهود بنىقريظه‌اند كه در روز احزاب ابو سفيان و قوم او را مددگارى كردندوَ هَمُّواو قصد كردند مشركانبِإِخْراجِ الرَّسُولِبه بيرون كردن رسول از مكه و مشاورت نمودند در دار الندوه چنانچه گذشت و در لباب آورده كه قريش در حديبيه قصد كردند كه رسول را جهت اداى عمره به مكه راه دهند و قبل از اتمام اركان آن به جهت استخفاف از مكه‌اش اخراج كنند و بقول ثانى كه مراد يهوداند قصد اخراج آن حضرت ص نمودند از مدينهوَ هُمْ بَدَؤُكُمْو حال آنست كه ايشان ابتدا كردند در نقض عهدأَوَّلَ مَرَّةٍاوّل بارأَ تَخْشَوْنَهُمْآيا شما مىترسيد از محاربت و كارزار ايشانفَاللَّهُ أَحَقُّپس خداى سزاوارتر استأَنْ تَخْشَوْهُبه‌آنكه بترسيد از عقاب وى و در ترك قتال كفّار پس بحرب اشتغال كنيدإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد باوردارندگان به عقوبت الهى در ترك مأمور بهقاتِلُوهُمْكارزار كنيد با مشركانيُعَذِّبْهُمُ اللَّهُتا عذاب كند خداى ايشان رابِأَيْدِيكُمْبه دستهاى شما يعنى به شمشيرهاى شما مقتول شوندوَ يُخْزِهِمْو رسوا سازد ايشان را به مقهوريت و مغلوبيتوَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْو نصرت دهد شما را بر ايشانوَ يَشْفِو شفا بخشدصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَسينهاى گروهى را از مؤمنان يعنى بنو خزاعه يا جمعى از يمن كه به مكه آمده اسلام آورده بودند و از مشركان ايذا بسيار يافته و چون شكايت بعرض حضرت رسالت‌پناه ص رسانيده بودند فرموده بود كه ابشروا فان الفرح لقريبوَ يُذْهِبْو ببرد خداى به نصرت شما بر كفّارغَيْظَ قُلُوبِهِمْاندوه دلهاى آنان را كه بواسطهء آزار كفار ملول بودندوَ يَتُوبُ اللَّهُو توبه دهد خداى و بازگردد بفضل خودعَلى مَنْ يَشاءُبر هر كه خواهد حق سبحانه درين آيت خبر داد از توبه بعضى از كفّار و آن واقع شد چنانچه ابو سفيان و عكرمة بن ابو جهل و سهيل بن عمرو و غير ايشان ايمان آوردندوَ اللَّهُ عَلِيمٌو خدا داناست به توبهء بعضىحَكِيمٌحكم‌كننده است بقبول توبهأَمْ حَسِبْتُمْآيا مىپنداريد اى مؤمنان كه قتال كفّار را كارهيد و گفته‌اند خطاب با منافقان است مىفرمايد كه پنداشتيدأَنْ تُتْرَكُواآنكه شما را بگذارند برين كه هستيدوَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُو نه‌بيند خداالَّذِينَ جاهَدُواآنان را كه جهاد كنندمِنْكُمْاز شما در راه وىوَ لَمْ يَتَّخِذُواو فرانگيرندمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىوَ لا رَسُولِهِو به غير فرستادهء اووَ لَا الْمُؤْمِنِينَو بدون مؤمنانوَلِيجَةًو دوست نهانى كه افشاى اسرار كند با وى يعنى شما را به مجرد دعوى ايمان دست باز نخواهند داشت و خداى از شما جهاد و عدم دوستى با مشركان ناديدهوَ اللَّهُ خَبِيرٌو خداى دانا استبِما تَعْمَلُونَبه‌آنچه شما مىكنيد و غرض شما از عملها وى را معلوم است آورده‌اند كه چون عباس رض اسير شد مسلمانان او را بشرك و قطع رحم سرزنش كردند عباس رض جواب داده كه شما مساوى ما مىگوئيد و از محاسن ما ياد نمىكنيد على رض فرمود شما را چه چيز است كه آن را از جمله محاسن توان شمرد عباس رض گفت ما به عمارت مسجد الحرام قيام نمائيم و خانهء كعبه را تعظيم مىكنيم و حاجيان را شربت زمزم مىدهيم و اسيران را از بند مىرهانيم اين آيت نازل شد .