9 / 8
چگونه بود مشركان را عهد و اگر غالب آيند بر شما نگاه ندارند در باب شما حق خويشى را و نه عهد را رضامند مىسازند شما را به دهان خويش و قبول نه مىكند دل ايشان و بيشترين ايشان فاسقانند ( 8 )
9 / 9
خريد كردند به آيتهاى خدا بهاى اندك را پس بازداشتند مردمان را از راه خدا هر آئينه ايشان بدكارى است كه مىكردند ( 9 )
9 / 10
نگاه نمىدارند در باب هيچ مسلمانى حق خويشى را و نه عهد را و آن جماعه ايشانند از حد درگذشتگان ( 10 )
9 / 11
پس اگر توبه كنند و برپا دارند نماز را و بدهند زكات را پس ايشان برادران شمااند در دين و واضح مىسازيم آيات را براى گروهى كه ميدانند ( 11 )
9 / 12
و اگر بشكنند سوگندان خويش را پس از عهد بستن خويش و طعنه زنند در دين شما پس كارزار كنيد با پيشوايان كفر هر آئينه سوگند نيست ايشان را بود كه ايشان بازمانند ( 12 )
شرح
كَيْفَچگونه باشيد بر عهد مشركانوَ إِنْ يَظْهَرُواو حال آنست كه اگر ايشان ظفر يابندعَلَيْكُمْبر شمالا يَرْقُبُوا فِيكُمْنگاه ندارند در باب شماإِلًّا وَ لا ذِمَّةًحق قرابتى و نه وفا عهدىيُرْضُونَكُمْخوشنود مىگردانند شما رابِأَفْواهِهِمْبه زبانهاى خويش يعنى وعده مىدهند بايمان و طاعت يا سخنان شيرين مىگويندوَ تَأْبىو سرباز مىزنندقُلُوبُهُمْدلهاى ايشان از آنچه به زبان مىگويند يعنى دل ايشان با زبان يكى نيست بيتدل در خيال غدر و زبان در اداى شكر * اى من غلام آنكه دلش با زبان يكى استوَ أَكْثَرُهُمْو بيشترى از ايشانفاسِقُونَبيرونند از دائره فرمان يا سركشاند از قبول ايمان و اندكى از ايشان بسبب بدنامى از نقض عهد تحرز مىنماينداشْتَرَوْابدل كردند و برگزيدندبِآياتِ اللَّهِبه قرآنثَمَناً قَلِيلًاچيزى را كه بهاى اندك دارد از متاع دنيا ابو سفيان بعضى از مشركان را تطميع حطام دنيا كرده براى قتال اهل ايمان جمع كرد ايشان تكذيب قرآن نموده و بطمع افتاده در صدد قتال مسلمانان آمدندفَصَدُّواپس اعراض كردندعَنْ سَبِيلِهِاز طاعت خدا يا بازداشتند مردم را از راه حج خانهء خداىإِنَّهُمْبه درستى كه ايشانساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَبدكارى است كه مىكنند قولى آنست كه مراد ازين قوم يهوداند كه عهد پيغمبر را شكسته و آيات توريت را به اندك چيزى فروخته مردم را از متابعت دين اسلام منع مىكردندلا يَرْقُبُونَنگاه نمىدارند يهود يا ناقضان عهدفِي مُؤْمِنٍدر شان هيچ مؤمنىإِلًّا وَ لا ذِمَّةًقرابت يا سوگند و نه عهدوَ أُولئِكَو آن گروههُمُ الْمُعْتَدُونَايشانند از حد درگذرندگان در شرارت و طغيانفَإِنْ تابُواپس اگر بازگردند از كفروَ أَقامُوا الصَّلاةَو به پا دارند نماز راوَ آتَوُا الزَّكاةَو بدهند زكات رافَإِخْوانُكُمْپس ايشان برادران شمااندفِي الدِّينِدر دين اسلام ايشان راست آنچه شما را بود و بر ايشان است آنچه بر شما باشدوَ نُفَصِّلُ الْآياتِو بيان مىكنيم آيتها رالِقَوْمٍ يَعْلَمُونَبراى گروهى كه فهم كنند و در ان تفكّر نمايندوَ إِنْ نَكَثُواو اگر بشكنند مشركانأَيْمانَهُمْسوگند و پيمانهاى خود رامِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْپس از آنكه عهد كنند با شماوَ طَعَنُواو طعنه كنندفِي دِينِكُمْدر دين شما و عيب جويند در احكام اسلامفَقاتِلُواپس بكشيدأَئِمَّةَ الْكُفْرِپيشوايان كفر و سرداران اهل شرك راإِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْبه درستى كه ايشان را عهد و پيمان نيست در حقيقت اگر ايمان ايشان در شب بودى شكست بدان راه نيافتى پس مقاتله كنيد به ايشانلَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَشايد كه ايشان بازايستند از شرك يا طعن در دين .