تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
7 / 37 پس كيست ستمكارتر از كسى كه بر بست بر خدا دروغ را يا به دروغ نسبت كرد آيات او را آن جماعه برسد به ايشان بهرهء ايشان از آنچه نوشته شده در لوح محفوظ تا وقتى كه بيايند نزديك ايشان فرستادگان ما تا قبض ارواح ايشان كنند گويند كجا است آنچه شما مىپرستيديد بجز خدا گويند گم شدند ايشان از ما و معترف شدند بر نفسهاى خويش اين كه ايشان كافر بودند ( 37 ) 7 / 38 حكم كند خدا كه داخل شويد همراه امتانى كه گذاشته‌اند پيش از شما از جن و انس در آتش هرگاه كه درآيد قومى لعنت كند قومى ديگر مانند خود را تا وقتى كه به يكديگر برسند در دوزخ همه يك‌جا گويد جماعت متاخر از ايشان در حق جماعت متقدّم از ايشان اى پروردگار ما ايشان گمراه كردند ما را پس بده ايشان را عذاب دو چند از دوزخ فرمايد خدا هر يكى را دو چند هست و ليكن نمىدانيد ( 38 )
شرح
فَمَنْ أَظْلَمُپس كيست ستمكارتر يعنى كافرترمِمَّنِ افْتَرىاز كسى كه بربنددعَلَى اللَّهِ كَذِباًبر خدا دروغى به‌آنكه گويد زن و فرزند و شريك داردأَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِيا به دروغ شمرد آيات منزله او را و اين نيز انكار نبوتستأُولئِكَآن گروه مفتريان و مكذبانيَنالُهُمْبرسد بديشاننَصِيبُهُمْبهره ايشانمِنَ الْكِتابِاز لوح محفوظ يعنى آنچه بقلم تقدير نوشته شده از عذاب و نكال ايشان بديشان رسد يا بيابند جزاى آنچه نوشته شده در دفتر عمل ايشان يا بهره گيرند از روزى كه نوشته شده براى ايشانحَتَّى إِذا جاءَتْهُمْتا وقتى كه بيايند به ايشانرُسُلُنافرستادگان ما كه ملك‌الموت و اعوان اوينديَتَوَفَّوْنَهُمْفراگيرند يعنى قبض كنند ارواح ايشان راقالُواگويند فرشتگان با ايشان از روى توبيخ و تقريعأَيْنَ ماكجااند آن بتان كه پيوستهكُنْتُمْ تَدْعُونَبوديد كه مىخوانيد و مىپرستيد ايشان رامِنْ دُونِ اللَّهِبدون خداى تا امروز منع كنند عذاب خداى را از شماقالُواگويند كافران كه آنهاضَلُّوا عَنَّاگم شدند از ما يعنى غايب گشتند و هيچ مددى از ايشان بما نرسيدوَ شَهِدُواو گواهى دهندعَلى أَنْفُسِهِمْبر نفسهاى خودأَنَّهُمْ كانُوابه‌آنكه ايشان بودندكافِرِينَناگرويدگانقالَگويد خداى يا يكى از ملائكه روز قيامت ايشان راادْخُلُوادرآييدفِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْدر ميان امتان كه درگذشته‌اندمِنْ قَبْلِكُمْپيش از شما هم بر دين و آئين شمامِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِاز پرى و آدمى مراد كافران گذشته‌اند ازين دو طائفه كه حق سبحانه و تعالى گويد درآئيد با همفِي النَّارِدر آتش دوزخ هرك را از ايشان عناد و تكبّر بيشتر باشد او را بيشتر باشد او را بيشتر به آتش درآرندكُلَّما دَخَلَتْهرگاه درآيندأُمَّةٌگروهى به دوزخلَعَنَتْ أُخْتَهالعنت كنند گروهى ديگر را كه همدينان ايشان باشند و بر يك كيش و ملّت مرده باشند چنانچه جهودان جهودان را لعنت مىكنند و ترسايان ترسايان را و گبران گبران را و على هذا القياسحَتَّى إِذَا ادَّارَكُواتا وقتى كه به يكديگر رسندفِيها جَمِيعاًهمه ايشان در آتشقالَتْ أُخْراهُمْگويند آنها كه پس روانند و از پى درآمدگانلِأُولاهُمْبراى آنها كه پيشوايانند يعنى درباره ايشان گويندرَبَّنااى پروردگار ماهؤُلاءِاين گروهأَضَلُّوناگمراه كرده‌اند ما رافَآتِهِمْپس بده ايشان راعَذاباً ضِعْفاًعذاب دو چندان كه ما را هستمِنَ النَّارِاز آتش دوزخ يك قسم براى گمراهى ايشان و يك قسم براى گمراه ساختن ديگرانقالَفرمايد خداى تعالىلِكُلٍّ ضِعْفٌمر همه را عذاب دوباره است پيشوايان را به جهت ضلال و اضلال و پس روان را به‌واسطه كفر و تقليدوَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَو ليكن ايشان نمىدانند حفص بخطاب مىخواند يعنى شما نمىدانيد و از عذاب يكديگر خبر نداريد .