تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
مانند كسى كه گمراه كرده باشند او را پريان در زمين حيران مانده مر او را يارانند كه مىخوانندش بسوى راه راست كه بيا بسوى ما بگو هر آئينه هدايت خدا همونست هدايت حقيقى و فرموده شده است ما را كه منقاد شويم پروردگار عالمها را ( 71 ) 6 / 72 و فرموده شد كه برپا داريد نماز را و بترسيد از خدا و اوست آنكه بسوى او حشر كرده خواهيد شد ( 72 ) 6 / 73 و اوست آنكه بيافريد آسمانها و زمين بتدبير محكم و روز كه بفرمايد ( به چيزى ) كه بشو پس مىشود ( 73 ) سخن او راستست و مر او راست پادشاهى روز كه دميده شود در صور دانندهء پنهان و آشكار است و اوست استواركار آگاه ( 74 ) 6 / 74 و ياد كن چون گفت ابراهيم ع پدر خود آزر را آيا خدا مىگيرى بتان را هر آئينه من مىبينم ترا و قوم ترا در گمراهى ظاهر ( 75 )
شرح
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُمانند كسى كه ببرده باشند او را ديوانفِي الْأَرْضِدر زمين يعنى در بيابان دور از راه راست بيفگندهحَيْرانَمتحير مانده نه راه مىداند و نه چاره كار خود مىتواندلَهُ أَصْحابٌمر او را ياران و مصاحبان‌اند از روى شفقتيَدْعُونَهُمىخوانند او راإِلَى الْهُدَى ائْتِنابسوى راه راست و مىگويند بيا بجانب ما و ديوان او را به طرف خود دعوت مىكنند و او مترددست در رفتن و بازگشتن اگر اجابت شياطين مىكند در ورطه هلاكت مىافتد و اگر سخن اصحاب مىشنود به سرمنزل نجات مىرسد وجه تمثيل آنست كه هر كه مرتد شد مشابه است به كسى كه او را غولان و ديوان از ميان كاروان كه مؤمنان‌اند بربوده در بيابان خطرناك برده‌اند رفيقان كاروان كه مؤمنان‌اند او را به راه شارع كه منهاج شرع است مىخوانند ديو فريبنده او را به بيابان ضلالت مىكشد اگر برگردد و خود را به كاروان رساند در زمره ايشان داخل شود و اگر با ديوان بماند در كفر و زندقه بميردقُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِبگو به درستى كه دين خدا يعنى اسلامهُوَ الْهُدىاوست دين درست و راه راستوَ أُمِرْناو ما را فرموده‌اندلِنُسْلِمَتا گردن نهيملِرَبِّ الْعالَمِينَمر پروردگار عالميان راوَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَو ديگر فرموده‌اند آن كه به‌پاى داريد نماز راوَ اتَّقُوهُو بترسيد از خدا در اهمال آنوَ هُوَ الَّذِي إِلَيْهِو اوست آن خدا كه بسوى اوتُحْشَرُونَجمع كرده خواهيد شد بروز قيامتوَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَو اوست آن‌كس كه بيافريد آسمانها و زمين رابِالْحَقِّبراى اظهار حق چه مصنوعات او دلائل قدرت و وحدانيت اويندوَ يَوْمَ يَقُولُو ياد كن روزى را كه خداى گويد يعنى هر چيزى را كه تكوين او خواهد امر فرمايدكُنْ فَيَكُونُبباش پس بباشد آن چيز مراد از روز قيامت است و تكوين حشر اموات و احياء ايشانقَوْلُهُ الْحَقُّسخن او راستستوَ لَهُ الْمُلْكُو مر او را است پادشاهىيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِدر ان روز كه دردمند در صور و آن شاخيست كه در ان خواهد دميد سه دميدن و ذكر آن بيايد ان‌شاءالله تعالىعالِمُ الْغَيْبِاوست يعنى خدا داننده غيب كه عالم ملكوتستوَ الشَّهادَةِداناى شهادت كه عالم ملك استوَ هُوَ الْحَكِيمُو اوست خداوند حكمت در بعث و حشر خلائقالْخَبِيرُدانا به‌آنكه كى برانگيزد و بر چه وجه حشر كندوَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُو ياد كن براى اهل مكه قصّه ابراهيم ع را كه ايشان دعوى فرزندى او مىكنند پس اولى آنكه به دو اقتدا كنند در توحيد و پرستش واجب الوجود و قصّه او آنست كه گفتلِأَبِيهِ آزَرَمر پدر خود آزر را و در كتب تواريخ نام او تاراختست و آزر لقب اوست و معنى آزر پرستنده بت و بر هر تقدير گفت مر او را كه اى پدرأَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةًآيا فرا مىگيرى بتان را كه خود تراشيده به خدائىإِنِّي أَراكَبه درستى كه من مىبينم تراوَ قَوْمَكَو گروهى را كه متابع الثلاثة تواندفِي ضَلالٍ مُبِينٍدر گمراهى هويدا .