تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
6 / 64 بگو خدا ! مىرهاند شما را ازان محنت و از هر اندوهى ، باز شما شريك او مقرر مىكنيد ( 64 ) 6 / 65 بگو اوست توانا بر آن كه فرستد بر شما عذابى از بالائى شما ( يعنى چنان كه سنگ بر قوم لوط باريد ) يا از زير پاى شما ( يعنى چنان كه قارون به زمين رفت ) يا جمع كند شما را گروه گروه و بچشاند بعض شما را جنگ بعض بنگر چگونه گوناگون بيان مىكنيم آيتها را تا بفهمند ( 65 ) 6 / 66 و به دروغ نسبت كردند قرآن را قوم تو و آن راستست بگو نيستم بر شما نگاهبان ( 66 ) 6 / 67 هر خبر را ميعاديست و خواهيد دانست ( 67 ) 6 / 68 و چون به بينى آنان را كه بحث شروع مىكنند در آيتهاى ما پس رو بگردان از ايشان تا وقتى كه بحث شروع كنند در سخنى غير وى و اگر فراموش گرداند ترا شيطان پس منشين بعد ياد آوردن با گروه ستمكاران ( 68 )
شرح
قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْبگو اى محمد ص كه خدا نجات مىدهد شما رامِنْهااز ظلمات بر و بحروَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍو از هر اندوهى و غمى كه باشدثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَپس آنگه شما باز رجوع بشرك مىكنيد و به عهدى كه كرده‌ايد وفا نمىنمائيدقُلْ هُوَ الْقادِرُبگو اوست تواناعَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْبر آنكه فرستد بر شماعَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْعذابى از زبر شما چون طوفان كه بقوم نوح عليه السلام آمد و حجاره كه بر سر قوم لوط باريدأَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْيا عذابى از زير قدم شما چون آل فرعون كه در آب غرق شدند يا قارون كه به زمين فرورفت و گفته‌اند عذاب من فوق حكّام ظالم‌اند و من تحت ارجل بندگان و خدمتگاران بد معاش يا من فوق كبار قوم‌اند و من تحت صغار ايشانأَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاًيا درآميزد شما را با همديگر گروه گروه و هر گروهى را سوداى و تمناى و آرزوى و مدّعاى بخلاف آن ديگر تا آن مخالفت به مقاتله انجامدوَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْو بچشاند خدا بعضى را از شمابَأْسَ بَعْضٍرنج و سختى از بعضى مرا و سيوف مختلفه است كه همديگر را كشته سازندانْظُرْ كَيْفَبنگر كه چگونهنُصَرِّفُ الْآياتِمىگردانيم آيتها را بوعده و وعيدلَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَتا باشد كه ايشان بدانندوَ كَذَّبَ بِهِو دروغ مىدارند عذاب يا قرآن راقَوْمُكَقوم تو كه كفار قريش‌اندوَ هُوَ الْحَقُّو آن عذاب يا كتاب حق و صدق استقُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْبگو من نيستم بر شمابِوَكِيلٍنگاهبان كه مهم شما را به من بازگذاشته باشند تا شما را از تكذيب منع كنم يا بتعذيب جزا دهملِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّمر هر چيزى را از وعده و وعيد وقتى است كه در آن وقت قرار يابد يعنى واقع شود يا هر عملى را جزاى استوَ سَوْفَ تَعْلَمُونَو زود باشد كه بدانيد آن راوَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَو چون بينى تو آن كسان را كه بتكذيب و استهزايَخُوضُونَبحث مىكنند و گفتگو مىنمايندفِي آياتِنادر آيتهاى ما كه قرآنست و در ان طعن مىكنندفَأَعْرِضْ عَنْهُمْپس اعراض كن و منشين با ايشانحَتَّى يَخُوضُواتا وقتى كه درآيندفِي حَدِيثٍ غَيْرِهِدر سخنى ديگر غير قرآنوَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُو اگر فراموش گرداند بر تو شيطان اعراض كردن را از ايشان خطاب به آن حضرتست ص و مراد امت‌اندفَلا تَقْعُدْپس منشينبَعْدَ الذِّكْرىبعد آنكه ياد كنى سخن خداى رامَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَبا گروهى ستمكاران كه وضع تكذيب و استهزا كنند در موضع تصديق و تعظيم سبب نزول آيه اين بود كه هرگاه مسلمانان با مشركان نشستندى ايشان فى الحال خوض نمودندى در تكذيب قرآن و استهزا كردندى با بعضى از كلمات آن حق سبحانه و تعالى حكم فرمود چون ببينيد كه كفار تكذيب قرآن شروع كردند برخيزيد و از ايشان دورى جوئيد اهل اسلام گفتند يا رسول اللّه ص ما را از طواف خانه و قعود در مسجد الحرام چاره نيست و كافران نيز در مسجد آيند و همواره سخريه مىكنند با قرآن و اهل ايمان و ما نمىتوانيم كه ترك مجلس ايشان كنيم و ايشان را نيز از خوض منع نه مىتوانيم كرد آيا آثم باشيم يا نى اين آيت آمد كه .