6 / 69
و نيست بر كسانى كه پرهيزگارى كردند از حساب كافران چيزى و ( ليكن بر ايشان لازم است ) پند دادن تا شود كه پرهيزگارى كنند ( 69 )
6 / 70
و بگذار كسان را كه دين خود گرفتند بازى و لهو و فريفت ايشان را زندگانى دنيا و پند داده به قرآن براى احتياط از آنكه به مهلكه گذاشته شود نفسى را بسبب آنچه كرده است نيست او را بجز خدا هيچ دوست و نه شفاعتكننده و اگر عوض خود دهد هر فدائى ( كه تواند ) گرفته نه مىشود از وى آن جماعه آنانند كه به مهلكه گذاشته شدند بوبال آنچه كردند ايشان راست آشاميدنى از آب جوشانيده و ايشانراست عذاب درددهنده بسبب آنكه كافر بودند ( 70 )
6 / 71
بگو آيا مناجات كنيم بجز خدا كسى را كه نفع نه دهد ما را و زيان نرساند بما و بازگردانيده شويم بر پاشنههاى خود بعد از آنكه راه راست نموده ما را خدا
شرح
وَ ما عَلَى الَّذِينَو نيست بر آنان كهيَتَّقُونَبپرهيزند از خوض كردنمِنْ حِسابِهِمْاز شمار اهل خوض يعنى از جرائم و آثام ايشانمِنْ شَيْءٍاز چيزىوَ لكِنْ ذِكْرىو ليكن بر ايشان هست كه پند دهند ايشان را پند دادنى و مانع شوند از خوض و سائر قبائح يا اظهار كراهيت كنند از افعال و اقول ايشانلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَتا باشد كه پرهيز كنند ازين عمل و شرم دارندوَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواو بگذار يعنى اعراض كن از آنان كه فرا گرفتنددِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواًدين خود را بازى و مشغولى طرب و فسوس يعنى بناى دين خود را بر لهو و بازى نهادهاند چون عبادت اصنام و تحريم بحائر و سوائب يا دينى كه پيغمبر ايشان را بدان دعوت مىكند به آن سخريه مىكنند و استهزا يا عيد خود را كه ميقات عبادت است بلهو و لعب مىگذرانندوَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْياو فريب داده است ايشان را زندگانى دنيا تا بدان سبب انكار حشر و بعث مىكنندوَ ذَكِّرْ بِهِو پند داده ايشان را به قرآنأَنْ تُبْسَلَتا تسليم كرده نشود بهلاك يا رسوا نگردد و بازگرفته نشود ونَفْسٌ بِما كَسَبَتْنفس كافرى بهآنچه كرده است از بديهالَيْسَ لَهانيست مر آن نفس گرفتار شده رامِنْ دُونِ اللَّهِجز خداىوَلِيٌّدوستى كه مدد تواند كردوَ لا شَفِيعٌو نه خواهنده كه او را از عذاب خلاصى تواند دادوَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍو اگر فدا دهد آن نفس هر فدائى كه باشد تا خود را از عذاب باز خردلا يُؤْخَذْ مِنْهاآن فدا نگيرند ازوأُولئِكَ الَّذِينَآن گروه آن كسانند كهأُبْسِلُواسپرده شدهاند به ملائكه عذاببِما كَسَبُوابسبب آنچه كرده از قبائح افعاللَهُمْمر ايشان راست در دوزخشَرابٌ مِنْ حَمِيمٍآشاميدنى از آب جوشانيده كه درون ايشان را بسوزاندوَ عَذابٌ أَلِيمٌو عذابى دردناك كه بيرون ايشان را محرق سازدبِما كانُوا يَكْفُرُونَبه جهت آنكه ايشان بودند كه كافر مىشدندقُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِبگو اى محمد ص آيا مىپرستيم بدون خداى يعنى نمىپرستيمما لا يَنْفَعُناآنچه ما را سود نكند اگر طاعت آريمشوَ لا يَضُرُّناو زيان نهرساند اگر فروگذاريمش يعنى قادر نيست بر نفع و ضرروَ نُرَدُّو آيا بازگرديمعَلى أَعْقابِنابر پاشنههاى خود يعنى مرتد شويم و رجوع بشرك كنيمبَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُپس از ان كه ما را راه نمود خداى باسلام و از مضيق كفر و ضلالت خلاص داد و اگر از دين حق برگرديم باشد مثل ما .