تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
6 / 40 بگو آيا ديديد اگر بيايد بشما عذاب خدا يا بيايد بشما قيامت آيا به غير خدا تضرع مىكنيد اگر راست‌گو هستيد ( 40 ) 6 / 41 نه بلكه خاص بجناب او دعا مىكنيد پس دفع مىكنيد آنچه دعا مىكنيد براى دفع آن اگر خواهد و فراموش مىكنيد آن چيز كه او را شريك مقرر كرديد ( 41 ) 6 / 42 و هر آئينه فرستاديم به‌سوى امتان پيش از تو پس در گرفت كرديم ايشان را به تنگى معيشت و بيمارى تا زارى كنند ( 42 ) 6 / 43 پس چرا نه زارى كردند وقتى كه آمد به ايشان عذاب ما و ليكن سخت شد دل ايشان و زينت داد در نظر ايشان شيطان آنچه مىكردند ( 43 ) 6 / 44 پس چون فراموش كردند آنچه پند داده شد ايشان را به آن گشاده ساختيم بر ايشان درهاى همه چيز تا هنگام كه شادمان گشتند به آنچه داده شد ايشان را در گرفت كرديم ايشان را ناگهان پس شدند نااميد شونده ( 44 )
شرح
قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْبگو ايشان را كه چه مىبينيدإِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِاگر بيايد بشما عذاب خداى چنانچه به كافران گذشته آمد در دنياأَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُيا بيايد بشما قيامت و هول و عذاب آخرتأَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَآيا غير خداى را مىخوانيد كه آن عذاب از شما بردارد يعنى بخوانيد غير او راإِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَاگر هستيد راست‌گويان كه بتان خدايانندبَلْنه چنانست كه بتان را خوانيد بلكهإِيَّاهُ تَدْعُونَاو را مىخوانيد و تضرع جز بدرگاه او نمىبريدفَيَكْشِفُپس ببرد و دفع كند از شما در دنياما تَدْعُونَ إِلَيْهِآنچه او را بكشف آن مىخوانيدإِنْ شاءَاگر خواهدوَ تَنْسَوْنَو فراموش مىكنيد در وقت دعا يعنى دست بازمىداريدما تُشْرِكُونَآنچه شرك ساخته‌ايد با او يعنى آلهه خود راوَ لَقَدْ أَرْسَلْناو به درستى كه فرستاديم ما رسولان راإِلى أُمَمٍبه امتان ايشانمِنْ قَبْلِكَپيش از تو و ايشان كافر شدند و تكذيب پيغمبران كردندفَأَخَذْناهُمْپس گرفتيم ايشان رابِالْبَأْساءِبه سختى و تنگىوَ الضَّرَّاءِو به آفتها و بيماريهالَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَتا باشد كه زارى كنند و از شرك اعراض نموده دست نياز در ذيل توبه و استغفار زنندفَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُواپس چرا وقتى كه آمد بديشان عذاب ما زارى نكردند و روى تضرع و تذلل بدرگاه ما نياوردند كه اگر زارى كردندى بلا مندفع شدىوَ لكِنْ قَسَتْو ليكن سخت شده بودقُلُوبُهُمْدلهاى ايشان و ترك تضرع و زارى از قساوت قلبستوَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُو آراسته كرد براى ايشان ابليسما كانُوا يَعْمَلُونَآنچه بودند كه به عمل مىآوردند يعنى باعمال خود معجب بودند و عجب از جمله صفات هلاك‌كننده است چنانچه در حديث آمده است كه ثلث مهلكات شحّ مطاع و هوا متبع و اعجاب المرء بنفسه ابليس چون دانسته كه از جهت عجب در دام شقاوت ابدى افتاد و هر دعوى و لاف كه از گريبان هستى او سر برزد سرمايه آن همين صفت بود لا جرم سرگشتگان بوادى غفلت را ازين راه به چاه ادبار مىاندازد و صفت عجب و خودبينى را در نظر ايشان آراسته مىسازد تا به‌واسطه خود ديدن از حق پرستيدن بازمانند نظم مرد معجب ز اهل دين نبود * هيچ معجب خداى بين نه بود بىخبر از جهان و مست يكيست * خويشتن بين و بت‌پرست يكيستفَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِپس آن هنگام كه فراموش كردند كافران و مكذبان آنچه پند داده شده بودند بدان از بأساء و ضراءفَتَحْنا عَلَيْهِمْبگشاديم براى ايشانأَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍدرهاى همه چيزها را از نعمت و راحت يعنى چون به بلا و محنت پندپذير نشدند به آسانى وسعت معيشت نيز امتحان كرديمحَتَّى إِذا فَرِحُواتا وقتى كه شاد شدندبِما أُوتُوابدانچه بديشان داده بودند از نعمتها و دل در ان بستند و آن را سبب استيفاى لذات حسى ساخته به نعمت از منعم بازماندند و بمراسم شكرگزارى و لوازم سپاس‌دارى قيام نه‌نمودندأَخَذْناهُمْ بَغْتَةًبگرفتيم ايشان را ناگهانفَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَپس ايشان بعد معاينه عذاب بودند پشيمانان و نااميدان .