6 / 36
جز اين نيست كه قبول مىكنند آنان كه مىشنوند و مردگان يعنى كافران برانگيزد ايشان را خدا باز بسوى او گردانيده شوند ( 36 )
6 / 37
و گفتند چرا نه فرودآورده شده بر پيغامبر نشانهء از جانب پروردگار او بگو هر آئينه خدا قادرست بر آنكه فروفرستد آيتى و ليكن اكثر ايشان نمىدانند ( 37 )
6 / 38
و نيست هيچ جانورى در زمين و نه هيچ پرنده كه مىپرد به دو بازوى خود مگر ايشان جماعتهااند مانند شما فروگذاشت نكردهايم در كتاب يعنى لوح محفوظ هيچچيزى را باز بسوى پروردگار خود حشر كرده خواهند شد ( 38 )
6 / 39
و كسانى كه به دروغ نسبت كردند آيات ما را كرانند و گنگانند در تاريكيهااند هر كرا خواهد خدا گمراه كندش و هر كرا خواهد به راه راست گرداندش ( 39 )
شرح
إِنَّما يَسْتَجِيبُجز اين نيست كه اجابت مىكنند دعوت تراالَّذِينَ يَسْمَعُونَآنان كه مىشنوند بسمع قبول از روى فهم و تامل اما كافران مانند مردگانند از ايشان اجابت نيايد چنانچه از امواتوَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُو مردگان را برانگيزاند خداى آنگاه ايشان بدانند و آن دانستن سود نكندثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَپس بسوى او بازگردانند همه را براى جزا و مكافاتوَ قالُواو گفتند رؤساى قريشلَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِچرا فرونمىآيد بر محمد صآيَةٌ مِنْ رَبِّهِنشانه از پروردگار او يعنى معجزه كه مىطلبيم ازوقُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌبگو به درستى كه خداى قادرستعَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةًبر آنكه فرستد آيتى از مقترحات ايشانوَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَو ليكن بسيارى از ايشان نمىدانند كه انزال آن مستجلب بلا و عنا هست زيرا كه حكم الهى برين وجه شرف نفاذ پذيرفته كه چون معجزه طلبند و حق سبحانه تعالى ظاهر گرداند و مقترحان ايمان نيارند عذاب استيصال بديشان فرود آيد چون ثمود و اصحاب مائدهوَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِو نيست هيچ جنبنده در زمينوَ لا طائِرٍنه هيچ پرنده كه در هوايَطِيرُ بِجَناحَيْهِبپرد به بالهاى خود اين كلمه براى تاكيدست چنانچه گويند فلان چيز به چشم ديدم و فلان سخن به گوش شنيدم يا آنكه طيران كنايت از سرعت مىباشد پس لفظ بجناحيه قطع مجاز مىكند و محصل كلام آنكه نيست هيچ جنبنده و پرندهإِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْالا كه ايشان امتانند مثل شما در آفرينش و مرده و زنده شدن يا در اداى ثناى الهى چه هيچكدام از تسبيح حق سبحانه و تعالى غافل و ذاهل نيست و ان من شىء الا يسبح بحمدهما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِفرونگذاشتيم در لوح محفوظمِنْ شَيْءٍهيچ چيزى را بلكه او مشتملست بر دلائل دقائق امور علوى و سفلىثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَپس بسوى پروردگار خود حشر كرده خواهند شد اين امم تا انصاف بعضى از بعضى بستانندوَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِناو آنان كه به دروغ داشتند آيتهاى ما راصُمٌّكرانند از شنودن دلائل ربوبيتوَ بُكْمٌو گنگانند از گفتن سخن در باب وحدانيت و ايشانفِي الظُّلُماتِدر تاريكيهاى كفر و جهل و عناد در تقليداندمَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُهرك را خواهد خداى گمراه گرداند يعنى توفيق هدايت ازو منقطع سازدوَ مَنْ يَشَأْو هرك را خواهديَجْعَلْهُثابت گرداند و نگاه داردعَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبر راه راست -