5 / 22
گفتند اى موسى هر آئينه آنجا گروهى هستند زورآور و هرگز ما داخل نشويم آنجا تا آن كه ايشان بيرون آيند از آنجا پس اگر ايشان از آنجا بيرون شوند هر آئينه ما در آئيم ( 22 )
5 / 23
گفتند دو مرد از اهل تقوى كه انعام كرده بود خدا بر ايشان يعنى يوشع و كالب درآييد اى قوم برين جماعه از راه دروازه چون در آمديد به دروازه پس هر آئينه شما غالب باشيد و بر خدا توكل كنيد اگر مسلمان هستيد ( 23 )
5 / 24
گفتند اى موسى ما هرگز نه در آئيم درين زمين به هيچگاه ما دام كه ايشان در آنجااند پس تو و پروردگار تو برويد و جنگ كنيد هر آئينه ما اينجا نشستگانيم ( 24 )
5 / 25
گفت موسى اى پروردگار من قادر نيستم الا بر خود و بر برادر خود يعنى هارون پس فيصل كن ميان ما و ميان گروه گناهكاران ( 25 )
شرح
قالُوا يا مُوسىايشان گفتند اى موسى عإِنَّ فِيهابه درستى كه در ارض مقدسهقَوْماً جَبَّارِينَگروهىاند متغلب و باقوت و شوكت كه مقاومت با ايشان ميسر نيستوَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهاو ما در نمىآئيم بدان زمين جهت جنگحَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهاتا وقتى كه بيرون آيند ايشان از آنجافَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهاپس اگر بيرون آيند ايشان از آنجا بىجنگ و ولايت را تسليم ما كنندفَإِنَّا داخِلُونَپس ما درآيندگانيم در انقالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَگفتند دو مرد از آنان كه ترسيدند از خداأَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَاانعام كرد خدا بر ايشان به ايمان و ثبات بر عهد و پيمان و ايشان يوشع و كالب بودند كه با بنى اسرائيل گفتندادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَدرآيند بر جباران از باب قريهء ايشان ناگهان و ايشان را در راه گذر تنگ گيريد و بصحرا رها نكنيدفَإِذا دَخَلْتُمُوهُپس چون درآييد از ان در بدين وجه كه گفته شدفَإِنَّكُمْ غالِبُونَپس به درستى كه شما غالبانيد زيرا كه ايشان جسمى چنداند بيدل و تناورانند بىحاصل اين سخن بالهام الهى دانسته بودند يا باخبار موسى عوَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواو بر خدا توكّل كنيد درين حربإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد باوردارندگان مر وعده حق راقالُوا يا مُوسىگفتند اى موسى عإِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداًبه درستى كه ما هرگز نمىآئيم بدين ولايتما دامُوا فِيهامادامىكه ايشان درين موضعاند و تو دو كس را تصديق مىكنى و سخن ده كس را باور نمىدارىفَاذْهَبْ أَنْتَپس برو تووَ رَبُّكَو پروردگار توفَقاتِلاپس جنگ كنيدإِنَّا هاهُنا قاعِدُونَبه درستى كه ما اينجا نشستهايم درين سخن خوار داشت كردند به خدا و رسول ، گفتهاند مراد از رب هارون بوده و رب بمعنى سيدست پس هارون ع را كه ازو بزرگتر بود سيد گفتند و كلمه فقاتلا مؤيد اين قول استقالَ رَبِّگفت موسى ع اى پروردگار منإِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِيمن مالك نيستم مگر نفس خود راوَ أَخِيو برادر خود رافَافْرُقْ بَيْنَناپس جدائى كن ميان ماوَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَو ميان اين گروه بيرون رفتگان از دائره فرمان .