4 / 132
و خدا راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين هست و خدا كارساز بسست ( 132 )
4 / 133
و اگر خواهد دور كند شما را اى مردمان و بوجود آرد ديگران را و هست خدا برين كار توانا ( 133 )
4 / 134
هر كه باشد طالب جزاى دنيا ( يعنى جزاى عمل در دنيا طلب كند ) پس نزديك خدا هست ثواب دنيا و آخرت و هست خدا شنوا و بينا ( يعنى پس چرا نه طالب هر دو باشيد ) ( 134 )
4 / 135
اى مسلمانان متعهّد انصاف باشيد اظهار حقكنندگان براى خدا و اگر چه بر ضرر خويشتن يا پدر و مادر و خويشاوندان باشد اگر ( آنكه حق بر وى ثابت مىشود ) توانگر باشد يا فقير بهر حال خدا مهربانترست بر ايشان پس پيروى خواهش نفس مكنيد اعراض كنان از عدل و اگر پيچانيد سخن را يا روى گردانيد پس هر آئينه خدا هست به آنچه مىكنيد آگاه ( 135 )
شرح
وَ لِلَّهِو مر خدا راستما فِي السَّماواتِآنچه در آسمانها باشد از ملائكه و ستاره و غير آنوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمينها بود از اركان مواليد و جز آنوَ كَفى بِاللَّهِو بسنده است خداوَكِيلًاكافى مهمات بندگانإِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْاگر خواهد ببرد خدا شما را و فانى گرداندأَيُّهَا النَّاسُاى مردمانوَ يَأْتِ بِآخَرِينَو بيارد يعنى ايجاد كند ديگران را كه فرمانبردارتر باشند چون اين آيت نازل شد حضرت رسالتپناه ص دست مبارك بر پشت سلمان زد و گفت آنها قوم ايناند يعنى پارسايانندوَ كانَ اللَّهُو هست خداعَلى ذلِكَ قَدِيراًبر ايجاد و اعدام توانامَنْ كانَ يُرِيدُهر كه باشد كه خواهد به عمل خودثَوابَ الدُّنْياپاداش اين سرا همچون مجاهد مثلا كه ارتكاب جهاد براى غنيمت كندفَعِنْدَ اللَّهِپس نزديك خدا استثَوابَ الدُّنْياپاداش دنيا و آن خسيسستوَ الْآخِرَةِو پاداش آخرت و آن شريفست پس چرا كسى طالب خسيسترين چيزى شود و از شريفترين چيزى بازماند و اگر با شرف مائل گردد اخس تابع خواهد بود چه اگر مجاهد فى المثل براى خدا جهاد كند او را در آخرت چندان نعمتست كه غنيمت دنيا در جنب آن چيزى بهغايت محقر باشد و غنيمت دنيا نيز بوى مىرسد پس توجه باصل بايد كرد كه فرع خود در پى آنستوَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاًو هست خدا شنونده همه قولهابَصِيراًبيننده همه فعلهايا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه مؤمنانكُونُوا قَوَّامِينَباشيد استادگانبِالْقِسْطِبعدل يعنى جهادكنندگان در اقامت مراسم عدالتشُهَداءَ لِلَّهِو باشيد گواهان براى خدا يعنى اداى شهادت كنيد به راستىوَ لَوْ عَلىو اگرچه برأَنْفُسِكُمْنفس شما باشد و گواهى بر نفس خود آنست كه اقرار كند بحقى كه در ذمه اوست و در تيسير از ابو العاليه نقل مىكند كه مردى از انصار گفت يا رسول اللّه ص كسى را بر پدر من حقى است و من بر ان گواهم و مرا باز نهمىدارد از اداى شهادت الا درويشى و افلاس پدر من اين آيت نازل شد كه گواهى باز نهمگيريد و اگرچه هم بر نفسهاى شما باشدأَوِ الْوالِدَيْنِيا پدر و مادروَ الْأَقْرَبِينَو خويشاوندان نزديكترإِنْ يَكُنْو اگر باشد مشهود عليهغَنِيًّاتوانگرأَوْ فَقِيراًيا درويش يعنى غنى را براى غنا احترام مكنيد و بر فقير به جهت افلاس او ترحم منمائيدفَاللَّهُ أَوْلى بِهِماپس خدا سزاوارترست به توانگر و درويش و اگر دانستى كه شهادت بر ايشان يا براى ايشان مصلحت نيست بدان حكم نهفرمودىفَلا تَتَّبِعُوا الْهَوىپس شما متابعت هواى نفس مكنيدأَنْ تَعْدِلُوابراى آنكه ميل كنيد از حقوَ إِنْ تَلْوُواو اگر به پيچانيد زبانهاى خود را از گواهى راستأَوْ تُعْرِضُوايا اعراض كنيد از اداى آن و بپوشيدفَإِنَّ اللَّهَ كانَپس به درستى كه خدا هستبِما تَعْمَلُونَبدانچه شما مىكنيد از عدل و ميلخَبِيراًدانا و شما را بدان مكافات خواهد كرد .