تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
4 / 119 و البته گمراه كنم ايشان را و البته در آرزوى باطل افگنم ايشان را و البته بفرمايم ايشان را تا بشگافند گوش چهارپايان را و البته بفرمايم ايشان را تا تغير دهند آفرينش خدا را و هر كه دوست گيرد شيطان را بجز خدا پس زيانكار شد زيان ظاهر ( 119 ) 4 / 120 وعده مىدهد ايشان را و در آرزو مىاندازد ايشان را و وعده نه مىكند ايشان را شيطان الا به فريب ( 120 ) 4 / 121 اين جماعت جاى ايشان دوزخست و نيابند ازان مخلصى ( 121 ) 4 / 122 و آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند درآريم ايشان را به بوستانها مىرود زير آن جويها جاويدان آنجا هميشه وعده كرده است خدا براستى و كيست راست‌گوتر از خدا در سخن ( 122 )
شرح
وَ لَأُضِلَّنَّهُمْو ايشان را گمراه مىكنم از طريق حقوَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْو در آرزو مىافكنم ايشان را و مىآرم در چشم ايشان امانى باطله را چون طول حيات يا تاخير توبه يا آنكه بعث و نشر نيست يا دخول بهشت يا ارتكاب ذنوبوَ لَآمُرَنَّهُمْو هرآئينه مىفرمايم ايشان رافَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِپس مىشكافند گوشهاى چهارپايان و آنچه خدا حلال ساخته حرام مىگردانند اشارتست به‌آنچه عرب حرام داشته‌اند از بحيره و وصيله و غير آن چنانچه در سوره مائده بيايد ان شاء اللّه العزيزوَ لَآمُرَنَّهُمْو هرآئينه مىفرمايم ايشان رافَلَيُغَيِّرُنَّپس تغيّر مىدهندخَلْقَ اللَّهِآفريده خداى را به صورت يا به صفت چون خصى كردن انسان و تيز ساختن دندان و لواطة و سحق و رقم كبود زدن بر روى و لب و دست و پاى يا مراد تغيّر فطرتست يعنى اسلام يا استعمال جوارح يا قوى در امور باطلهوَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّاو هر كه فرا گيرد شيطان را دوستىمِنْ دُونِ اللَّهِبدون خدا يعنى هر چه شيطان فرمايد آن كندفَقَدْ خَسِرَپس به درستى كه زيان كندخُسْراناً مُبِيناًزيان روشن چه سرمايه عمر و قوت از دست بدهد و از سود بىبهره بود يا زيان كند بفوات بهشت و سود كند بحصول دوزخيَعِدُهُمْوعده مىدهد ايشان را شيطان به‌آنچه وفا نه‌كندوَ يُمَنِّيهِمْو در آرزو مىافكند ايشان را به چيزى كه نيابندوَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُو وعده نمىدهد ايشان را شيطانإِلَّا غُرُوراًمگر فريب و خداع يعنى اظهار نفع مىكند در آنچه مشتمل بر ضررستأُولئِكَآن گروه كه پرستنده بتان و تابع شيطانندمَأْواهُمْ جَهَنَّمُجاى ايشان دوزخستوَ لا يَجِدُونَ عَنْهاو نيابند از ان دوزخمَحِيصاًگريزگاهى كه بدانجا نقل كنندوَ الَّذِينَ آمَنُواو آنان كه گرويده‌اندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو عملهاى پسنديده كرده‌اندسَنُدْخِلُهُمْزود باشد كه درآريم ايشان راجَنَّاتٍ تَجْرِيبه بوستانها كه مىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير درختان آن جويهاخالِدِينَ فِيهادر حالتى كه اين داخلان جاويد باشند در انأَبَداًتاكيدست يعنى هميشه بىانقطاعوَعْدَ اللَّهِوعده كرد خدا وعده‌كردنى و راست كرد سخن خود راحَقًّاراست‌كردنىوَ مَنْ أَصْدَقُو كيست راست‌گوترمِنَ اللَّهِ قِيلًااز خدا در سخن خود ابو صالح روايت مىكند كه گروهى از مسلمانان و اهل كتاب در مجلسى با يكديگر مجتمع شدند يهود و نصارى آغاز مفاخرت كردند كه پيغامبر ما پيش از پيغامبر شما مبعوث شده و كتاب ما قبل از كتاب شما منزل گشته و در بهشت نرود مگر يهود و نصارى مسلمانان جواب دادند كه پيغمبر ما خاتم انبياءست و كتاب ما ناسخ كتب شما پس ما به بهشت سزاوارتريم آيت آمد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 207 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )