تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
4 / 115 و هر كه مخالفت پيغامبر كند بعد از آنكه معلوم شد او را هدايت و پيروى كند سواى راه مسلمانان متوجه بكنيمش به آنچه ميل كرده و درآريمش به دوزخ و او بد جائيست ( 115 ) 4 / 116 هر آئينه خدا نمىآمرزد آنكه شريك به او مقرر كرده شود و مىآمرزد غير شرك هر كرا خواهد و هر كه شريك خدا مقرر كند پس گمراه شد گمراهى دور ( 116 ) 4 / 117 مشركان نمىپرستند بجز خدا مگر بتانى را كه بنام دختران مسمى كرده‌اند و نمىپرستند مگر شيطان دور رفته از خدا ( 117 ) 4 / 118 لعنت كرد او را خدا و گفت شيطان البته بگيرم از بندگان تو حصّه كه در علم ازلى معين شده ( 118 )
شرح
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَو هر كه مخالفت كند با رسولمِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَاز پس آنكه ظاهر شدلَهُ الْهُدىمر او را راه راست بوقوف بر معجزات و ظهور دلائل واضحاتوَ يَتَّبِعْو پيروى كندغَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَغير آن راه كه مؤمنان برانند از اعتقاد و عمل اين آيت هم در شان طعمه‌ست كه از خوف قطع يد بگريخت بجانب مكه و مرتد شد و از آنجا نيز نقب در خانه كسى مىزد ديوار فرود آمد و در زير آن بماند روز ديگر او را از ميان ديوار بيرون آوردند و خواستند كه بكشند بعضى از اهل مكه درخواست نمودند كه اين از مدينه گريخته و پناه بدينجا آورده كشتن او مناسب نيست پس او را از مكه اخراج كردند با تجار قضاعه بسوى شام عزيمت نمود و در منزل كاروانيان را مشغول ساخته پاره از متاع ايشان بدزديد و بگريخت آخرالامر بگرفتند و سنگسار كردند و مدتها هر كه آنجا مىرسيد سنگى بر وى از سنگها مىانداخت تا تلّى عظيم شد و در نشيب آن بماند و قولى آنست كه از جدّه در دريا نشسته بود كيسه دينارى در كشتى بدزديد و بعد از وقوف بر ان او را در دريا انداختند اين عذاب دنيا بود و عقاب آخرت را مىگويدنُوَلِّهِ ما تَوَلَّىو گذاريم او را در آن سراى به‌آنچه دوست مىدارد درين سرا كه آن كفر و ردّتست يعنى او را در دائره كفر و مرتدان داخل كنيموَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَو درآريم او را به دوزخوَ ساءَتْ مَصِيراًو بد بازگشت است دوزخإِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُبه درستى كه نيامرزد خداأَنْ يُشْرَكَ بِهِآن را كه شرك آرد به خداوَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَو بيامرزد آنچه جز شركستلِمَنْ يَشاءُهر كرا خواهد نزول آيت در شان پيرى بوده است از اعراب كه بجناب نبوت‌مآب آمده بعرض رسانيد كه يا رسول اللّه پيرىام در گناه غرق شده الا آنست كه تا خدا را شناخته‌ام برو شريك نياورده‌ام و بجز او كسى را دوست نگرفته‌ام و معصيت از روى جرأت و بىادبى با خدا نكرده‌ام و تصوّر آن نداشته‌ام كه طرفة العينى خدا را بگريختن خود عاجز گردانم و حالا آمده‌ام پشيمان از گناه و توبه‌كننده بر درگاه خداى جل شانه حال من چگونه مىبينى خدا بدين آيت مژده داد كه همه گناهان را به غير از شرك اميد آمرزش هستوَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِو هر كه شرك آرد به خدافَقَدْ ضَلَّپس هرآئينه گمراه شد از حقضَلالًا بَعِيداًگمراهى دور يعنى در نهايت ضلالت پس از حال مشركان خبر مىدهد كهإِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِنمىپرستند بدون حق تعالىإِلَّا إِناثاًمگر مادگان را بتان را ماده مىگويد به‌واسطه تانيث اسماى ايشان چون لات و عزى و منات و همچنين هر قبيله را بتى بود كه آن را انثى بنى فلان مىگفتند و در تفسير منير آورده كه بتان را بر صورت زنان ساختندى و گفته‌اند مراد ازين اناث ملائكه‌اند بزعم ايشان كه مىگفتند فرشتگان دختران خدااندوَ إِنْ يَدْعُونَو نمىپرستندإِلَّا شَيْطاناً مَرِيداًمگر ديو سركش بيرون رفته از فرمانبردارى خدا يعنى ابليس را چه او امر مىكند مشركان را به عبادت آنهالَعَنَهُ اللَّهُبرانده است خدا او را دور كرده از رحمتوَ قالَو گفت شيطانلَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَهرآئينه مىگيرم از بندگان تونَصِيباً مَفْرُوضاًبهره مقرر كرده كه آن را بعث النار گويند و از هزار كس . از آدميان نهصد و نود و نه بعث النار خواهند بود چنانچه در حديث آمده كه ياران از حضرت ص سؤال كردند كه يا رسول اللّه از هزار كس چند به بهشت خواهند رفت فرمود كه از هزار كس نه صد و نود و نه به دوزخ خواهند رفت و يكى به بهشت اصحاب رض مضطرب و گريان شدند پس آن حضرت ص فرمود كه يكى از سائر امم و باقى از يأجوج مأجوج .