تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
4 / 95 برابر نيستند نشينندگان غير معذور از مسلمانان و جهادكنندگان در راه خداى تعالى بمال خويش و جان خويش فضل داده است خدا مجاهدان را بمال و جان خويش بر نشينندگان در مرتبهء و هر يكى را وعده نيك كرده است خدا و افزون داده است خدا مجاهدان را به نسبت نشينندگان مزد بزرگ ( 95 ) 4 / 96 افزون داده است مرتبها از جانب خويش و آمرزشها و بخشايش و هست خدا آمرزنده مهربان ( 96 ) 4 / 97 هر آئينه آنان كه فرشتگان قبض ارواح ايشان كردند در حالتى كه ستمكار بودند بر خويشتن فرشتگان ايشان را گفتند در چه حال بوديد شما گفتند بوديم بيچارگان در زمين گفتند آيا فراخ نبود زمين خدا تا هجرت مىكرديد در آن پس آن جماعة جاى ايشان دوزخ است و او بد جائيست ( 97 )
شرح
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَو برابر نيستند نشينندگان در خانهاى خودمِنَ الْمُؤْمِنِينَاز مؤمنانغَيْرُ أُولِي الضَّرَرِكه نباشند خداوندان بيمارى و عجزوَ الْمُجاهِدُونَو جهادكنندگانفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه خدابِأَمْوالِهِمْبه مالهاى خود كه تهيّه اسباب قتال و تجهيز مقاتلان مىكنندوَ أَنْفُسِهِمْو در نفسهاى خود كه در معرض قتل درمىآرند و چگونه برابر تواند بود كسى كه در مرتبه راحت تن‌پرورى كند به‌آنكه در معركه مجاهدت جانبازى نمايد زيد بن ثابت رض مىفرمايد كه اين آيت فرود آمد و درو غير اولى الضرر نبود ابن ام مكتوم رض گفت يا رسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) حال من چون باشد كه نابيناام و محروم از دولت مقاتله باعدا همان زمان آثار وحى بر آن حضرت ص ظاهر شد و بعد از كشف آن حال فرمود كه بنويس من المؤمنين غير اولى الضررفَضَّلَ اللَّهُتفضيل داد خداالْمُجاهِدِينَجهادكنندگان رابِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْبه مالهاى و نفسهاى خودعَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةًبر نشينندگان بعذر پايه بلند كه آن غنيمت است و ظفر و نام نيكووَ كُلًّاو همه را از قاعدان بعذر كه مثل جهاد دارند و نمىتوانند و مجاهدان كه خود مباشرانندوَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنىوعده كرده است خدا پاداش نيكو كه آن بهشت است اما تفاضل درجات و تفاوت مراتب به زيادتى عمل خواهد بودوَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَو تفضيل كرد خدا مجاهدان راعَلَى الْقاعِدِينَبر نشستگان بىعذرأَجْراً عَظِيماًمزدى بزرگ كه آندَرَجاتٍ مِنْهُپاىهاى بلند از خداى تعالى در آخرت و گفته‌اند هفتاد درجه است ميان هر دو درجه مقدار دويدن اسپ تيزرو راه هفتادسالهوَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةًو آمرزش و بخشايشوَ كانَ اللَّهُ غَفُوراًو هست خداى تعالى آمرزنده گناهان گذشته ايشانرَحِيماًمهربان بر ايشان در ازدياد اجر ايشان در اخبار آمده كه جماعت مسلمانان چون قيس بن فاكهه و قيس بن وليد و امثال ايشان با وجود قدرت از مكه به مدينه هجرت نكردند و چون رؤساى قريش بجانب بدر مىشتافتند ايشان همراه كافران قريش به حرب‌گاه حاضر گشتند و به شمشير مسلمانان كشته شدند حق سبحانه در شان ايشان اين آيت فرستاد كهإِنَّ الَّذِينَبه درستى آنان كهتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُجان مىستانند از ايشان ملائكه كه اعوان ملك‌الموت‌اندظالِمِي أَنْفُسِهِمْدر حالتى كه ايشان ستمكارى بودند بر نفس خود به ترك هجرت و در آن‌وقت هجرت فرض بوده و يا به موافقت با كفّار و آن ممنوع بودهقالُواگفتند ملائكه از روى سرزنش ايشان را كهفِيمَ كُنْتُمْدر چه چيز بوديد شما از كار دين و با كدام طائفه بوديد از مشركان و موحدانقالُوا كُنَّاگفتند بوديم مامُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِضعيفان و عاجزان در زمين مكّه و كفّار غالب بودندقالُواگفتند فرشتگان تكذيب ايشان راأَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةًكه آيا نبود زمين خدا گشاده و بسيار در دنيافَتُهاجِرُوا فِيهاكه شما هجرت كنيد در طرف ديگر از ان چنانچه مهاجران حبشه و مدينه هجرت كردند يعنى بعضى مردمان كه ايمان آورده بودند و حضرت ص ايشان را فرمود كه شما در ميان كفّار نخواهيد ماند . شما جاى ساكن شويد پس چون مرا فرمان هجرت شود شما بيائيد بعضى به طرف حبشه هجرت كردند و بعضى سوى مدينه رفتند و چون حضرت ص هجرت كرد با حضرت ص ملاقى شدند ايشان كه در حبشه و مدينه بودندفَأُولئِكَپس آن گروه تاركان هجرتمَأْواهُمْ جَهَنَّمُجاى ايشان دوزخ استوَ ساءَتْ مَصِيراًگويد بازگشتى است ايشان را دوزخ و اين عقوبت به همه تاركان هجرت را مقرر است .