4 / 85
هر كه شفاعت كند شفاعتى نيك باشد او را بهره از ثواب آن و هر كه شفاعت كند شفاعتى بد باشد او را حصه از عذاب آن و هست خدا بر همه چيز توانا ( 85 )
4 / 86
و چون تعظيم كرده شويد به سلامى پس تعظيم كنيد به كلمهء بهتر از ان يا همان كلمه جواب دهيد هر آئينه هست خدا بر همه چيز حسابكننده ( 86 )
4 / 87
خدا نيست هيچ معبود مگر او البته بهم آرد شما را بروز قيامت هيچ شك نيست در آن و كيست راستگوتر از خدا در سخن ( 87 )
4 / 88
پس چيست اى مسلمانان شما را در باب تملقكنندگان دو گروه شديد و خدا نگونسار ساخت ايشان را بشوئى آنچه كردند آيا مىخواهيد كه راه نمائيد كسى را كه گمراه ساخت او را خدا و هر كرا خدا گمراه كند نيابى براى او هيچ راهى ( 88 )
شرح
مَنْ يَشْفَعْهر كه درخواست كندشَفاعَةً حَسَنَةًدرخواست نيكو كه حقى بدان ثابت شود و نفعى به كسى رسد و ضررى از كسى مندفع گردديَكُنْ لَهُباشد مر آن شفيع رانَصِيبٌ مِنْهابهره از ثواب آنوَ مَنْ يَشْفَعْو هر كه در خواهدشَفاعَةً سَيِّئَةًدرخواست بد كه بدان حقى از حقوق فوت شود و ضررى به كسى رسد و خيرى باز دارديَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهاباشد مر او را نصيبى از و بال آنوَ كانَ اللَّهُو هست خداعَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاًبر همه چيزها توانا و صاحب قدرت يا نگهبان همه چيز يا گواه همه چيزوَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍو چون تحيت داده شويد بسلامفَحَيُّواپس شما نيز تحيتكنندهء خود را تحيّت گوئيدبِأَحْسَنَ مِنْهابه نيكوتر از آن تحيّت اگر او گويد السلام عليكم شما در جواب گوئيد و عليكم السّلام و رحمة اللّه و اگر او سلام با رحمت جمع كند شما در جواب او و بركاته زيادت كنيدأَوْ رُدُّوهايا همان تحيت را بازگردانيد يعنى در جواب السلام عليك بگوئيد و و عليك السلام اين مقدار فرض است و آنچه اول گفته شد سنت است فضل شرائط سلام و جواب و آداب آن در جواهر التفسير از روى تفصيل مذكورست و بعضى برآنند كه اگر مسلّم مسلم باشد جواب باحسن وجوه بايد گفت و اگر غير مسلم بود بر ورد بايد كرد بلفظ و عليكإِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباًبه درستى كه خدا هست بر همه چيزها حسابكننده پس شما را به تحيت و جواب آن حساب خواهد كرداللَّهُخداست كه بىشبهلا إِلهَ إِلَّا هُوَهيچ معبودى سزاى پرستش نيست مگر اولَيَجْمَعَنَّكُمْبه خدا سوگند كه جمع خواهد كرد شما را در قبورإِلى يَوْمِ الْقِيامَةِتا روز قيامت كه برانگيزدلا رَيْبَ فِيهِهيچ شكى نيست در ان روز يا در جمع آنوَ مَنْ أَصْدَقُو كيست صادقترمِنَ اللَّهِ حَدِيثاًاز خداى تعالى يعنى نيست از وى راستگوتر از جهت قول و وعده يعنى كذب را در سخن و وعده حق راه نيست زيرا كه آن نقص است و خدا از نقص مبرا است آوردهاند كه قومى از مكه هجرت كردند و در اثناى طريق پشيمان شده بازگشتند و به پيغمبر ع پيغام و اسلام خويش به مدينه فرستادند مسلمانان را در باب ايشان اختلاف افتاد و جمعى بايمان ايشان قائل بودند و بعضى بنفاق ايشان حكم مىفرمودند آيت آمد كهفَما لَكُمْپس چيست مر شما رافِي الْمُنافِقِينَدر شان منافقان كه متفرق شدهاندفِئَتَيْنِبه دو فرقه و جمعى برآنند كه بعضى از مهاجران ناخوشى هواى مدينه را بهانه ساخته از حضرت رسالتپناه ص اجازت اقامت به باديه نمودند و از مدينه بيرون رفته به مشركان مكه به پيوستند و صحابه رض را در اسلام ايشان تردد پديد آمد اين آيت نازل شد كه شما چرا دو گروه شديد و بر كفر ايشان اتفاق نمىكنيدوَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْو حال آنست كه خدا رو كرد ايشان را النصف به حكم كفر از قتل و سبىبِما كَسَبُوابه آنچه عمل كردند و روى از مؤمنان برتافته رجوع به كافران نمودندأَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُواآيا مىخواهيد كه راه نمائيدمَنْ أَضَلَّ اللَّهُآن را كه گمراه ساخت است خداوَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُو هرك را خداى تعالى گمراه گرداندفَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًاپس نيابى تو مر او را راهى به حق