4 / 83
و وقتى كه بيايد نزديك ايشان خبرى از ايمنى يا ترس مشهور سازند آن را و اگر راجع مىگردانيدند آن را بسوى پيغامبر و بسوى فرمانروايان از اهل اسلام هر آئينه دريافتندى مصلحت آن خبر را كه آنان كه از ايشان مىتوانند بر آوردن مصلحت آن و اگر نبودى بخشايش خدا بر شما و رحمت او البته پيروى مىكرديد شيطان را مگر اندكى ( 83 )
4 / 84
پس جنگ كن اى محمد در راه خدا بر تو مؤاخذه نيست مگر از جان تو و رغبت ده مسلمانان را نزديكست كه موقوف سازد خدا جنگ كافران را و خدا سختترست باعتبار جنگ و سختترست باعتبار عقوبت ( 84 )
شرح
وَ إِذا جاءَهُمْو چون بيايد به منافقانأَمْرٌكارى يعنى چيزى يا مهمىمِنَ الْأَمْنِاز آنچه موجب ايمنى باشد چون عزم حضرت رسالتپناه ص بر مصالحه قومى يا ظفر لشكر اسلامأَوِ الْخَوْفِيا آنچه سبب ترس و بيم بود چون اجتماع اعادى يا نكبت سريه از سراياى مسلمانانأَذاعُوا بِهِافشا كنند آن خبر را قبل از تحقق آن و در ان افشا ضرر و فساد است زيرا كه خبر نيكو سبب تهيّج فتنه است در ميان دشمنان و آهنگ ايشان بر حرب اهل اسلام و خبر بد موجب ضعف مسلمانان و پريشانى ايشان استوَ لَوْ رَدُّوهُو اگر بازگذارند آن خبر راإِلَى الرَّسُولِبراى صائب پيغمبر ص تا اگر صلاح داند خود آشكارا كندوَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْيا بتدبير خداوندان امر از اهل ايمان چون اشراف صحابه رض و امراى سرايالَعَلِمَهُ الَّذِينَهرآئينه بدانند آن را آنان كهيَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْاستخراج مىكنند خبر را و نيكو تحقيق فرمايند از پيغمبر و اوليالامر آنكه دانند كه كدام خبر را افشا و كدام را اخفا بايد كردوَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْو اگر نه فضل خدا بودى بر شما بارسال رسلوَ رَحْمَتُهُو بخشايش او بانزال قرآن و گفتهاند فضل حضرت پيغمبر ص است يا اسلام و رحمت قرآنست يا توفيق كه اگر نه بركت اينها بودىلَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَهرآئينه پيروى مىكرديد شيطان راإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى از شما كه بمدد عصمت ربانى از وساوس شيطانى ايمن مىماندند و گفتهاند قليل جماعتىاند كه قبل از بعث رسول ص و نزول قرآن بمحض موهبت الهى راه راست يافتند چون ورقة بن نوفل و قس بن ساعده و بحيرا راهب و زيد بن عمر و سيف بن ذى يزن و امثال ايشانفَقاتِلْپس تو كارزار كنفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه طاعت و رضاى خدا ، نزول آيت در بدر و موعد بود كه حضرت رسالتپناه عزيمت بدر فرمود و نعيم بن مسعود مردمان را از لشكر ابو سفيان مىترسانيد و بعضى از صحابه رض رفتن را كاره بودند و حضرت مىفرمود كه اگر همه نمىروند من تنها مىروم آيت فرود آمد كه اگر ديگران تخلف ورزند از كارزار تو تنها برو و مقاتله كنلا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَتكليف كرده نشده تو در جهاد مگر در نفس خود پس از مخالفت ديگران غمناك مشووَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَو ترغيب كن مؤمنان را بر قتال مشركان كه بر تو تحريض است نه تكليفعَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّشايد كه خدا باز دارد از مسلمانانبَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواشدت كارزار آنها كه كافر شدند يعنى قريش بهآنكه ترس در دل ايشان اندازد و همين حال در بدر صغرى واقع شد كه ابو سفيان بترسيد و در موضع حرب بدر نيامده چنانچه در سوره آل عمران مذكور شدوَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساًو خداى سختتر است در هيبت و صولت از قريشوَ أَشَدُّ تَنْكِيلًاو سختتر در عقوبت و عذاب ايشان .