4 / 35
و اگر معلوم كرديد ( اى حاكمان ) مخالفت ميان زن و شوهر پس معين كنيد صلحكارى از خويشان مرد و صلحكارى از خويشان زن اگر اين صلحكاران خواهند صلح را البته موافقت كند خدا در ميان ايشان هر آئينه خدا هست دانا آگاه ( 35 )
4 / 36
و بپرستيد خدا را و شريك او مقرر مكنيد چيزى را و به پدر و مادر نيكوكارى كنيد و با خويشان و يتيمان و گدايان و همسايهء خويشاوند و به همسايه اجنبى و به همنشين بر پهلو نشسته و بمسافر و به آنچه دست شما مالك او شد ( يعنى غلامان و كنيزكان ) هر آئينه خدا دوست ندارد كسى را كه باشد متكبر خود ستانيده ( 36 )
شرح
وَ إِنْ خِفْتُمْو اگر دانيد شما اى حكّام شرع يا اولياى زوجينشِقاقَ بَيْنِهِماناسازگارى و خلاف ميان مرد و زنفَابْعَثُواپس برانگيزانيد از براى تحقيق نشوزحَكَماًداورى كه حكم كندمِنْ أَهْلِهِاز كسان شوهر تا ما فى الضمير مرد را از رغبت بزن و نفرت ازو معلوم كندوَ حَكَماًو ميانجى ديگر كه صلاحيت حكومت داشته باشدمِنْ أَهْلِهااز قبيله و اقرباى زن تا او نيز مكنون خاطر زن را از طلب صحبت و ميل فرقت بداندإِنْ يُرِيدا إِصْلاحاًاگر خواهند حكمين باصلاح آوردن كار زوجينيُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُماسازگارى افگند خداى تعالى ميان زن و شوهرإِنَّ اللَّهَ كانَبه درستى كه هست خداىعَلِيماً خَبِيراًدانا بمصالح زوجين و آگاه از مقاصد حكمينوَ اعْبُدُوا اللَّهَو بپرستيد خدا راوَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاًو انباز نگيريد بوى چيزى را از اصنام و غيرهوَ بِالْوالِدَيْنِو نيكوئى كنيد مادر و پدر راإِحْساناًنيكوئىكردنى بقول و فعلوَ بِذِي الْقُرْبىو با خويشان به صله رحموَ الْيَتامىو با يتيمان به دلنوازى و كارسازىوَ الْمَساكِينِو با درويشان بصدقات و زكاتوَ الْجارِ ذِي الْقُرْبىو با همسايه خويشاوندان به شفقت و مرحمتوَ الْجارِ الْجُنُبِو با همسايه بيگانه يعنى آنكه خويشى ندارد و با همسايه كافر ، و حد جوار تا چهل سراى مقرر كردهاند مطلقا حق همسايه ارادهء خير باشد بر ايشان و دفع ضرر ايشان و در صحيح مسلم به روايت انس وارد شده كه لا يدخل الجنة عبد لا يؤمن جاره بوائقه امام قشيرى قدس سره فرموده هرگاه كه جار دار تو مستحق آنست كه با او احسان كنى پس تو حق همسايهء نفس را كه دلست بطريق اولى فرونه گذارى خواطر متفرقه و خيالات رديه را از وى بازدارى و با همسايه دل كه روحست نيكوئى نمائى و او را از مساكنت با مكونات و مجاورت با موجودات منع فرمائى و همسايه روح را كه سر است از غيبت مواطن شهودات و حجب مكاشفات مانع شوى و از همه سزاوارتر آنكه از سر و هو معكم غافل نگردى و يقين دانى كه رباعىهمسايه و همنشين و همره همه اوست * با دلق گدا و اطلس شه همه اوست .در انجمن فرق و نهانخانه جمع * باللّه همه اوست ثم باللّه همه اوست .وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِو ديگر نيكوئى كنيد با همنشين و همصحبت صاحب كشاف فرموده كه مراد مصاحبست و و اين مىتواند بود كه رفيق سفر باشد يا شريك در تعلم علم و آموختن حرفت يا همنشين در مسجد و غير آن و نيكوئى با او رعايت حق صحبتست و بناى آن بر مهربانى باشدوَ ابْنِ السَّبِيلِو با رهگذريان و مهمانان مسافروَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْو با بندگان و پرستاران كه در دست تصرف شمااندإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خدالا يُحِبُّدوست نمىداردمَنْ كانَ مُخْتالًاهرك را كه باشد خرامنده به تكبّر كه ننگ دارد از والدين و اقارب و همسايگان و مهمانان و بندگان و با ايشان نيكوئى نه كندفَخُوراًنازنده خود ستاينده كه حقوق الهى مؤدى نسازد و نه باحسان با خلق پردازد و فخر و تكبّركننده .