4 / 41
پس چه حال باشد آنگاه كه بياريم از هر قوم گواهى را و بياوريم ترا گواه برين امت ( 41 )
4 / 42
آنروز كه آرزو كنند آنان كه كافر شدند و نافرمانى پيغامبر كردند كاش برايشان زمين هموار كرده شود و نه پوشند از خدا هيچ سخنى ( 42 )
4 / 43
اى مؤمنان به نماز نزديك مشويد حال آنكه شما مست باشيد تا آنكه بفهميد آنچه به زبان مىگوئيد و به نماز نزديك مشويد در حالت جنابت تا آنكه غسل كنيد مگر آنكه مسافر باشيد و اگر بيمار باشيد يا مسافر يا بيايد كسى از شما از جاى ضرور
شرح
فَكَيْفَپس چگونه خواهد بود حال كفره و ظلمهإِذا جِئْناوقتى كه بياريم مامِنْ كُلِّ أُمَّةٍاز هر گروهى از امم گذشتهبِشَهِيدٍگواهى كه آن پيغمبر ايشان خواهد بود و بر اقوال و افعال امت خود گواهى خواهد دادوَ جِئْنا بِكَو بياريم ترا اى محمدعَلى هؤُلاءِبرين گروه از امت توشَهِيداًگواه تا اقامت شهادت كنى بر ايمان مؤمنان در لطائف قشيريه مذكورست كه چون پيغمبر ص را شفيع امت ساختهاند شهيد امت نيز مىسازند و مقررست كه شهادت به نوعى ادا خواهد كرد كه مجال شفاعت باقى مانديَوْمَئِذٍآن روز كه واقع شود درو گواهى انبياء و آن روز قيامتستيَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوادوست دارند آنان كه كافر شدند به خداوَ عَصَوُا الرَّسُولَو نافرمانى كردند رسول وى رالَوْ تُسَوَّىآنكه راست كرده شودبِهِمُ الْأَرْضُبديشان زمين يعنى دفن كنند ايشان را چون مردگان و مبعوث نگردند يا كنايتست بر آنكه ايشان آرزومندانند كه خاك شوند چه زمين به خاك راست كرده شودوَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَو نپوشند يعنى قادر نباشند بر آنكه از خدا بپوشندحَدِيثاًسخنى رايا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى آن كسانى كه گرويدهايد به خدا و رسوللا تَقْرَبُوا الصَّلاةَگرد نماز مگرديدوَ أَنْتُمْ سُكارىو حال آنكه شما مستان باشيد از خمر و سائر مسكرات اين نهى از عين نماز نيست چه آن عبادتيست مأمور بها بلكه نهيست از اكتساب سكر كه مانع است از اداى عبادت ، روزى جمعى از صحابه در خانه عبد الرحمن بن عوف رض بشرب خمر كه در آنوقت مباح بود اشتغال داشتند و در زمان سراندازى و بيهوشى صداى اذان نماز شام باستماع صحابه كرام رض رسيده به نماز برخاستند و امام ايشان از غايت سكر در سوره كافرون حرف لا را كه در چهار موضع مثبت است حذف نمود و اين آيت نازل شد كه در وقت غلبه سكر به نماز نزديك مشويدحَتَّى تَعْلَمُواتا وقتى كه بدانيدما تَقُولُونَآن چيز را كه در نماز مىخوانيد محقّقان مىگويند خطاب مىكند بسوى قواى روحانيه كه رقم ايمان شهودى بر صفحه جان دارند كه نزديك مشويد به نماز قربت در مسجد جامع دل در آنوقتى كه مستان باشيد از سكر غفلت تا وقتى كه از مستى هوا هوشيار شده دانيد كه چه مىگوئيد و بشناسيد كه سخن ما كه مىگوئيد المصلى يناجى ربه رباعىاى كه در مستى هستى مانده * و ايما در خودپرستى ماندهبر سر ايوان وحدت كى رسى * چون تو در زندان پستى ماندهوَ لا جُنُباًو نزديك مشويد به نماز در حالتى كه جنب باشيد و محتاج به غسلإِلَّا عابِرِي سَبِيلٍمگر آنكه روندگان باشيد در راه يعنى مسافر باشيد و با شما آب نبود در آن محل به تيمّم نماز توانيد گذارد ديگر بههيچوجه روا نباشد در جنابت نمازگزاردنحَتَّى تَغْتَسِلُواتا وقتى كه غسل كنيد و بعضى گفتهاند مراد از صلاة موضع آنست يعنى جنب در مسجد نيايد مگر آنكه راه بر آن باشدوَ إِنْ كُنْتُمْو اگر باشيد در وقت جنابتمَرْضىبيماران مراد بيماريست كه در آن از استعمال آب بترسند كه ضرر بودأَوْ عَلى سَفَرٍيا باشيد در سفرأَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْيا بيايد يكى از شمامِنَ الْغائِطِاز خلاجاى و محدث شده باشد بخروج خارجى از احد السّبيلين .