تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
4 / 30 و هر كه چنين كند بتعدى و ستم درآريمش به دوزخ و اين بر خدا آسانست ( 30 ) 4 / 31 اگر احتراز كنيد از كبائر منهيّات نابود سازيم از شما صغائر شما را و درآريم شما را به محل گرامى ( 31 ) 4 / 32 و تمنا مكنيد مرتبهء را كه خدائى تعالى به آن بزرگى داده بعض را از شما بر بعض مردان راهست بهره از آنچه حاصل كرده‌اند و زنان را هست بهرهء از آنچه حاصل كرده‌اند و سؤال كنيد بجناب خدا از بخشائش او هر آئينه خدا هست به همه چيز دانا ( 32 )
شرح
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَو هر كه بكند و بفعل درآرد منهيات مذكوره راعُدْواناًاز روى تعدى و تجاوز از حدودوَ ظُلْماًو از وجه ستم و بيدادىفَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراًپس زود باشد كه درآريم او را در آتشى مراد از دوزخ استوَ كانَ ذلِكَو هست اين درآوردن به آتشعَلَى اللَّهِ يَسِيراًبر خدا سهل و آسانإِنْ تَجْتَنِبُوااگر به يك طرف شويد و پهلو تهى كنيد يعنى بپرهيزيدكَبائِرَ ما تُنْهَوْنَاز گناهان بزرگ كه نهى كرده شده‌ايدعَنْهُاز آننُكَفِّرْدرگذرانيم و عفو كنيمعَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْاز شما گناهان خرد شما را از نمازى تا نمازى و از جمعه تا جمعه و از رمضانى تا رمضانىوَ نُدْخِلْكُمْو درآريم شما رامُدْخَلًا كَرِيماًدر موضع بزرگ و شريف كه آن بهشت‌ست ملخص آيت آنست كه هر كه از كبائر پرهيز كند صغائر او معفو شود نه بر سبيل وجوب بلكه بطريق جواز چه مىشايد كه حق سبحانه از كبائر عفو كند و بصغائر مؤاخذه نمايد يا برعكس علماء را در كبائر اختلافست بعضى برانند كه هر گناهى كه خدا از آن نهى كرده كبيره است و گفته‌اند كه هر چه ختم آن به آتش باشد چنانچه يدخله نارا يا بغضب و لعنت مانند و غضب اللّه عليهم و لعنهم يا به عذاب و نكال چنانچه و لهم عذاب اليم آن كبيره است و غير آن را از گناهان صغيره گويند و در انوار فرموده كه اقرب اقاويل به صحت رسيده آنست كه كبيره گناهى هست كه شارع بر آن حدى مرتب ساخته يا در باب او وعيدى بتصريح وارد گشته يا حرمت او بدليل قطعى ثابت شده و در تاويلات كاشى مذكورست كه اگر بپرهيزيد از كبائر كه اثبات غير است در وجود و اقرار بر وجود غير سيئات شما را عفو كنيم يعنى تلوينات ظهور نفس و قلب را محو گردانيم چه بعد از ظهور نور توحيد صفات ايشان را اثباتى نباشد و درآريم ايشان را بمدخل كريم كه حضرت جمع است بيتتا بكى در تفرقه سوزى چو شمع * غرقه شو در لجه درياى جمع. در لوائح فرموده كه تفرقه عبارت از آنست كه دل را به‌واسطه تعلق بامور متعدده پراكنده سازى و جمعيت آنكه از همه به مشاهده واحد پردازى رباعىاى در دل تو هزار مشكل ز همه * مشكل شود آسوده‌تر اوّل ز همهچون تفرقه دلست حاصل ز همه * دل را به يكى سپار و بگسل ز همه. در اسباب نزول آورده كه ام سلمه رض بعرض حضرت رسالت‌پناه ص رسانيد كه مردان شرف جهاد دارند و زنان از ان مثوبت محروم‌اند و رجال با وجود احراز غنائم و قوت تحصيل مكاسب دو برابر نساء از مال ميراث مىبرند و زنان با ضعف حال و كثرت احتياج نصف نصيب مردان گرفته راه حسرت مىسپرند كاشكى ما را در دائره رجوليت دخلى بودى تا از ثواب جهاد و نصيب ميراث بهره‌مندى شديم آيت آمد كهوَ لا تَتَمَنَّوْاو آرزو مبريدما فَضَّلَ اللَّهُآن چيزى را كه خدا افزونى دادبِهِبدان چيز از امور مالى و جاىبَعْضَكُمْبرخى را از شما كه مردانندعَلى بَعْضٍبر برخى ديگر كه زنانندلِلرِّجالِ نَصِيبٌمر مردان را نصيبيست و بهره مقدرمِمَّا اكْتَسَبُوااز ثواب آنچه كسب كرده‌اند چون جهاد و سائر اعمال خيروَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌو مر زنان را بهره است مقدرمِمَّا اكْتَسَبْنَاز ثواب آنچه تعلق به عمل ايشان دارد چون عفت و طاعت ازدواج پس چون هر يك نصيبى معلوم و سهمى مفروض داريد آرزو به بهره ديگرى مبريدوَ سْئَلُوا اللَّهَو بخواهيد از خدا و طلب كنيدمِنْ فَضْلِهِاز كرم و بخشش او تا مراد شما را برآردإِنَّ اللَّهَ كانَبه درستى كه خدا هستبِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماًبه همه چيزها دانا و چون معلوم شد كه وى داناست پس هر چه خواهد و بهر كه دهد چنان بايد و جز آن نشايد بيتگر مفلس و گر توانگرت گرداند * او مصلحت تو از تو بهتر داندآورده‌اند كه در زمان جاهليت فرزند اجنبى را پسر خود مىخواندند و در ميراث داخل سائر ورثه مىشد حق سبحانه از ان نهى كرد و فرمود