تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
3 / 179 هرگز نگذارد خدا مسلمانان را بر آنچه الحال شما هستيد بر آن تا آنكه جدا كند ناپاك را از پاك و هرگز مطلع نه كند خدا شما را بر غيب و ليكن خدا برمىگزيند از پيغامبران خود هر كرا خواهد پس ايمان آريد به خدا و پيغامبران او و اگر ايمان آريد و تقوى كنيد پس شما را باشد مزد بزرگ ( 179 ) 3 / 180 و بايد كه گمان نكنند آنان كه بخل مىكنند به آنچه عطا كرده است خدا ايشان را از فضل خود اين بخل را بهتر براى خويش بلكه او بدست براى ايشان نزديكست كه بر شكل طوق پوشانيده شود ايشان را آنچه بخل كرده‌اند به آن روز قيامت و خدا راست پس گذاشتهء اهل آسمانها و زمين و خدا به آنچه مىكنيد داناست ( 180 )
شرح
ما كانَ اللَّهُخدا بر آن نيستلِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَكه بگذارد مؤمنان راعَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِبر آن چيزى كه شما اى منافقان برآنيد از طعن بر ايشان در خفا و استهزا با ايشان در آشكارا بلكه سرّاف حكمت الهى نقد حال شما را بر محك امتحان زندحَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَتا وقتى كه جدا كند پليد را كه آلوده نفاقستمِنَ الطَّيِّبِاز پاك يعنى مؤمن مخلص و اين تميز يا بجهاد باشد تا مخالفان تخلف نموده به اعداى دين محاربه نكنند چنانچه در روز احد يا باظهار مخزونات سرائر ايشان كه بطريق وحى سيد عالم ص را معلوم گردد و صحابه رض بر ان اطلاع يابند و از جمله مكنونات ضمائر اهل نفاق آن بود كه در وقتى كه حضرت پيغمبر ص فرمود كه امت مرا به صورت و حليت به من نمودند به همان مثابه كه ذرات ذريات را بآدم صفى ع نموده بودند و مرا بالهام الهى معلوم شد كه كدام از ايشان اسلام قبول كند و كدام در باديه ضلالت سرگردان ماند منافقان با يكديگر مىگفتند كه محمد ص چنين دعوى بلند مىكند و از حالات دل متزلزل ما غافل است اگر راست مىگويد گو على التعيين با ما بگويد كه كدام مخلصست و كدام منافق آيت آمد كهوَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْو چنان نيست كه خدا مطلع گرداند شما را اى منافقانعَلَى الْغَيْبِبر آن سر پوشيده كه كدام ايمان آرد و كدام كافر ماندوَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِيو ليكن خدا برگزيند براى اطلاع بر آنمِنْ رُسُلِهِاز فرستادگان خودمَنْ يَشاءُهر كرا خواهدفَآمِنُواپس شما اى مؤمنان بگرويدبِاللَّهِبه خدا بر آن وجه كه او متفردست بعلم غيبوَ رُسُلِهِو باور داريد رسولان او را كه بندگان برگزيده‌اند و مىشايد كه خطاب با كفار يا منافقان باشدوَ إِنْ تُؤْمِنُواو اگر ايمان آريد برين وجهوَ تَتَّقُواو بپرهيزيد از نافرمانى يا از شرك و نفاقفَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌپس شما را باشد مزدى بزرگوَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَو نه پندارند آنان كه از دنائت همتيَبْخَلُونَبخيلى مىكنندبِما آتاهُمُ اللَّهُبه‌آنچه خدا از مال دنيا بديشان داده استمِنْ فَضْلِهِاز فضل و كرم خودهُوَ خَيْراً لَهُمْكه بخل بهترست مر ايشان رابَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْنه چنينست بلكه آن بخل بدترست مر ايشان را هم در دنيا بذهاب بركت از اموال و هم در آخرت باستحقاق شدايد و اهوالسَيُطَوَّقُونَزود باشد كه در گردن ايشان طوق كرده شودما بَخِلُوا بِهِآنچه بخل كرده‌اند به آن از مالها و زكات نداده‌اند و اين فضيحت ايشان را واقع باشديَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيز چنانچه در حديث آمده است كه هرك را حق سبحانه و تعالى مال عطا فرموده و آن‌كس از روى بخل زكات آن ادا ننموده تمثيل و تصوير كنند بروز قيامت مال او را به صورت مارى بزرگ كه از بسيارى و تندى ز هر موى بر سر او نمانده باشد و دو نقطه سياه در زير چشمهاى وى آشكارا بود و چنين حيّه خبيث‌ترين حيّاتست پس آن مار بيايد و طوق گردن او شده هر دو كناره روى و دهن او را بگيرد و زبان تقريع و توبيخ گشاده مىگويد انا مالك و انا كنزك يعنى من آن مال توام در دنيا كه بدان لاف مباهات مىزدى و گنج توام كه به سبب آن طرح مفاخرت بر اقران مىافگندى بيتگنج را از دل برون كن مال را بفكن ز چشم * مال تو مارست در معنى و گنجت اژدهاستوَ لِلَّهِمر خداى راستمِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِميراث اهل آسمانها و زمينها يعنى همه بميرند و ملك زمين و آسمان از دعوى مدعيان و نزع منازعان او را مسلّم ماند لمن الملك اليوم للّه الواحد القهار محقّقان گويند ميراث در حقيقت چيزى را گويند كه بملك كسى درآيد و پيش از آنكه در ملك او نبوده باشد پس اموال اهل آسمان و زمين را ميراث بر وجه مجاز گفته چه عاريت است در دست ايشان فى الحقيقة از آن خداوندست و للّه ملك السموات و الارض پس چون اهل آسمان و زمين بميرند عاريت او به صاحب او بازرسد و درين سخن اشارتى هست به‌آنكه بخيل را فى نفس الامر مالى نيست و آنچه دارد از آن حق است پس بمال ديگرى بخل ورزيدن غايت غباوت و نهايت شقاوت باشد قطعهاى آنكه ببخل كيسه را بند كنى * خود را بوجود مال خورسند كنىاين مال خدا است صرف كن در راه او * امساك بمال ديگرى چند كنىوَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌو خدا به‌آنچه شما مىكنيد از انفاق و امساك داناست .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 155 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )