تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
3 / 169 و مرده گمان مكن كسانى را كه كشته شدند در راه خدا بلكه زنده‌اند نزديك پروردگار خويش روزى داده مىشوند ( 169 ) 3 / 170 شادمان به آنچه عطا كرده است ايشان را خدا از فضل خود و خوش وقت مىشوند بسبب آنان كه هنوز به ايشان نه پيوسته‌اند از پس ايشان بسبب آنكه هيچ ترس نيست برايشان و نه ايشان اندوهناك شوند ( 170 ) 3 / 171 خوش وقت مىشوند بنعمت خدا و فضل او و به آنكه خدا ضايع نمىكند مزد مؤمنان را ( 171 )
شرح
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَو مپندار آنان را كه بصدق نيتقُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِكشته شدند در راه خداأَمْواتاًكه ايشان مردگانند ابن عباس رض نقل كرده است كه حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام صحابه رض را گفت چون برادران شما در روز احد شهيد شدند حق سبحانه جانهاى ايشان را در اجواف مرغان سبز بال جاى داد كه در هواى بهشت طواف كنند و بر شاخهاى طوبى آشيانه سازند و از جويبار فردوس آب خورند و بوقت استراحت خوابگاه ايشان قناديل زرين در سايه پايه عرش آويخته و ايشان مىگويند خداوند اگر خبر دهد ياران و برادران ما را ازين دولت كه ما يافته‌ايم تا رغبت ايشان به جهاد و اجتهاد زياده گردد حق سبحانه براى تعريف حال ايشان تشريف اين آيت ارزانى فرمود يا پدر جابر انصارى رض كه از شهدا بود از خداى تعالى درخواست كه مرا باز به دنيا فرست تا ديگرباره شربت شهادت به چشم فرمان رسيد كه حكم ازلى برين وجه رفت كه آمدگان از رجوع ممنوع باشند گفت بارخدايا از سعادت حال و نعمت بىزوال كه مرا داده ياران را خبر كن اين آيت نازل شد كه شهدا را مرده مپنداريدبَلْ أَحْياءٌبلكه ايشان زندگانندعِنْدَ رَبِّهِمْنزديك پروردگار خود بدان معنى كه هر سال ثواب غزوه بديشان مىرسد يا خاك ايشان را نمىخورد يا نمىشويند ايشان را چون سائر مردگان يار و سلام زائران مىكنند بدستور زندگانيُرْزَقُونَروزى داده مىشوند از ميوه‌هاى بهشتفَرِحِينَدر حالتى كه شادمانندبِما آتاهُمُ اللَّهُبدان چيزى كه عطا كرده است خدا بديشانمِنْ فَضْلِهِاز فضل خويش كه آن دولت خوشنودى حقست و عطاى كه وراى آن متصور نيست و در تفسير كبير فرموده كه چون جواهر قدسى را بانوار الوهيت شوقى پديد آيد ذوات ايشان را بلمعات معارف ربانى مستنير گردانند يرزقون اشارت بر آنست پس از آن بمنبع نور و مصدر رحمت ناظر شوند فرحين عبارت از آنست و بحسب واقع ابتهاجى زياده از وصول بمقام وصال و مسرتى افزون‌تر از نظر بجمال وجه كريم نمىتواند بود بيتمايه خوشدلى آنجاست كه دلدار آنجاست * مىكنم جهد كه خود را گرد آنجا فگنموَ يَسْتَبْشِرُونَو مسرور مىشوند به بشارت يا شادى مىكنندبِالَّذِينَبه آنان كه هنوزلَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْدر نرسيده‌اند به ايشانمِنْ خَلْفِهِمْاز پس ايشان و اميد مىدارند كه به بهشت بديشان رسند و در كرامت با ايشان شريك شوند و يا شادى ايشان به‌آنست كه بر احوال اخرويه بلا خلاف صاحب وقوف شده بيقين مىدانندأَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْآنكه هيچ ترسى نيست بديشان از آنچه در پيش ايشان خواهد آمدوَ لا هُمْ يَحْزَنُونَو نباشد كه اندوهناك گردند بر مفارقت دنيا و آنچه درو بگذارنديَسْتَبْشِرُونَشادمانى مىنمايندبِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِبرحمتى كه فائز شده است از خدا بديشان يعنى ثواب اعمالوَ فَضْلٍو افزونى بران نعمت به قدر استحقاق باشد و فضل آنچه زايد بر آن بر بنده ارزانى داردوَ أَنَّ اللَّهَو ديگر فرح دارند شهيدان به‌آنكه خدالا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَضايع نكند مزد كار مؤمنان موحد و مجاهد .