تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1345

مساهمون:

ص١٣٤٥
83 / 23 بر تختها نشسته نظر مىكنند بهر جانب ( 23 ) 83 / 24 بشناسى در روى ايشان تازگى نعمت ( 24 ) 83 / 25 نوشانيده شود ايشان را از شراب خالص سر به مهر ( 25 ) 83 / 26 بجاى موم مهر او مشك باشد و به همين شراب پاك بايد كه رغبت كنند رغبت‌كنندگان ( 26 ) 83 / 27 و آميختى آن از آب تسنيم باشد مرا و مىدارم ( 27 ) 83 / 28 چشمه كه مىنوشند ازان نزديك‌كردگان خدا ( 28 ) 83 / 29 هر آئينه گناهكاران با مسلمانان مىخنديدند ( 29 ) 83 / 30 و چون مىگذشتند به مسلمانان با يكديگر چشم مىزدند حقارت كرده ( 30 )
شرح
عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَبر تختهائى آراسته مىنگرند به انبيا به چيزى كه از ان شادمان و فرحناك مىگردند يا بكفار نظر مىكنند در دوزخ و عذاب ايشان مشاهده مىنمايندتَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْبشناسى تو اى نگرنده در رويهاى ايشاننَضْرَةَ النَّعِيمِتازگى نعمتهاى بهشت و طراوت لذتهاى آنيُسْقَوْنَآشاميده مىشوند يعنى بديشان مىآشامانندمِنْ رَحِيقٍاز شراب خالص سفيد خوشبوىمَخْتُومٍمهر كرده آنيه اوخِتامُهُ مِسْكٌمهر او بجاى گل مشك است و گفته‌اند ختم آشاميدن او به رائحه مشك است و مهر به جهت آن كننده تا دست كسى بدان نرسد و ابرار خود مهر آن بردارندوَ فِي ذلِكَو درين شرابفَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَبايد كه رغبت كنند رغبت‌كنندگان يعنى عملى بجاى آرند كه سبب استحقاق شرب آن گرددوَ مِزاجُهُو آميختگى رحيقمِنْ تَسْنِيمٍاز آب چشمه كه تسنيم است در تبيان از ابن عباس رضى اللّه عنه نقل كرده كه تسنيم اسم آبى است كه از تحت عرش به بهشت مىريزد و آن اشرف اشربه بهشت استعَيْناً يَشْرَبُچشمه كه مىآشامندبِهَا الْمُقَرَّبُونَاز ان چشمه نزديك‌شدگان بارگاه عنايت يعنى ايشان صرف آن مىنوشند و ممزوج به ابرار مىدهند صاحب انوار فرموده كه چون مقربان مشغول بما سوى نشده‌اند يعنى به محبّت غير محبّت حق را نياميخته‌اند شراب ايشان صرف است و آنها كه محبّت ايشان آميخته باشد شراب ايشان ممزوج به شراب ديگر باشد بيت : -ما شراب عيش مىخواهيم بىدردى غم * صاف‌نوشان ديگراند - و دردنوشان ديگرانددر بحر الحقائق آورده كه رحيق اشارت است به شراب خالص از كدورت خمار كونين و اوانى مختومه وى قلوب اوليا و اصفيااند كه ختام او مسك محبت است و تسنيم اعلى مراتب محبّت است يعنى محبّت ذاتيه و مقربان اهل فنا فى اللّه و بقا باللّه‌اند و تا كسى بر بساط قرب در مجلس انس و رياض قدس از دست ساقى رضا جرعه ازين شراب ناب بچشد بوى از سرّ اين سخنان بمشام جان وى نرسد بيت : -سرمايه ذوق دو جهان مستى عشق است * آنها كه ازين مى نچشيدند چه دانندآورده‌اند كه صناديد قريش هرگاه فقراى صحابه رض را چون عمار و خباب و صهيب و بلال و امثال ايشان رضى اللّه عنهم بديدندى به ايشان سخريه و استهزا كردندى آيت آمد كهإِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوابه درستى كه آنان كه شرك آورده‌اندكانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُواهستند از آنان كه گرويده‌انديَضْحَكُونَمىخندندوَ إِذا مَرُّوا بِهِمْو چون بگذرند به مؤمنانيَتَغامَزُونَغمزه مىكنند به چشمها يعنى اشارتهاى نمايند به جهت استهزاء و در كشاف آورده كه روزى مرتضى على كرم اللّه وجهه با نفرى از مسلمانان مىگذشت جمعى از منافقان بخنديدند و به چشم و ابرو اشارتها كرده طريق استهزاء پيش آوردند و نزد ياران خود رفته گفتند رأس رئيس ما امروز اصلع بود يعنى على رضى اللّه عنه ، بدين سخن بسيار مىخنديدند هنوز على رض به مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم نرسيده بود كه اين آيتها فرود آمد كه مجرمان و منافقان بر مؤمنان مىخندند و به چشم و ابرو و غمزه مىكنند .