84 / 5
و گوش كند فرمان پروردگار خود را و زمين سزاوار گوش كردن است ( 5 )
84 / 6
اى آدمى هر آئينه تو كاركننده تا ملاقات پروردگار خود بكوشش تمام پس ملاقات خواهى كرد ( 6 )
84 / 7
به پروردگار خود اما هر كه داده شد او را نامهء اعمال او بدست راستش ( 7 )
84 / 8
پس با او حساب كرده شود حساب آسان ( 8 )
84 / 9
و بازگردد بسوى اهل خانهء خود شادان شده ( 9 )
84 / 10
و اما هر كه داده شد او را نامهء اعمال او از پس پشتش ( 10 )
84 / 11
پس خواهد ياد كرد هلاك را ( 11 )
84 / 12
و خواهد درآمد به دوزخ ( 12 )
84 / 13
هر آئينه او بود به دنيا در اهل خانه خود شادمان ( 13 )
84 / 14
هر آئينه گمان كرده بود كه رجوع نكند بسوى خداى تعالى ( 14 )
84 / 15
آرى رجوع كردن بتحقيق است هر آئينه پروردگار او بود باحوال او بينا ( 15 )
84 / 16
پس سوگند مىخورم به سرخى كناره آسمان در اول شب ( 16 )
84 / 17
و قسم مىخورم بشب و آنچه شب آن را جمع كرده است ( 17 )
84 / 18
و قسم مىخورم به ماه چون تمام شود ( 18 )
شرح
وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْو فرمان برد مر حكم آفريدگار خود را و او سزاوار باشد باستماع حكم ربانى جواب اذا آن است كه ببيند انسان ثواب و عقاب را -يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌاى آدمى به درستى كه تو رنجكشنده و سعىنمايندهإِلى رَبِّكَ كَدْحاًبراى جزاى پروردگار خود كاركردنى بجد و جهدفَمُلاقِيهِپس ملاقاتكننده عمل خودى يعنى پاداش آن رافَأَمَّا مَنْ أُوتِيَپس آنكه داده شودكِتابَهُ بِيَمِينِهِنوشته اعمال او بدست راست اوفَسَوْفَ يُحاسَبُپس زود بود كه حساب كرده شودحِساباً يَسِيراًحسابى آسان بىمناقشه و مضايقهوَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِو بازگردد بسوى كسان خود يعنى به گروه مؤمنان يا بقبيله خود از اهل اسلام يا به زنان خود از حور العينمَسْرُوراًشادمان بسبب آنچه يافته باشد از خير و كرامتوَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَو اما آنان كه داده شودكِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِنامه كردار او از پس پشت او بدست چپ او و آن چنان بود كه دست راست او را بر گردن ببندند و دست چپ او را بر پشت او و از ان نامه كردار او را در دست وى نهند و چنين كسفَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراًزود باشد كه بخواند يعنى تمنا كند هلاكت را گويد وا ثبوراه و اين كلمه هم طلب هلاكت استوَ يَصْلى سَعِيراًو درآيد به آتشى افروختهإِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراًبه درستى كه اين كس بوده است در ميان كسان خود در دنيا شادمان و نازان بمال دنياى فانى و جاه ناپايدارإِنَّهُ ظَنَّبه درستى كه او گمان برده استأَنْ لَنْ يَحُورَآنكه بازنگردد و به خداى يعنى او را بعث و حشر نبودبَلىآرى او را بازگشت خواهد بودإِنَّ رَبَّهُ كانَبه درستى كه خداى اوستبِهِ بَصِيراًباحوال و اعمال او بينا پس او را فرونخواهدگذاشت بلكه بمحشر خواهد آورد و جزا بسزا او برو خواهد رسانيدفَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِپس سوگند مىخورم بشفق و آن حمرتى است كه بعد از غروب آفتاب در افق مغرب ديده شود و غيبوبت آن علامت وقت عشا است بقول امام مالك و امام شافعى و امام احمد و صاحبين رح و بقول امام اعظم رح آن بياضى است كه بر عقب آن حمرت بنمايد و جمعى برانند كه آن بياض اصلا غائب نمىشود بلكه متردد است از افقى به افقىوَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَو سوگند به شب و آنچه جمع كند و بپوشد يعنى قسم بهر چه تاريكى شب آن را فروپوشدوَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَو سوگند به ماه آنگاه كه كامل گردد و به مرتبه بدريت رسد .