تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1343

مساهمون:

ص١٣٤٣

[ سوره مطففين ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 83 / 1 واى حقوق مردم كاهندگان را ( 1 ) 83 / 2 آنان كه چون براى خود به پيمايند بر مردمان سخت گرفته تمام گيرند ( 2 ) 83 / 3 و چون خواهند كه پيموده بدهند ايشان را يا سنجيده بدهند ايشان را زيان رسانند ( 3 ) 83 / 4 آيا نمىدانند آن جماعه كه ايشان برانگيخته خواهند شد ( 4 ) 83 / 5 در روزى بزرگ ( 5 ) 83 / 6 روز كه ايستاده شوند مردمان پيش پروردگار عالمها ( 6 ) 83 / 7 حقا كه هر آئينه نامهء اعمال گناهكاران داخل شود در سجين ( 7 ) 83 / 8 و چه چيز مطلع ساخت ترا كه چيست سجين ( 8 ) 83 / 9 كتابى است نوشته‌شده ( 9 ) 83 / 10 واى آن روز دروغ شمارندگان را ( 10 ) 83 / 11 آنان كه به دروغ نسبت مىكند روز جزا را ( 11 )
شرح

سورة المطفّفين

مكّيّة و هى ستّ و ثلاثون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِآورده‌اند كه اهل مدينه در كيل و وزن خيانتى عظيم داشتندى و چون حضرت رسالت‌پناه عليه صلوات اللّه و سلامه از مكه هجرت نموده متوجه مدينه شدند در اثناى طريق اين سوره نازل گشت كهوَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَواى مر كاهندگان را در كيل و وزن گويند مردى بود در مدينه كه او را ابو جهينه گفتندى دو صاع داشت به يكى كه بزرگ‌تر بودى بخريدى و به يكى كه خردتر بودى بفروختى حق سبحانه در شان او آيت بفرستاد والَّذِينَ إِذَا اكْتالُواآنان كه چون مىستانند به پيمانهعَلَى النَّاسِاز مردمان براى خوديَسْتَوْفُونَتمام مىستانندوَ إِذا كالُوهُمْو چون مىپيمايند براى ايشانأَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَيا مىسنجيده حقوق ايشان را مىكاهند و زيان بديشان مىرسانند در فصول سبعين آورده كه هر كه در كيل و وزن خيانت كند فردا او را بقعر دوزخ درآورده ميان دو كوه آتش بنشانند و گويند كلهما و زنهما و آن را مىسنجد و مىسوزد بيتتو كم دهى و بيش ستانى به كيل و وزن * روزى بود كه از كم‌وبيشت خبر كنندأَ لا يَظُنُّ أُولئِكَآيا نمىدانند و يقين ندارند آن گروه كه بيش‌ستان و كم‌فروش‌اندأَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَآنكه ايشان برانگيختگانندلِيَوْمٍ عَظِيمٍمر روز بزرگ رايَوْمَ يَقُومُ النَّاسُروزى كه به پا ايستند مردمانلِرَبِّ الْعالَمِينَمر حكم آفريدگار عالميان را يعنى از پاى نه‌نشينند تا فرمان نرسد و آن در مقام هيبت باشد كه اهل عرصات سه صد سال ايستاده باشند و كسى را زهره سخن نباشد تا حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام شفاعت كنند و خلق را از مقام هيبت بموقف محاسبه آرند و اين شفاعت كبرى باشدكَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِحقا كه نامه اعمال كافرانلَفِي سِجِّينٍدر سجين بود و آن صخره‌ايست مجوف زير دوزخ پوشيده كه جان كافران و نامه اعمال ايشان در ان بود از كعب الاحبار رضى اللّه عنه و مروى است كه كتاب فاجران را به آسمان برند از قبول آن ابا كند به زمين بازآرند قبول ننمايد به زير هفتم زمين برند و در سجين كه موضع ابليس و لشكر او است بنهندوَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌو چه دانى تو كه چيست سجين يعنى جاى باهول و هيبت است و كتاب فجاركِتابٌ مَرْقُومٌكتابى است نوشته و علامت كرده به علامتى كه هر كه بيند داند كه در ان خبر نيستوَيْلٌكلمه‌ايست جامع همه بديها يعنى عذاب و عقاب و شدّت و محنتيَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَآن روز مر مكذبان را استالَّذِينَ يُكَذِّبُونَآنان كه تكذيب كرده‌اندبِيَوْمِ الدِّينِمر روز جزا را و باور نداشته‌اند .