62 / 2
اوست آنكه برانگيخت در ناخواندگان پيغامبرى از قوم ايشان مىخواند بر ايشان آيات او را و پاك مىكند ايشان را و مىآموزد ايشان را كتاب و دانش و هر آئينه ايشان بودند پيش ازين در گمراهى ظاهر ( 2 )
62 / 3
و نيز مبعوث كرد آن پيغامبر را در قومى ديگر از بنى آدم كه هنوز نه پيوستهاند با مسلمانان و اوست غالب با حكمت ( 3 )
62 / 4
اينست فضل خدا مىدهش بهر كه خواهد و خدا خداوند فضل بزرگ است ( 4 )
62 / 5
داستان آنان كه نهاده شده بر سر ايشان توريت بازنهبرداشتند آن را مانند داستان خر است كه بردارد كتابها را بد است داستان قومى كه كه دروغ مىشمرند آيات خدا را و خدا راه نمىنمايد گروه ستمكاران ( 5 )
شرح
هُوَ الَّذِي بَعَثَاوست آن كسى كه برانگيختفِي الْأُمِّيِّينَدر ميان اميان مراد قوم عرباند كه اكثر ايشان خواننده و نويسنده نبودندرَسُولًا مِنْهُمْفرستاده از جمله ايشان يعنى امّى تا رسالت او از تهمت دور باشد و گفتهاند اميت آن حضرت ص به جهت آن است كه در كتب متقدمه برين وجه مذكور بوده كه خاتم انبياء امّى باشد و از جمله در كتاب شعيب عليه السلام مذكور است كه انى ابعث اميا فى الاميين و اختم به النبيين و در امّيّت آن حضرت ص نكتها است اينجا بسه بيت اختصار مىرود مثنوىفيض ام الكتاب پروردش * لقب امى خداى زان كردشلوح تعليم ناگرفته ببر * همه ز اسرار لوح داده خبر برخط اوست انس و جان را سر * گر نخواند است خط از ان چه خطرپس صفت نبى ص امى عليه الصلاة و السّلام مىكند كهيَتْلُوا عَلَيْهِمْمىخواند بر ايشانآياتِهِآيتهاى كلام خداى را با آنكه امى است مثل ايشانوَ يُزَكِّيهِمْو پاك مىسازد ايشان را از دنس كفر و خبث عقايد و ردائت اخلاقوَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَو مىآموزاند ايشان را قرآنوَ الْحِكْمَةَو احكام شريعتوَ إِنْ كانُواو اگرچه بودند اين گروه كه حالا قرآنخوانان و پاكان و درآموختگانندمِنْ قَبْلُپيش از بعث محمدلَفِي ضَلالٍ مُبِينٍدر گمراهى هويدا كه آن شرك بوده و تتبع دين جاهليتوَ آخَرِينَو ديگر مبعوث ساخت در ميان ديگرانمِنْهُمْاز مؤمنان كه ايشانلَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْنرسيدند به آنان كه سابقانند اما لاحق خواهند شد مراد تابعيناند و از معالم بايراد حديثى صحيح متفق عليه معلوم مىشود كه اينها عجماند - و اصح اقوال آنست كه هر كه باسلام درآمده و درمىآيد بعد از وفات حضرت پيغمبر عليه الصلاة و السلام همه درين آخرين داخلاندوَ هُوَ الْعَزِيزُو خداى غالب است در امر بعثت هرك را خواهد به رسالت فرستدالْحَكِيمُخداوند حكمت است در اختيار هر پيغمبرى ص براى هر امتىذلِكَاين نبوت يا بعثتفَضْلُ اللَّهِافزونى كرم خداى استيُؤْتِيهِمىدهد آن رامَنْ يَشاءُهرك را مىخواهدوَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِو خدا خداوند فضل بزرگ است كه نعيم دنيا و آخرت در جنب آن محقر و مختصر نمايدمَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَمثل آنان كه تحميل كرده شدند توريت يعنى حكم شد كه بار تكليف احكام توريت بردارندثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهاپس برنداشتند آن بار را و به مجرد خواندن توريت قناعت نموده بر آنچه در وى بود كار نكردندكَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُهم چون مثل درازگوش است كه برداردأَسْفاراًكتابها از علم يعنى رنج مىبرد در حمل آن و از ان نفعى ندارد همچون يهود كه توريت مىخوانند و بدان منتفع نمىشوند نظمگفت ايزد يحمل اسفار * بار باشد علم كان نبود ز هوعلمهاى اهل دل حمالشان * علمهاى اهل تن احمالشانعلم چون بر دل زند يارى بود * علم چون بر تن زند بارى بودچون بدل خوانى از حق گيرى سبق * چون به گل خوانى سيه سازى ورقبِئْسَبد مثلى است كه زده شدمَثَلُ الْقَوْمِمثل گروه يهودالَّذِينَ كَذَّبُواآنان كه تكذيب كردندبِآياتِ اللَّهِحجتهاى خداى را كه دليل بوده بر نبوت محمد صلى اللّه عليه و سلّموَ اللَّهُ لا يَهْدِيو خدا راه فلاح نمىنمايدالْقَوْمَ الظَّالِمِينَگروه ستمكاران را كه بعناد با حق بر نفس خود ظلم كردهاند و با وجود اين كه نحن ابناء اللّه و احباؤه و لاف مىزنند كه لن يدخل الجنّة الّا من كان هودا .