تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1254

مساهمون:

ص١٢٥٤
61 / 14 اى مسلمانان باشيد نصرت‌دهنده خدا چنان كه گفت عيسى ع پسر مريم با ياران خاص خود كيستند نصرت دهندگان من بسوى خدا متوجه شده گفتند آن ياران خاص مائيم نصرت دهندگان خدا پس ايمان آوردند جمعى از بنى اسرائيل و كافر ماندند جمعى پس قوّت داديم مؤمنان را بر دشمنان ايشان پس غالب شدند ( 14 )

[ سوره جمعه ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 62 / 1 به پاكى ياد مىكند خدا را هر آنچه در آسمان‌هاست و آنچه در زمين است خداى پادشاه نهايت پاك غالب با حكمت است ( 1 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه مؤمنان مخاطب جماعتىاند از انصار كه در ليلة عقبه ثانيه بيعت كردند و ايشان هفتاد تن بودند يا خطاب عام است يعنى جميع مؤمنان را مىفرمايدكُونُواباشيدأَنْصارَ اللَّهِنصرت‌كنندگان دين خداى و رسول ص او تقدير كلام چنين است كه اى محمد ص طلب نصرت كن از قوم خودكَما قالَهمچنان‌كه طلب نصرت فرمود و گفتعِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَعيسى پسر مريم مر حواريان را كه خواص او بودند و در دين او به همه كس سبقت داشتندمَنْ أَنْصارِيكيستند ياران و نصرت‌كنندگان من و توجه‌نمودگان با منإِلَى اللَّهِبسوى نصرت خداى يا كيانند اعوان من در دعوت خلق به خداىقالَ الْحَوارِيُّونَگفتند حواريان كه درين راهنَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِمائيم ناصران دين خداى و فى الواقع نصرت كردند دين عيسى را على نبينا و عليه السلام بعد از رفع وى و خلق را به خدا دعوت نمودندفَآمَنَتْپس ايمان آوردند بسبب دعوت ايشانطائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَگروهى از بنى اسرائيل بعيسى عليه السلام و او را بنده و رسول خداى دانستندوَ كَفَرَتْ طائِفَةٌو كافر شدند گروهى ديگر و او را پسر خدا گفتند و چون حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم مبعوث شد موافق همه مؤمنان گفت عيسى عبد اللّه و رسوله آن گروه معونت يافتند حق سبحانه فرمودفَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُواپس قوّت داديم و غالب گردانيديم آنان را كه گرويدند بعيسى ع و رسالت و عبوديت اوعَلى عَدُوِّهِمْبر دشمنان ايشان كه قائل بودند به الوهيت اوفَأَصْبَحُواپس گشتند مؤمنانظاهِرِينَغلبه‌كنندگان بر كافران

سورة الجمعة

مدنية و هى احدى عشرة آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - يُسَبِّحُبه پاكى ياد مىكند و تنزيه مىنمايدلِلَّهِمر خداى راما فِي السَّماواتِآنچه در آسمانها است از بدائع علوىوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمينها است از كوائن سفلىالْمَلِكِبادشاهى كه ملك اوست دائم و بىزوالالْقُدُّوسِپاك از سمت عيب و صفت اختلالالْعَزِيزِارجمند كه مثل و نظير نداردالْحَكِيمِحكم‌كننده كه راستى بجا آرد .