61 / 3
بسيار ناپسنديده شد نزديك خدا آنكه بگوئيد چيزىرا كه نكنيد ( 3 )
61 / 4
هر آئينه خدا دوست مىدارد آنان را كه جنگ مىكنند در راه خدا صف زده گويا ايشان عمارتى هستند محكم با يكديگر چسپيده ( 4 )
61 / 5
و ياد كن چون گفت موسى ع قوم خود را اى قوم من چرا مىرنجانيد مرا و هر آئينه مىدانيد كه من فرستادهء خداايم بسوى شما پس وقتى كه كجروى كردند كج ساخت خدا دل ايشان را و خدا راه نمىنمايد قوم بدكاران را ( 5 )
61 / 6
و ياد كن چون گفت عيسى پسر مريم اى بنى اسرائيل هر آئينه من پيغمبر خداايم بسوى شما باوردارنده آنچه پيش دست منست از توريت و بشارتدهنده به پيغامبرى كه بيايد بعد از من نام او احمد باشد پس چون آمد احمد صلى اللّه عليه و سلم پيش ايشان با معجزهها گفتند اين سحريست ظاهر ( 6 )
شرح
كَبُرَبزرگ استمَقْتاًاز روى خشمعِنْدَ اللَّهِبه نزديك خداىأَنْ تَقُولُواآنكه بگوئيدما لا تَفْعَلُونَآنچه نخواهيد كرد و نزد بعضى علماء آيت عام است و شامل يعنى هر كه سخنى گويد و نكند درين عتاب داخل است و به آن علماء نيز كه خلق را به عمل خير فرمايند و خود ترك نمايند اين سياست خواهد بود ا تامرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسكم و حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم در شب معراج ديده كه لبهاى چنين كسان بمقراض آتشين مىبريدند قطعهاز من بگوى عالم تفسير گوى را * گر در عمل نكوشى نادان مفسّرىبار درخت علم ندانم بجز عمل * با علم اگر عمل نكنى شاخ بىبرىإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىيُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَدوست دارد آنان را كه كارزار كنندفِي سَبِيلِهِدر راه وىصَفًّاصفزده در برابر خصمكَأَنَّهُمْگويا ايشان در استحكامبُنْيانٌ مَرْصُوصٌبناهااند ريخته از ارزير كنايت است از ثبات قدم ايشان در معركه حرب و به يكديگر باز چسپيدنوَ إِذْ قالَ مُوسىو ياد كن آن را كه گفت موسى عليه السلاملِقَوْمِهِمر گروه خود را يعنى با بنى اسرائيل گفتيا قَوْمِاى قوم منلِمَ تُؤْذُونَنِيچرا مىرنجانيد مرا به ناشنودن فرمان منوَ قَدْ تَعْلَمُونَو به راستى مىدانيدأَنِّي رَسُولُ اللَّهِآنكه من فرستاده خدايمإِلَيْكُمْبسوى شما و بر رسالت خود از معجزات ظاهره اقامت شهادت كردهام و شما را معلوم شده و شبهه نمانده و رسول بايد كه محترم و مكرم باشد پس شما فرمان من بريد ايشان بر همان جهالت و ضلالت خود ثابت بودند و سخن كليم اللّه على نبينا و عليه السلام نشنودندفَلَمَّا زاغُواپس آن هنگام كه بگشتند بنى اسرائيل از قبول فرمان موسى عأَزاغَ اللَّهُبگردانيد خداىقُلُوبَهُمْدلهاى ايشان را از صفت يقين و موقع شك ساختوَ اللَّهُو خداىلا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَراه نمىنمايد بشناخت خود بيرونرفتگان را از دائره فرمانوَ إِذْ قالَو ياد كن آن را نيز كه گفتعِيسَى ابْنُ مَرْيَمَعيسى پسر مريم عليه السلام مر قوم خود را كهيا بَنِي إِسْرائِيلَاى فرزندان يعقوب عإِنِّي رَسُولُ اللَّهِبه درستى كه من فرستاده خدايمإِلَيْكُمْبسوى شما به حجّت و برهانمُصَدِّقاًدر حالتى كه باوردارندهاملِما بَيْنَ يَدَيَّمر آن چيزى را كه پيش من استمِنَ التَّوْراةِاز كتاب توريت يعنى قبل از من نازل شده و من تصديق كردهام كه آن از نزديك خدا استوَ مُبَشِّراًو مژدهدهندهامبِرَسُولٍ يَأْتِيبفرستاده كه مىآيد بدين كامل و شرع شاملمِنْ بَعْدِياز پس زمان مناسْمُهُ أَحْمَدُنام او احمد مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم يعنى ستايندهتر و ترجمه كلام عيسى على نبينا و عليه السلام برين وجه است كه انى ذاهب الى ربّى و ربّكم و الفارقليطا جاء و معنى فارقليطا احمد است در تبيان آورده كه اسم آن حضرت ص به سريانى منحميا است و معنى او آنكه فرستد خدا بشما او را بعد از مسيح عفَلَمَّا جاءَهُمْپس آن هنگام كه آمد عيسى عليه السلام بديشانبِالْبَيِّناتِبمعجزات روشن چون احياى موتى و ابراء اكمه و ابرصقالُواگفتند بيشتر بنى اسرائيلهذااينكه او بما مىنمايدسِحْرٌ مُبِينٌجادوئى است آشكارا يعنى بر هيچكس پوشيده نيست كه سحر مىكند .