60 / 7
نزديك است خدا از آنكه پيدا كند در ميان شما و در ميان آنان كه دشمنى داشتهايد به آنها دوستى را و خدا تواناست و خدا آمرزگار مهربان است ( 7 )
60 / 8
منع نمىكند خدا شما را از مواصلت آنان كه جنگ نكردهاند با شما در مقدمهء دين و بيرون نكردهاند شما را از خانههاى شما منع نمىكند از آنكه احسان كنيد با ايشان و انصاف كنيد در حق ايشان هر آئينه خدا دوست مىدارد انصافكنندگان را ( 8 )
60 / 9
جز اين نيست كه منع مىكند شما را خدا از مواصلت آنان كه جنگ كردهاند با شما در مقدمهء دين و بيرون كردند شما را از خانههاى شما و معاونت ديگران كردهاند در بر آوردن شما منع مىكند از آنكه دوستى داريد با ايشان و هر كه دوستى دارد با ايشان پس آن جماعه ايشانند ستمكاران ( 9 )
شرح
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَشايد كه خدا پيدا كندبَيْنَكُمْميان شماوَ بَيْنَ الَّذِينَو ميان آنان كهعادَيْتُمْدشمن داشتيدمِنْهُمْاز كفّار مكهمَوَدَّةًدوستى و يارى و آنچنان بود كه ابو سفيان و سهل بن عمرو و حكيم بن حزام و غير ايشان از صناديد عرب كه دشمنان عظيم بودند اسلام آوردند و كسان ايشان را با ايشان محبتى تمام پيدا شدوَ اللَّهُ قَدِيرٌو خدا توانا است بر آنكه دشمنى را به دوستى بدل كندوَ اللَّهُ غَفُورٌو خدا آمرزنده است كسى را كه موالات كرده با ايشان قبل از نهىرَحِيمٌمهربان بر آنها كه بعد از نهى قطع مودّت كردند آوردهاند كه قوم خزاعه را با حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم عهد و پيمان بود و هرگز قصد مسلمانان نكردند و دشمنان دين را يارى ندادند حق سبحانه درباره ايشان فرمودلا يَنْهاكُمُ اللَّهُنهى نمىكند خدا شما را اى مؤمنانعَنِ الَّذِينَاز آنان كه ايشانلَمْ يُقاتِلُوكُمْكارزار نكردهاند با شمافِي الدِّينِدر كار دين و ملّتوَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْو بيرون نكردند شما رامِنْ دِيارِكُمْاز سراهاى و منزلهاى شما يعنى خزاعه كه در مقاتله و اخراج شما دخلى ننمودهاند يا مراد زنان و كودكاناند كه ايشان را در قتل و اخراج چندان مدخلى نيست مىفرمايد كه خدا باز نمىدارد شما راأَنْ تَبَرُّوهُمْاز آنكه نيكوئى كنيد با ايشانوَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْو از آنك عدل كنيد يا بفرستيد قسطى و بهره براى ايشانإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَبه درستى كه خدا دوست دارد عدلكنندگان راإِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُجز اين نيست كه حق سبحانه نهى مىكند شما راعَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْاز آنان كه كارزار كردند با شمافِي الدِّينِدر دين خداىوَ أَخْرَجُوكُمْو بيرون كردند شما رامِنْ دِيارِكُمْاز سراهاى شماوَ ظاهَرُواو معاونت كردند و هم پشت شدند با اعادىعَلى إِخْراجِكُمْبر بيرون كردن شما از خانومان شما يعنى مشركان مكّه بعضى كه در صدد حرب آمدند و برخى كه سعى اخراج كردند و جمعى كه يار ساعيان بودند بازميدارد خدا شما راأَنْ تَوَلَّوْهُمْاز آنكه دوستى كنيد با ايشانوَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْو هر كه دوست دارد ايشان رافَأُولئِكَپس آن گروه دوستدارندگانهُمُ الظَّالِمُونَايشانند ستمكاران كه وضع دوستى در غير موضع مىكنند چه دوستى با خداى مىبايد و با دوستان خداى مىشايد كه از دوستى ديگران هيچ نكشايد بيتبگسل ز دوستان دغا باز حيلهساز * يارى طلب كه طالب نقش وفا بودآوردهاند كه در حديبيه صلح واقع شد يكى از شروط آن بود كه هر مسلمان كه از مكّه به مدينه رود آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم او را بكفّار باز فرستد و اگر مسلمانى از مدينه روى برتافته جانب مكه شتابد قريش او را بازنگردانند هنوز آن حضرت عليه الصلاة و السّلام در حديبيه بود كه جماعتى مؤمنان از مكّه گريخته به ملازمت آمدند از ان جمله سبيعه اسلميه بود و در عقب شوهر او مسافر مخزومى مىرسيد و گفت شرط صلح برين وجه بوده كه هر كه از ما به تو آيد بما رد كنى جبرئيل عليه السلام آمد و گفت يا رسول اللّه آن شرط بر مردان واقع شده نه بر زنان و روا نيست كه مؤمنات را به مشركان باز دهيد و اين آيت نازل شد كه -